فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

معرفي آثار تاريخي ايران
معرفي آثار تاريخي جهان
جاذبه هاي گردشگري
شهرها و استانهاي ايران
افسانه ها و آثار تاريخي
عجائب هفتگانه جهان
موزه هاي ايران  و جهان
خريد بليط قطار و هواپيما
هتل ها و مهمانسراها
آژانس هاي مسافرتي
گالري عکسهاي گردشگري
گالري عکسهاي تاريخي
 
 

عنوان: مجموعه تاريخي تخت سليمان يا آتشكده آذرگشنسب

نويسنده: فرناز موحدي

منبع اطلاعاتي: www.aariaboom.com

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - - -

   
 
 

مجموعه تاريخي تخت سليمان يا آتشكده آذرگشنسب در سال 1382 به عنوان چهارمين اثر باستاني کشور در فهرست ميراث جهاني يونسکو به ثبت رسيد. در اين منطقه نشانه ها و بقاياي استقرار و تلاش انسان از هزاره ي نخست پيش از ميلاد تا سده 11 هجري به چشم مي خورد. هرچند اوج شکوه آن در دوره ي ساسانيان است.
يکي از سه آتشکده ي بزرگ ايران، آتشکده ي آذرگشنسب است که نماد اقتدار حکومت ساسانيان بوده و در شيز واقع است. نام آذرگشنسب در متون اوستايي، کتاب هاي تاريخ ايران قديم و نوشته هاي مورخان يوناني، رومي و ارمني بارها آمده است. در شاهنامه ي فردوسي نيز حدود 70 بار نام آتشکده آذرگشسب ذکر شده است.

 

 

 موقعيت جغرافيايي :
ويرانه هاي تخت سليمان در آذربايجان در جنوب شرقي درياچه اروميه در 42 كيلومتري شمال شرقي شهرستان تكاب در يك دره سر سبز در ارتفاع 3000 متري دامنه ي جنوب كوه هاي بالكاش واقع شده كه قله 3200 متري كوه بلقيس در آن قد علم كرده است.

 

 

 ويژگيهاي طبيعي:

تخت سليمان بر روي تپه اي به شکل مخروطِ ناقص از رسوبات آهکي و  به ارتفاع 20 متر از سطح دشت ساخته شده است. محدوده تخت سليمان به وسيله حصاري عظيم به ارتفاع 13 متر و طول 120/1 كيلومتر  محصور شده است.

هسته اصلي ديوارها  با ضخامتي حدود 380 سانتيمتر از لاشه سنگ و ملات ساروج و پوشش بيروني حصار از سنگ هاي بزرگ حجاري شده تشکيل شده است.
حصار مربوطه به شكل يك بيضي نامنظم ، داراي ۳۸ برج به صورت قوس در جبهه بيروني بوده و داراي دو دروازه است. دروازه جنوب شرقي به علت زيبايي حجارهاي بالاي طاق و نيز آسيب ناچيز از اهميت بيشتري برخوردار است.

 


آتشكده آذرگشنسب در ضلع شمالي درياچه قرار گرفته و داراي نمايي چهارطاقي است كه درون آن محراب آتش قرار گرفته و راهروهاي مخصوص مراسم عبادي اطرافش را فراگرفته اند.
جايي كه موبدان در حالي كه سرودهاي مقدس اوستا را زمزمه مي كردند در كنار آتشدان دهان خود را با پارچه اي مي بستند تا با نفس خود آن را آلوده نسازند و دستكش به دست چوب هاي از قبل پاك شده را با انبر روي آتش قرار مي دادند.
در سمت راست چهارطاقي دومين اتاق مهم اين آتشكده يعني يزشن ـ گاه قرار گرفته است كه در آن آتش را وقتي براي نيايش در معرض ديد نبود، شعله ور حفظ مي كردند.
در ضلع شمال غربي، ايوان بلند و شكوهمند ساساني معروف به ايوان خسرو كه از آجر قرمز و ملات ساروج ساخته شده قرار دارد كه تنها ديوارهاي باقي مانده هنوز به عنوان شاخص اين مجموعه تلقي مي شود.

 


اين ايوان بلند كه براي اقامت پادشاهان ساساني در زمان اجراي مراسم زيارت آتشكده آذرگشنسب، بار عام احداث شده است و به احتمال زياد تاريخ ساخت آن مربوط به خسرو اول معروف به انوشيروان است.

 بر بالاي اين تپه درياچه اي با عمق بيش از 60 متر و قطر حدود 100 متر قرار دارد. آب درياچه توسط چشمه اي جوشان در کف آن تامين مي شود و مملو از آهک و فاقد هرگونه موجود زنده است. دماي آن در زمستان و تابستان ثابت است. سطح آب درياچه به وسيله دو جوي آب که يکي به سمت شمال و ديگري به سمت جنوب درياچه جاري هستند، ثابت مانده است. مردم بومي به کانال جريان آب جنوبي که در زمان ساسانيان ايجاد شده اژدها مي گويند. از درياچه ي تخت سليمان در متون بسياري نام برده شده است. در بندهش گفته شده که از يک تپه ي کوچک کوه غرب تشکيل شده است اين سخن يادآور اين حقيقت است که تمام تپه آهکي تخت سليمان توسط انباشت رسوبات چشمه ي آن در طي ساليان دراز ايجاد شده است.

 

 

 آتشکده آذرگشنسب:
آتشکده آذرگشنسب يکي از سه آتشکده ي بسيار مهم ايران در زمان ساسانيان بود.آذرگشنسب (آتش شاهي يا آتش سلحشوران) حافظ جنگجويان بوده و به عنوان نماد وحدت کشور از احترام والايي برخوردار بوده است. آن چنان که پادشاهان ساساني پس از تاج گذاري از تيسفون پياده به زيارت آن مي رفتند و از غنايم جنگي خود هداياي بسياري به آن تقديم مي کردند.
آذرگشنسب به معني آتش اسب نر است و بر پايه ي افسانه هاي ايراني دليل نام گذاري اين است که کيخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نيم روز با تيرگي شبانه که ديوان با جادوي خود پديد آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشي بر يال اسب وي فرود آمد و جهان را ديگر باره روشن کرد و کيخسرو پس از پيروزي و گشودن بهمن دژ، به پاس اين ياوري اهورايي، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جايگاه به نام آتش اسب نر (گشسب يا گشنسب) ناميده شد.

 

 

محل آتش جاويدان آتشکده آذرگشنسب


هرچند بررسي هاي تاريخي، شروع به ساخت آتشکده را زمان پيروز اول ساساني در اواسط سده ي پنجم ميلادي نشان مي دهند.
بناي نخستين از خشت ساخته شده است و طرح آن چنان کامل بوده که جايگاه بناهايي که بعدها در اين مجموعه ساخته شد از ابتدا در نظر گرفته شده بوده است. در جريان قيام مزدکيان اين مکان مورد بي توجهي و بي اعتباري قرار گرفت. اما پس از سرکوب قيام يک نوسازي همه جانبه آغاز شد و خسرو اول (خسرو انوشيروان) در سال 529 ميلادي آتش شيز را از آتشکده ي شيز در شيز قديم (احتمالا آبادي ليلان امروزي) به اين مکان منتقل کرد و از آن پس اين مکان که شيز ناميده شد [ تلفظ شيز به پهلوي گنزک است که اين نام بر گرفته از درياچه ي چيچست (اروميه) مي باشد ] نماد وحدت ملي و يکسان سازي دين کشوري گشت.
مصالح استفاده شده در بناهاي اين دوره ترکيبي از سنگ و خشت بوده است. در سال 627 ميلادي و در زمان خسرو پرويز، در جريان لشکرکشي هراکليوس امپراتور بيزانس آتشکده غارت و ويران شد. هرچند که برطبق گفته هاي ابودلف آتش آذرگشنسب تا سده ها پس از اين تخريب هم چنان روشن ماند.
شيز که شهر اجراي ايين هاي مذهبي - حکومتي بوده حصاري عظيم از سنگ و ساروج به شکل بيضي با دو دروازه داشته است. حصار به 38 برج و راهرويي دفاعي جهت دسترسي به اتاقک اين برج ها تجهيز شده بود. در زمان ساسانيان راه اصلي ورود به شيز دروازه ي شمالي بوده است.
نکته مبهم در معماري دروازه ها نحوه ي بسته شدن آن هاست؛ زيرا آنها فاقد هرگونه حايل براي در هستند هم چنين هيچ جايي براي پاشنه ي در، در آنجا به دست نيامده است. زائران پس از عبور از دروازه ي شمالي روبروي خود ديواري را مي ديدند با ارک هاي نيم دايره اي که تمام تاسيسات داخلي را دربر مي گرفت. اين حصار داخلي چهار دروازه به خارج داشت و گذرگاهي تاق دار به اين ديوار متصل بود که از راه اين دالان بخش هاي مختلف داخلي با يکديگر در ارتباط بودند.
پس از عبور از دروازه ي شمالي اين حصار داخلي که به شکل يک اتاقک مستطيل شکل بوده زائران وارد حياطي بزرگ مي شدند که توسط سرسراهاي ستون دار احاطه مي شد.
در جنوب ميان سراي (حياط) يک ايوان قرار داشت که با عبور از آن زائر وارد بخش اصلي آتشکده شده و آن دالاني بود که آتشگاه را احاطه مي کرد.
آتشگاه، چهارتاقي آجري بوده با سقفي گنبدي. زائر مي توانست در دالان پشت نرده هاي باريکي بايستد و مراسم نيايش را مشاهده کند. در ميانه ي کف چهارتاقي يک گود چهارگوش به عمق هشت رديف آجر وجود داشت که محل قرار گرفتن آتشدان بود. هم چنين در اين اتاق چهار سکو از سنگ ماسه جهت قراردادن برسم و نيز تعدادي ميز يا نيمکت از آجر براي آماده کردن مخلفات مربوط به نوشابه اي که در مراسم نيايش نوشيده مي شد وجود داشته است.
موبدان در کنار آتشدان دهان خود را مي بستند تا آتش را با نفس خود آلوده نسازند و نيز دستکشي به دست مي کردند تا چوب هاي از قبل تطهير شده را که با انبر روي آتش قرار مي دادند، آلوده نکنند.
اين مراسم همراه با خواندن سرودهاي اوستاي کهن و متن هايي از تعاليم زرتشت بوده است. در جنوب دالان زائر مي توانست از طريق ايوان جنوبي به کنار درياچه راه پيدا کند.
درياچه را تالارهاي ستون دار دربرگرفته و فضايي مانند حياط مسجد جامع اصفهان را ايجاد کرده بود که تصوير اين بناسازي دور درياچه را در حاشيه ي ظرف برنزي معروف ساساني در موزه هنرهاي اسلامي برلين مي توان مشاهده کرد.
در شمال درياچه، سه ايوان در شرق و غرب و مرکز وجود داشت که در جنوب آن احتمالا يک ايوان بوده ولي آثار آن از بين رفته است. گمان مي رود تخت تاقديس (تخت معروف خسرو پرويز) برحسب اين که خورشيد براي يک اقامت مطلوب در چه موقعيتي قرار داشته در يکي از اين سه ايوان قرار مي گرفته است.
در واقع برخلاف نوشته ي ابودلف، تخت قابل چرخش نبوده است بلکه با اسب به موقعيت مناسب برده مي شده است. بناهاي مجموعه ي شمال درياچه به دو قسمت اصلي تقسيم مي شدند که دالاني آنها را از هم جدا مي کرد. بخش غربي اين مجموعه يا آتشکده ي مغا، بجز بخش هايي که ذکر شد شامل اين قسمت ها نيز بوده است :
چهارتاقي چليپا مانند که به دالان دربرگيرنده ي چهارتاقي وصل بوده است. درباره آن دو حدس وجود دارد، يکي اين که يزشن گاه يا محل نگهداري آتش زماني که در معرض ديد نيست بوده و ديگر آن که مکان مقدسي در ارتباط با پرستش آب بوده؛ زيرا که پرستش آتش رابطه ي نزديکي با پرستش آناهيتا، ايزد آب داشته است.
در مرکز کف اين چهارتاقي سکويي از آجر ساخته شده است. که هم مي توان فرض کرد که در چهارگوشه ي آن آتشدان هاي سنگي قرارداشته و هم شباهت بسياري با حوض دارد مخصوصا که درزهاي آن رسوب گرفته اند. هرچند در سمت راست ميان سراي ورودي مجموعه ي بزرگي از اتاق ها به دور يک فضاي مرکزي مربع شکل قرار گرفته که احتمال بيشتري دارد که نيايشگاه آناهيتا بوده باشد.
فضاي مرکزي اين مجموعه، اتاقي داراي هشت ستون بزرگ است که توسط دالان پهن تاقداري پيرامون شده است.
در ميان اين فضا يک سکوي چهارگوش شکل وجود داشته و احتمال ديگري براي کاربرد اين مجموعه داده مي شود و کاربرد آن به عنوان انبار چوب هاي روشن نگهدارنده ي آتش مقدس در زمستان است.
در چارتاقي چليپايي، اتاق هايي با رف (طاقچه) هايي در ديوارها ديده مي شوند و احتمالا آنها خزانه هاي آتشکده بوده است؛ باغ هايي نيز وجود داشته است که از ترکه هاي درختان آن برسم تهيه مي کرده اند.

 

 تخت سليمان پس از ساسانيان:

با وجود اين قلعه با عظمت تكاب در سال ۶۲۴ ميلادي به واسطه حمله ارتش روم و شكست سپاهانيان خسرو دوم (پرويز) مورد غارت وتخريب و بي حرمتي واقع و از اعتبار آن كاسته شد و ديگر هرگز رونق پيشين را نيافت تا اين كه در دوره ايلخانان مغول، آباقاخان با انجام تعميرات وسيع و احداث بناهاي جديد به روي شالوده بناهاي ساساني از اين مكان به عنوان تفرجگاه و شكارگاه خود استفاده كرد و بعد از ايلخانان مغول اين مكان به صورت شهرك كم اهميتي با مشاغل متنوع تا قرن ۱۱ هـ.ق به حيات خود ادامه داد.

در آن زمان هنوز بخشي از بناهاي دوران ساساني وجود داشت و با وجود تخريب زياد آن چنان در خور توجه بودند که مالکان جديد اين سرزمين تاسيسات خود را در موارد بسياري کاملا منطبق بر معماري پيشين ساختند.
در اين دوره در اصلي در جنوب تخت بود و فرد پس از گذشتن از دو ميان سراي، که احتمالا محل زين کردن اسب ها بوده به ايوان جنوب درياچه که به عنوان سرسراي ورودي استفاده مي شد، مي رسيد. هر دو سوي ايوان جنوبي متصل به رواق هاي ساده اي بود. در غرب درياچه در پشت رواق ها رديفي از اتاق هاي عريض قرار داشتند که نخستين آنها يک بناي چهار ايواني بود؛ يک ميان سراي چهرگوش شکل که در هر سمت آن يک ايوان و در گوشه هايش اتاق هاي جانبي قرار داشته است. چهار ايواني که موثر از معماري سلجوقي است شکل کلي بناهاي ساخته شده در آن دوران بر روي تخت است.
ديوارهاي چهارايواني روي تخت، بيشتر به گچ کاري و کاشي کاري مزين بوده و کف آنها سنگفرش شده است. جالب ترين بناي غرب درياچه، بنايي 12 گوش با سقفي گنبدي شکل است که تنها راه ورودي آن سمت جنوب و از داخل يک راهرو بوده است. اين بنا احتمالا حرم سراي ايلخان مسيحي بوده که از طريق رواق ها به ايوان غربي راه داشته است. ايوان غربي ايلخاني در گوشه ي شمال غربي درياچه بر روي ايوان غربي ساساني بنا شده است، اما اين بار بسيار مرتفع تر با سه تاق بر بالاي هم.
اين مکان محل سکونت ايلخان بوده است. در دو طرف ايوان مکان هايي جهت نشستن ايلخان تعبيه شده که در آن قسمت ها کاشي هاي زرين فام با نقش اژدها و سيمرغ در رنگ هاي آبي و فيروزه اي ديده مي شود.
در پشت ايوان تالار پهني با سقفي از چوب بوده که از راه درهاي کناري مي توان به دو اتاق هشت گوش وارد شد. اتاق هشت گوش شمالي با کاشي کف پوش شده و در دور تا دور ديوارهاي اتاق، نشيمن گاه هايي قرار داشته است. نشيمن گاه ها با کاشي تزيين و در بالاي آنها گچ بري هايي منقوش، قرار داشته و احتمالا اتاق نشيمن ايلخان بوده است.
در اتاق هشت گوش جنوبي، با استفاده از ديوارها و درهاي داخلي اتاق هاي کوچکي ساخته که احتمالا اتاق خواب بودند. تزيينات اين اتاق بسيار پرمعنا و حتا در گچ کاري ها از اشعار فارسي استفاده شده است.
سمت جنوبي ايوان پلکان مارپيچي بوده که با استفاده از آن به طبقه ي دوم کاخ مي رفتند. طبقه ي دوم از دو سمت به سوي درياچه باز مي شده و محل مطلوب بادخيزي را براي نشستن عرضه مي کرده است. در پشت بناهاي غرب درياچه، به صورتي کاملا مجزا يک بناي چهارگوش با سقفي گنبدي از چوب قرار داشته که مورد استفاده اين بنا معلوم نيست.
از بناهاي شمال درياچه در دوران ساساني تنها اتاق آتشگاه باقي مانده اما با اين وجود مي توان گفت که معماري بناهاي اين قسمت زير تاثير بسيار معماري ساساني بوده است. اتاق آتشگاه در اين زمان با استفاده از تاق هاي بر روي هم تبديل به بنايي دو طبقه شده، که طبقه ي بالايي آن احتمالا تالار رسمي بارعام بوده و پلکان اصلي آن در محور ايوان قرار گرفته بوده است.
فضاي داخل ايوان متصل به تالار بارعام با استفاده از سقفي چوبين، هم سطح با سقف طبقه ي نخست قرار گرفته و از اتاق پشت آن، محل دلباز بلندي مشرف بر درياچه ايجاد شده است. به دو طرف ايوان رواق هايي متصل بوده و پشت رواق هاي شرقي بنايي به همان شکل بناهاي روي تخت وجود دارد.
درشرق ايوان شمالي يک آرامگاه مربوط به پيش از ايلخان قرار دارد. به جز تاسيسات گفته شده در شمال شرقي آتشکده، کارگاه هاي پخت سفال قرار داشتند که قسمت اعظم کاشي هاي استفاده شده در بناها و ظروف سفالي بدون لعاب را توليد مي کردند. در کارگاه ها انواع مختلف اجاق و کوره وجود داشته يک نوع خاص کوره که نمونه هايي از آن در اين جا به دست آمده کوره اي است که بين مخزن آتش و مخزن پخت آن دريچه معمول براي انتقال حرارت وجود نداشته بلکه حرارت از مخزن آتش به وسيله پنج دهانه ي تاقدار به کانال دايره شکلي هدايت مي شده و از آنجا به مخزن پخت جريان مي يافته. بدين ترتيب سفالينه هاي نقاشي شده با دود تماس پيدا نمي کردند. در مخزن پخت با استفاده از استوانه هايي از گل رس طبقاتي براي چيدن ظروف آماده براي پخت ايجاد شده است.
پس از مرگ آباقاخان، بناهاى کاخ شکار مجموعه تخريب و بلافاصله در اواخر همان دوره در اطراف دروازه ي شمالى تخت سليمان شهرکى با بناهاى عام المنفعه هم چون بازار، مسجد، حمام، کارگاه هاى صنعتى و حتا تعدادى منازل مسکونى و در قسمت بيرونى نيز قبرستان ساکنان شهرک مذکور شکل گرفت. پس از صفويه اين مکان خالي از سکنه مي شود و اهالي بومي که اطلاعي از تاريخ آن نداشتند به تصور آن که اين شکوه و جلال تنها مي تواند متعلق به حضرت سليمان باشد نام تخت سليمان را بر روي آن نهادند و خود را موظف به حفاظت و مراقبت از اين جايگاه مقدس کردند.

 سکونت گاه موبدان:
در بخش شرقي بناهاي شمال درياچه، مجموعه اي قرار دارد که به احتمال زياد همان کاخ افسانه اي پادشاه است که ابودلف به زيبايي آن را توصيف کرده است. از کنار تاق نماهاي کنار درياچه مي توان وارد تالارهاي ستون دار کاخ شد، نخست تالار ستون هاي چهارگوش است. در بخش انتهايي اين تالار اجاق هايي بوده و پس از آنها ديواري که آن سويش تالار ستون دار ديگري با ستون هاي گرد قرار داشته است، در بخش غربي اين تالار سه محراب آتش و در بخش شرقي آن آب روها و حوضچه هايي جهت به جاي آوردن ايين هايي خاص قرار داشته است.
اين تالار از طريق چند سرسرا به اتاق چليپا مانندي با سقف گنبدي وصل مي شود که در واقع پرستش گاه شاه بوده و در وسط آن آتشدان و محراب آتش قرار داشته است. به جز قسمت هاي ذکر شده، اين مجموعه داراي يک سالن غذاخوري، آشپزخانه، ميان سراي و سرويس هايي بوده است. از طريق دري کوچک مي توان وارد دالان متصل به آتشکده ي اصلي يا آتشکده مغان شد. در اين مجموعه با ورودي اي به شکل تاق نصرت، مي توان به خارج حصار داخلي يعني ايوان غربي متصل شد.
ايوان غربي يا ايوان خسرو که امروزه به عنوان شاخص و نماد اين مجموعه تلقي مي شود، ايوان بلند و شکوه مندي است که معماري ساساني آن از سنگ حجاري شده و سقف آن از خشت است. اتاق هاي جانبي درازي داشته و محل جلوس پادشاه بوده است. جالب آن که بقاياي از دهکده اي هخامنشي بر روي تخت در زير بقاياي کاخ به دست آمده است.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت