فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

معرفي آثار تاريخي ايران
معرفي آثار تاريخي جهان
جاذبه هاي گردشگري
شهرها و استانهاي ايران
افسانه ها و آثار تاريخي
عجائب هفتگانه جهان
موزه هاي ايران  و جهان
خريد بليط قطار و هواپيما
هتل ها و مهمانسراها
آژانس هاي مسافرتي
گالري عکسهاي گردشگري
گالري عکسهاي تاريخي
 
 

عنوان: کشف مقبره توتن‏خامون

نويسنده: جواد کلاني            ايميل: javadkalani@egypt.com

منبع اطلاعاتي: javadkalani.blogfa.com            تاريخ نگارش: 15/08/1385

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

نفرين فراعنه

   
 
 

 راهي بسوي توت عنخ امن:
چاره اي نبود و بايد از خير جستجو ميگذشت. " جرج هربرت " پنجمين کنت خانواده " کارناروون " طي يک سرمايه گذاري 25 هزار پوندي خود ( معادل يک ميليون دلار فعلي ) که ظرف 6 سال در اختيار باستان شناسي بنام " هاروارد کارتر " قرار داده بود, به جز 13 کوزه کوچک مرمر سفيد چيز ديگري در "دره شاهان" نيافته بود. اکنون تابستان سال 1322 اين اشراف زاده ناخرسند به اين نتيجه رسيده بود که ميبايست روياي يافتن گور گمشده " توت عنخ آمن " را کنار بگذارد.

او مانند قمار بازي که پس از باختهاي متوالي از پشت ميز برمي خيزد قصد داشت از ماجراجوئي هاي بيشتر دست بکشد. اما " کارتر " مصمم بود به کار خود ادامه دهد. اين باستان شناس کوتاه قد و چهار شانه, با بيني پهن و بزرگ و سبيل امرانه که چهره اي خشن به او بخشيده بود, با شکست کامل ارزوي ديرينه اش مواجه بود از اينرو شجاعانه اعلام داشت که کار را با هزينه خود ادامه خواهد داد. با توجه به وضعيت مالي " کارتر " که نشان دهنده تو خالي بودن عهد و سوگند وي بود, " لرد کارناروون " تحت تاثير عزم جزم دوست خود, با اکراه موافقت نمود که فقط يکسال ديگر هزينه کاوش را تقبل خواهد کرد.

 

 

تابوت فرعون توتن‏خامون

 

 کارتر در اعتقاد خود به اين مسئله که مقبره محل دفن " توت عنخ امن " در دره شاهان دست نخورده ميباشد عملا" تنها بود. در سال 1922 پافشاري او در جستجوهايش, سبب ريشخند و استهزاء برخي همکارانش گرديده بود. علاقه او به اين گور 15 سال پيش در سال 1907 بر انگيخته شد و اين زماني بود که يک حقوقدان ثروتمند امريکائي بنام " تئودور ديويس " که در زمان بازنشستگي خويش به باستان شناسي روي اورده بود, به حفره کوچکي برخورده بود که قطعاتي از مصنوعات, حلقه هاي گل, و خورده هاي نان کوزه هاي شراب در ان موجود بود و برخي از ان اشياء مهر سلطنتي " توت عنخ امن " زده شده بود. همانگونه که بررسيهاي بعدي نشان داد, اين اشياء عتيقه في الواقع پس مانده هاي از مراسم خاکسپاري ان فرعون بوده اند اما " ديويس " مدعي بود که محل گور را شناسائي کرده است ولي " کارتر " اين ادعا را رد ميکرد.

کشف مهرهاي " توت عنخ امن " کارتر را به اين فکر انداخت که ارامگاه اين فرعون جوان در محدوده مثلثي دو نيم هکتاري که محل حفاري " ديويس " بود قرار دارد, يعني همان محدوده در بر گيرنده گورهاي سه فرعون ديگر به نامهاي " رامسس دوم " " مرنپتاه " و " رامسس ششم " تصميم او به حفاري در اين محدوده نشان دهنده عزم و لجاجت و يکدندگي او بود.

صبح هيجان انگيز 4 نوامبر سال 1922 فرا رسيد. همزمان با اخرين حفاري " کارتر " در جائي که توده سنگهاي مربوط به گور " رامسس ششم " بر رويهم انباشته شده بود. سکوت عجيبي حکمفرما بود. کارگران او پله اي را که در قاعده يک سنگ تراشيده شد بود کشف کرده بودند همه انها منتظر او بودند تا فرمان صادر شود. اين باستان شناس دستور داد که به فوريت کار حفاري ادامه يابد و خود با هيجان به تماشاي پديدار شدن پلکاني که به پائين ميرفت ايستاده بود.

شانزده پله به يک گذرگاه زير زميني حفاري شده در درون تخته سنگها راه ميبرد که مملو از قلوه سنگ بود. اين گزرگاه 27 فوت طول داشت و پاکسازي ان چندين روز طول کشيد. هنگاميکه دهليز تميز شد, " کارتر " خود را در برابر دري يافت که توسط تخته سنگهاي بزرگ مسدود شده بود. بر روي اين درب مهر و نشان گور سلطنتي مربوط به " دره شاهان " وجود داشت. او با قلب طپنده متوجه شد که در مزبور در ايام باستان گشوده شده و مجددا" مهر و موم گشته است. او بعدها نوشت : شک و ترديدهاي ناشي از ناکاميهاي گذشته بدنم را به لرزه دراورد ايا اين يک گور سلطنتي بود؟ ايا بالاخره گور " توت عنخ امن " را کشف کرده بود؟ ايا اين گور هم توسط غارتگران عهد باستان از محتويات خود خالي شده بود.؟ براي پاسخ اين سئوالات ميبايست 2 هفته ديگر صبر ميکرد تا حامي مالي او يعني " لرد کارناروون " که در انگلستان بسر ميبرد به وي بپيوندد. در هر صورت او دستور داد تا مجددا" دهليز و پلکان را از سنگ پر کرده و بر روي ان تخته سنگهايي قرار دهند تا مبادا دزدان اين 2 مرد را از ارزوي ديرينه شان که همانا گشودن در بدست خودشان بود محروم سازند.

" دره شاهان " دهها سال بود که مورد توجه باستان شناسان قرار داشت. اگر چه اين منطقه بسيار گرم و خشک و خالي از هر موجودي زنده اي بود, اما بخاطره تاريخچه پر از بيم و ترس ان اذهان را به خود مجذوب ميساخت. در اين مکان متروک, در ميان تپه هاي سنگي ان سوي "تبس " 28 فرعون قدرتمند در گورهاي عميقي خفته بودند که هم جنبه خانه را داشت و هم جنبه قبر زيرا اين گورها مملو از تجملات و لذتهاي زندگي بود. اين محلهاي دفن, جايگاه سحر و جلال خيره کننده اي بودند. در طي 420 سالي که اين دره ارامگاه شاهان شده بود ( منظور نام جديدش ميباشد ) جمعي متشکل از کارگران و هنرمندان فعال مشغول حجاري و تزئين گورهاي سلطنتي بودند و از پي خود, اسناد و مدارک باور نکردني از نقاط ضعف و قوت خود بر جاي گذاشته که اين دره را نه فقط براي مردگان بلکه براي زندگان نيز قابل توجه ميساخت.

 لحظه تاريخي فرا رسيد:
با ورود " لرد کارناروون " و دخترش " ليدي اولين " و دوستانشان " ارتور کلندر " کارتر دستور داد تا گذرگاه را پاکسازي کنند و سپس در بعد از ظهر 26 نوامبر, اسکنه خود را بدست گرفت و در حاليکه دوستانش به خيره شده بودند, در تاريکي گذرگاه به ايجاد حفره اي در فوقاني ترين قسمت بلوکهايي که بر سر راه قرار داده شده بودند پرداخت. کارتر ميگويد : با دستاني لرزان شکاف باريکي در گوشه فوقاني سمت چپ ايجاد کردم.شمع را داخل حفره نمودم و به تماشاي درون اتاق پرداختم. وقتي چشمانم به تاريکي عادت کرد, بتدريج قادر شدم محتويات اطاق را ببينم. حيوانات عجيب و غريب, مجسمه هاي طلا که درخشش ان همه جا را گرفته بود. براي لحظه اي که براي ديگران بي نهايت طول کشيد از حيرت و تعجب گنگ شدم. " لرد کارناروون " با اضطراب از من پرسيد : چيزي مي بيني؟ و من تنها کلماتي را که توانستم بر زبان بياورم اينها بود (( بله چيز هاي شگفت انگيز ))

 

 

هواركارتر در کنار تابوت توتان خامون در زمان کشف (1922)

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت