فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش معدن
دانشگاه ها و اساتيد معدن
آموزش علوم رشته معدن
آموزش نرم افزارهاي معدني
معرفي معادن سراسر دنيا
مراکز تحقيقاتي بخش معدن
آشنايي با تجهيزات معدني
بانک مقالات رشته معدن

معرفي متخصصين معدني

پروژه هاي تحقيقاتي معدن

رده بندي سايتهاي معدني
پايان نامه هاي دانشجويي
نشريات و کتابهاي معدني
معرفي شرکتهاي معدني
گالري عکسهاي معدني
 
 

عنوان: بازيابي ابزار مانده در چاههاي حفاري اکتشافي يا Fishing
ويسنده: سيامک خسروي               ايميل: siamak_kh2006@yahoo.com

منبع اطلاعاتي: www.e-drilling.blogfa.com  post_33            تاريخ نگارش: 09/08/1387

 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

واژه مانده گيري به عملياتي اطلاق مي شود که منجر به انتقال ابزار و اجزايي خواهند شد که به دلايل مختلف در داخل چاهها گير کرده اند . بخشي از رشته لوله حفاري ، مته و ابزار کمکي از ابزارهايي هستند که ممکن است در ته چاه يا ديواره هاي چاه گير کنند. اين معضل بيشتر در مواردي اتفاق مي افتد که لوله حفاري در درون چاه چسبناک شود و يا به دليل گسيختگيهاي کناره چاه بخشي از رشته لوله ها حفاري در آنها گير کند . به طور کلي عواملي که موجب گير افتادن و فرو رفتن رشته لوله حفاري در داخل چاه مي شود عبارتند از :

1- وجود شيل و تشکيلاتي که موجب لجن شدن چاه مي شود.
2- وجود ذرات حفاري در بالاي مته و لوله اضافي
3- اختلاف فشار موجود بين گل حفاري و طبقات ديواره چاه اين اختلاف فشار اگر زياد باشد موجب چسبيدن رشته لوله حفاري به چاه مي شود.
4- وجود شئي خارجي در داخل چاه
5- نوسان غير ضروري مته و لوله اضافي

صرف نظر از آنکه چه عاملي موجب ماندگي ابزار حفاري مي شود اولين گام در عمليات مانده گيري يا باز يابي تعيين محل ماندگي است تا با تعييناين محل بتوان عامل ماندگي و چگونگي رفع آن را بررسي کرد براي تعيين محل ماندگي با توجه به شکل زير مي توان مراحل ذيل را به مرحله اجرا در آورد:

◄  چگونگي اندازه گيري طول ماندگي در چاه:
1- وارد کردن نيروي F1 به لوله در جهت مخالف ته چاه (به سمت بالا) تا اطمينان حاصل شود که لوله ها در حالت کشيده (تمدد) قرار دارند. اين نيرو از نظر عملي تنها قدري زيادتر از وزن کل لوله يا لوله هاست ( زياد تر از 5 درصد ) تا موجب کرنش نشود.
2- مشخص کردن نقطه مجع بر روي لوله در سطح پس از اعمال نيروي F1 با علامت ضربدر که در واقع طول لوله در حالت کشيده مي باشد. مشخص مي شود.
3- وارد کردن نيرو F2 در جهت مخالف ته چاه (به سمت بالا) به لوله يا لوله ها ، اين نيرو زيادتر از F1 و به حدي است که در لوله کشيدگي (کرنش) ايجاد مي کند . اين مقدار کشيدگي که ناشي از نيروي F2 است با توجه به نقطه مرجع بايد اندازه گيري شود. مقدار افزايش طول اندازه گيري شده برابر است با مقدار جابه جايي نقطه مرجع بايد توجه داشت که مقدار F2 نبايد از حد الاستيک لوله يا لوله هاي حفاري زيادتر باشد چه در غير اين صورت در لوله ها شکستي يا تغيير شکل دائم صورت خواهد گرفت . پس از اندازه گيري کرنش مي توان با استفاده از فرمول مودولوس الاستيسيته و رابطه کرنش طول ماندگي در چاه تعيين کرد.
 

E=6/ E    (4-11)
 

که:
=E مودلوس الاستيسيته و براي فولاد برابر است با 30*106 P.S.I
=6تنش کششي (PSI)
=E کرنش يا مقدار کشيدگي که واحد آن طول به ازاي طول است (فاقد واحد) چنانچه قبلا نيز ذکر شد دلتا I = مقدار کشيدگي برحسب اينچ و L طول لوله بر حسب فوت (در واقع طول يا عمقي از چاه است که لوله در آن نقطه گير کرده است) ؛بنابراين جهت يکسان کردن واحدها در صورت و مخرج E خواهيم داشت :
 

E= I /12L (12-4)
 

طبق تعريف 6 يا تنش کششي برابر است با :
 

6=F2-F1/A=DF/A (13-4)
 

=F نيرو بر حسب پوند و A = مساحت مقطع لوله حفاري فولادي بر حسب اينچ مربع است.

حال اگر در فرمول مودلوس الاستيسيته به جاي 6 رابطه DF/A و به جايI/12L دلتا را قرار خواهيم داشت:
 

E=DF*12L /A.I (14-4)
 

به عبارت ديگر L يا عمقي که لوله گير کرده است برابر مي شود با :
 

L=E.A.I/12DF (15-4)
 

براي اجتناب از محاسبه A مي توانيم با استفاده از وزن مخصوص فولاد کيفيت لوله يا وزن آن را بر حسب واحد پوند به ازاي هر فوت را به کار ببريم که در بيشتر موارد نيز لوله را با اين کيفيت از همديگر تشخيص مي دهند ( وزن مخصوص فولاد 283/0 پوند به ازاي هر اينچ مکعب است ) بنابراين مي خواهيم داشت:
 

W=AIN 2* 0.283 lb/in 3 *12/f t
 

به عبارت ديگر A برابر است با :A=W / (12)(0.283) ؛ لذا اگر در فرمول طول ماندگي يعني فرمول 4-15 به جاي E ارزش آن 30.106 PSI و به جاي A رابطه ي W/(12)(0.283) را قرار دهيم خواهيم داشت:
 

L=735*10 ^3 ( W.I /F) ( 16-4)
 

که :
L= طول ماندگي بر حسب فوت ، W= وزن لوله بر حسب پوند به ازاي هر فوت ،دلتا I= مقدار جابه جايي برحسب اينچ ( مقدار افزايش طول لوله پس از اعمال F2 )، DF = نيروي اعمال شده بر حسب پوند

مثال : قطر لوله حفاري 3 اينچ و وزن آن 3/13 پوند به ازاي هر فوت لوله بود . حفاري ر عمق 10000 فوت انجام مي گرفت که ناگهان حفار متوجه شد که لوله حفاري در نقطه اي از چاه گير کرده است او با تلاش هاي اوليه خود و با وارد کردن F1 ( پوند F1=140000) و F2 (پوند F2=200000) مقدار افزايش طول لوله 48 اينچ را ثبت کرده است . رشته لوله حفاري در چه عمقي از چاه گير کرده است؟
 

L=735* 10^3 W.I/F
L=735* 10^3 (1303) (48) /200000-140000= 7800FT

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت