فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

معرفي آثار تاريخي ايران
معرفي آثار تاريخي جهان
جاذبه هاي گردشگري
شهرها و استانهاي ايران
افسانه ها و آثار تاريخي
عجائب هفتگانه جهان
موزه هاي ايران  و جهان
خريد بليط قطار و هواپيما
هتل ها و مهمانسراها
آژانس هاي مسافرتي
گالري عکسهاي گردشگري
گالري عکسهاي تاريخي
 
 

عنوان: کتيبه داريوش

نويسنده:

منبع اطلاعاتي: www.senmerv.com

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - - -

   
 
 

ميان کرمانشاه و همدان، يا اکباتاناي باستاني پايتخت مادها، کوه بيستون قرار دارد که در دوره هخامنشيان به آن بغستان (جايگاه خدايان) مي گفتند. در اينجا روي صخره اي با حدود 60 متر ارتفاع (که بر بالاي برکه اي که از چشمه اي آب ميگيرد قرار دارد) يادمان عظيم تاريخي داريوش يکم، پرآورازه ترين پادشاه هخامنشي، قرار گرفته است. اينکه داريوش اينجا را براي بناي تاريخي خود انتخاب کرده تصادفي نبوده است.
جاده بسيار کهن کاروان رويي از اينجا مي گذشت، محلي که حتي اکنون سرزمين کم ارتفاع بين النهرين، يعني حوزه پيرامون بابل و بعداد را به سرزمين مرتفع ايران (اکباتانا) مي پيوندد. اين جاده سپس به خاور دور متصل شد و نام "جاده ابريشم" را به خود گرفت. کوه بيستون، چنانکه از نام آن بر مي ايد، بي ترديد از دير باز و سپس در زمان هخامنشيان از اهميت ديني و اييني برخوردار بوده است.

 

 

کتيبه داريوش - بيستون


گزارش هردوت مبني بر اينکه پارسيان بر قله کوهها براي خدايانشان قرباني مي کرده اند (و اکنون نيز اين کار را در خود کوهها انجام مي دهند) احتمالآ نشاندهنده حرمتي است که اين کوه داشته است.
و سرانجام - اين بايد مهمترين دليل باشد که چرا داريوش نقش برجسته و سنگنبشته خود را در اينجا قرار داد - در محلي نزديک اينجا بوده که او و دوستان توطئه گرش توانستند "گئوماته" غاصب را در اقامتگاه تابستاني اش بکشند و مهار کشو را خود بدست بگيرند.
داريوش در سنگنبشته اي توصيف مي کند که اين سرنگوني چگونه رخ داده و نيز چگونه شورشيان سالهاي بعد شکست خوردند، شورشهايي که در اکثر بخشهاي امپراتوري با حداکثر خشونت درهم شکسته شد...

بدون ترديد سنگنبشته جنبه تبليغي دارد و توصيف شاه از خويشتن است، و از اين لحاظ بسيار همانند کارنامه "اوگوستوس" است. هم داريوش و هم امپراتور روم مشتاق بودند که در باره مشروعيت حکومت خود تبليغ کنند و رژيم خود را داروي آشوب و بي نظمي و بي ساماني و نا امني بنمايانند. هر دو نيز براي اينکار از روش مشابهي استفاده کردند.
اعلاميه اي رسمي با زبان اول شخص مفرد بصورت روايتي اصيل در محلي مهم، در جايي آرامگاه و در جايي محل پيروزي، و سپس آن را نسخه هاي متعدد در سراسر امپراتوري توزيع کردند. بدين سان است که کارنامه "اوگوستوس" - دست کم بصورت تکه پاره - به دو زبان يوناني و لاتين در يادمانهاي آنکارايي و در نسخه هاي تک زبانه... به دست ما رسيده است. و سنگنبشته داريوش نه تنها بصورت روايت ميخي سه زبانه باقي مانده، بلکه بطور ناقص نيز در قطعات يک زبانه از بابل، و در روايت آرامي متعلق به صد سال بعد و از طريق مهاجر نشينان در جنوب مصر به دست ما رسيده است.
داريوش مي گويد :
"اکنون آنچه بوسيله من کرده شده تو را باور ايد. همچنين به مردم بسپار! پنهان مدار! اگر اين گزارش را پنهان نداري، به مردم بگويي، اهورامزدا دوست باد و دودمان بسيار و زندگيت دراز باد!... اگر اين گزارش را پنهان بداري، به مردم نگويي، اهورامزدا دشمن تو باشد و تو را دودمان نباشد.
 
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت