فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش مذهبي
حضرت فاطمه زهرا (ع)
آشنايي با امامت و نبوت
قرائت و ترتيل قرآن،ادعيه
احکام فقهي اديان الهي
احاديث پيامبر و ائمه اطهار

آشنايي با اديان و مذاهب

رده بندي سايتهاي مذهبي
گالري عکسهاي مذهبي
 
 

عنوان: فاطمه(س) از ولادت تا هجرت

نويسنده: مجله کوثر، تابستان 1381، شماره 54

منبع اطلاعاتي: www.hawzah.net            تاريخ نگارش: 15/04/1384

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

زندگي حضرت فاطمه عليهاالسلام داراي نکاتي لطيف و مسائلي ظريف مي باشد که براي هر پژوهشگري از زواياي مختلف قابل تحقيق و بررسي است. در اين زمينه، سخنان فراوان و کتاب ها و مقالات بي شماري به رشته تحرير در آمده است و هرکس نسبت به فراخور استعداد و ذوق و علاقه خود، در مورد پاره تن پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مطالبي بيان نموده و تحليل هايي را عرضه کرده است. اما شرح حال اين لاله ملکوتي و تشريح فضائل و مناقب آن بانوي عصمت، همچون ساحل درياهاي عميق و بي کران، پايان ناپذير بوده و براي شناخت کامل اين شخصيت فرزانه راهي بس دراز در پيش است و به قول مولوي:
 

يک دهان خواهم به پهناي فلک                  تا بگويم وصف آن رشک ملک


زهراي مرضيه، نوباوه رسالت، عصاره انسانيت، همسر و همسنگ ولايت و سرچشمه مهر و عطوفت و معنويت است. فاطمه عليهاالسلام نه تنها مادر امامان معصوم عليهم السلام بلکه تسلّي بخش رنجها و لحظات پرمشقّت خاتم پيامبران صلي الله عليه و آله وسلم بود و به همين جهت به امّ ابيها ملقّب گرديد.1
وجود فاطمه عليهاالسلام برترين گواه اين ادعاست که زنان هم مي توانند به اوج معنويت هايي که رادمردان الهي رسيده اند، نائل ايند. اين کوثر جوشان محمد صلي الله عليه و آله وسلم در پرتو انوار آسماني، مناجات هاي شبانه، توکّل، معرفت و اخلاص توانسته بود به منبع نورانيت الهي و اقيانوس عرفان و معنويت اتصال يابد. در اين نوشتار برآنيم که ما نيز همچون دگران از اين درياي معرفت جرعه اي نوشيده و از بوستان فضيلتش خوشه اي بچينيم و نگاهي هرچند گذرا به زندگي آن سرور بانوان عالم، از بدو تولد تا هنگام هجرت و ورود به مدينه، داشته باشيم.

◄   تولد حضرت زهرا (ع):
در روز بيستم جمادي الثاني، در حالي که از بعثت پيامبراکرم صلي الله عليه و آله وسلم پنج سال مي گذشت، نوزاد دختري چشم به جهان گشود که خانه نوراني پيامبر خاتم را بيش از پيش، معنويت بخشيده و به آن محفل باشکوه طراوت و شادابي ويژه اي بخشيد. رسول گرامي آن چنان از وجود اين نوزاد به وجد و شعف آمده و لذت مي برد که مي فرمود: اين دختر روح و جان من است، بوي بهشت را از وجودش استشمام مي کنم.2

مفضّل بن عمرو روزي از امام صادق عليه السلام پرسيد: اي پسر پيامبر! تولد مادرت فاطمه چگونه بود؟
امام صادق عليه السلام فرمود: بلي، چون خديجه با رسول صلي الله عليه و آله وسلم ازدواج نمود زنان مکه او را ترک کرده و تنهايش گذاشتند، پيش او نمي رفتند، به او سلام نمي کردند و هيچ زني را نمي گذاشتند که نزد او برود و حالش را جويا شود؛ در اين وضعيت بحراني، خديجه از تنهايي دلتنگ شد و سايه غربت و بي کسي، او را ناراحت کرده و به وحشت انداخت، تا اينکه به فاطمه عليهاالسلام آبستن شد. بعد از آن فاطمه عليهاالسلام با وي هم سخن شده و از شکم مادر، خديجه را دلداري مي داد. اين راز را خديجه پنهان نگه داشته بود و حتي به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ابراز نمي کرد تا اينکه روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم به منزل آمده و گفت و گوي ميان اين مادر را با دخترش شنيد. پرسيد: اي خديجه! با که سخن مي گويي؟ خديجه اظهار داشت: اين جنين، با من سخن گفته و انيس لحظات تنهايي ام شده است.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله وسلم فرمود: اي خديجه! اين جبرئيل است که به من مژده مي دهد که اين جنين، دختر است و او نسلي پاکيزه و مبارک خواهد داشت و خداوند تبارک و تعالي نسل مرا به وسيله او تداوم خواهد بخشيد و از تبار وي امامان معصوم عليهم السلام به وجود خواهند آمد که بعد از پايان نبوت و انقطاع وحي، ادامه دهنده رسالت من خواهد بود.

امام صادق عليه السلام در ادامه سخن خود افزود: آري، خديجه همچنان با جنين خود در رحم مأنوس و هم سخن بود تا اينکه هنگام ولادت فرزندش رسيد. او به زنان قريش پيغام داد که: مرا در اين مورد ياري کنيد. آنان نپذيرفتند و گفتند: تو در ازدواج با محمد، با ما مخالفت کردي و ماهم امروز، حمايت و پرستاري خود را از تو دريغ خواهيم داشت.

خديجه از اين سخن ناراحت و دل شکسته شد. اما خداوند متعال براي قدرداني از تلاشها و زحمات حضرت خديجه عليهاالسلام چهار زن بهشتي را به ياري آن بانوي با ايمان فرستاد. آنان آمدند، اما خديجه از ديدن آن زنان ناشناس متحير و شگفت زده شد؛ يکي از آنان خود و همراهانش را چنين معرفي کرد: اي خديجه! ما فرستادگان خداوند براي خدمت رساني به تو هستيم و من، سارا و اين، آسيه ـ که همنشين تو در بهشت است ـ و آن ديگري، مريم دختر عمران، و بانوي آخر هم، مادر تمام آدميان و مادر ما حواء است. خداوند ما را فرستاده که از تو پذيرايي کنيم.3

همانند زنان ديگر، يکي سمت راستش نشست و يکي سمت چپش و سومي برابرش و چهارمي پشت سرش. فاطمه عليهاالسلام پاک و پاکيزه متولد شد و چون به زمين آمد، نوري از او درخشيد و اين نور نه تنها تمام خانه هاي مکه را روشن ساخت بلکه نقطه اي در شرق و غرب عالم نماند مگر اين که از نور فاطمه عليهاالسلام به آنجا تابيد.4

در اين حال، ده نفر از حورالعين که هريک طشت و ابريق بهشتي پر از آب کوثر، به همراه خود داشتند، وارد خانه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم شده و فاطمه عليهاالسلام را با آب کوثر شستشو دادند و بعد، دو پارچه سفيد و خوشبو آورده و نوزاد را به آن پيچيدند. فاطمه عليهاالسلام در اولين لحظات لب به سخن گشوده و چنين گفت:

اشهد ان لا اله الاّ اللّه و انّ ابي رسول اللّه سيدالانبياء و انّ بعلي سيدالاوصياء و ولدي سادة الاسباط؛ گواهي مي دهم بر اين که جز خداوند يکتا، معبود ديگري نيست و پدرم رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم سرور پيامبران و همسرم سالار اوصيا و پسرانم سرآمد پيامبرزادگانند.5

◄   نامگذاري حضرت زهرا (ع):
بعد از تولد، فاطمه زيباترين نامي بود که خداوند متعال بر دخت پيامبر برگزيد. امام وجود فاطمه عليهاالسلام و حرکات و سکنات وي در کاهش آلام و رنج ها و نگراني هاي پيامبر نقش مهمي داشت.

باقر عليه السلام فرمود: چون مادرم فاطمه عليهاالسلام متولد شد خداي متعال به يکي از فرشتگان وحي کرد تا به زمين برود و نام فاطمه را بر زبان پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم جاري سازد.6 و بدين ترتيب، رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نام فاطمه را براي يگانه محبوبه خويش برگزيد.

در آن روزهاي سخت و ناگوار که پيامبرخدا صلي الله عليه و آله وسلم شديداً تحت فشار بود و دشمنان رسالت از هرسو آن گرامي را مورد آزار و اذيت خويش قرار داده بودند، وجود فاطمه و حرکات و سکنات وي در کاهش آلام و رنج ها و نگراني هاي پيامبر نقش مهمي داشت. چرا که اين دختر در حقيقت جلوه اي از جمال الهي و خلاصه اي از وجود حضرت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله وسلم بود. به همين جهت آن حضرت همواره مي فرمود: فاطمةُ بِضْعَةٌ مِنّي7؛ فاطمه پاره تن من است.، هِي قَلْبي الذّي بينَ جَنْبَي و هِي نُورُ عَيني وَ ثَمَرَةُ فُؤادي8؛ او جان و دل من است؛ او نور چشم و ميوه قلب من است.

◄   در کوران حوادث:
فاطمه عليهاالسلام از همان روزهاي نخستين شاهد سختي ها، و مشکلات طاقت فرساي زندگي بود. عداوت و کينه ورزي هاي صاحبان زر و زور هر روز نسبت به پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم بيشتر مي شد، ثروت مادرش خديجه در راه نشر و گسترش معارف اسلامي کم کم به پايان مي رسيد، و فقر مالي سايه شوم خود را بر منزل خديجه گسترش مي داد. خانواده رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم در محاصره سخت روحي و جسمي قرار داشت. آزار مسلمانان، طرح نقشه هاي شوم، تهمت هاي گوناگون از قبيل دروغگو، کاهن، ساحر و مجنون به پدر، از جمله رنجهايي بود که قلب فاطمه را مي آزرد.

فاطمه دو ساله بود که در نتيجه فشارهاي دشمنان اسلام و محاصره اقتصادي مسلمانان، به همراه پدر و مادر خويش راهي شِعب ابوطالب شد و دوشادوش ساير مسلمانان سه سال تمام، سخت ترين شرايط گرسنگي و تشنگي را متحمل شد.

آري در سال هفتم بعثت، مخالفان حضرت محمد صلي الله عليه و آله وسلم پيماني را به تصويب رساندند که: احدي حق ندارد با بني هاشم ارتباط داشته باشد، با آنان خريد و فروش کند، همسر بدهد و زني بگيرد، در تمام حوادث اينده بايد همه از مخالفان محمد صلي الله عليه و آله وسلم طرفداري کنند.

به دنبال اين پيمان ننگين، حضرت ابوطالب مجبور شد که پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و يارانش را در درّه اي در ميان کوههاي مکه اسکان دهد که بعدها به شِعْبِ ابوطالب معروف شد.

فاطمه زهرا عليهاالسلام دوران کودکي خود را از دوسالگي تا 5 سالگي در همانجا گذراند. او در شعب ابوطالب شاهد بود که مسلمانان چگونه با فقر و تنگدستي دست و پنجه نرم مي کنند و پدر و مادرش براي رسيدن به اهداف بلند خويش با هر گونه سختي و گرفتاري مقابله مي کنند. فاطمه درس صبر، استقامت، اراده آهنين، ايثار و جانفشاني در راه خدا را در همان روزها آموخت. او در ميان کودکاني بود که کفّار قريش از غذا دادن به آنها دريغ مي کردند و شاهد ضجّه و ناله آن بچه هاي بي پناه بود.

پس از آن که مسلمانان از محاصره اقتصادي رهايي يافتند، يک روز پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم سر به سجده گذارده بود؛ اما در همين حال، افرادي از قريش به وي نزديک شده و زهدان شتر بر سر و روي مبارک حضرتش انداختند. فاطمه که نظاره گر اين صحنه دردناک بود، پيش آمده و سر و صورت پدر گرامي اش را پاک نمود؛ اما اندوهي فراوان قلب فاطمه را فراگرفت.9

◄   در فراق مادر:
در حدود دوماه پس از رفع محاصره اقتصادي و خروج بني هاشم از شعب ابي طالب، فاطمه عليهاالسلام به داغ جانسوز رحلت مادر مبتلا شد. او شاهد بود که مادر فداکارش با حالتي پريشان در بستر مرگ مي غلطد و واپسين نفسهايش را مي کشد. آن زمان سال دهم بعثت بود و فاطمه پنج ساله به صورت پريشان مادري نظاره مي کرد که با تحمل ده سال مبارزه و فشارهاي کفّار قريش، شايستگي خود را براي همسري رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و مادري فاطمه، اثبات کرده بود.

فاطمه عليهاالسلام آن چنان تربيت يافته بود که با وجود انواع مشکلات و با احساس جدايي از مادر، به اهداف بلند رسالت آسماني پدر مي انديشيد. داغ فراق مادر، هر دختري را به خود مشغول و از خود بي خود مي کند، اما فاطمه عليهاالسلام هنگامي که در غم تنهايي و غربت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم در فکر و اندوهي عميق فرورفته است، به مادرش دلداري داده و فرمود: يا اُمّاه! لا تَحْزَني وَ لا تَرْهَبي، فَاِنَّ اللّهَ مَعَ اَبي10؛ مادرجان! اندوهگين و مضطرب نباش، زيرا خداوند يار و ياور پدرم مي باشد.

◄   شايسته تشويق آسماني:
پنج ساله بود که مادرش را از دست داد، او با مادرش آن چنان ارتباط نزديک داشت که وقتي خديجه رحلت کرد و رسول گرامي اسلام با دستان مبارک خويش همسر با وفايش را در قبرستان حَجون دفن نموده، و به منزل برگشت، حضرت فاطمه عليهاالسلام به دور پدر بزرگوارش مي چرخيد و مي گفت: يا اَبَة! اينَ اُمّي؛ پدرجان! مادرم کجاست؟ در اين لحظه جبرئيل نازل شده، گفت: يا رسول اللّه! خداوند متعال مي فرمايد: سلام ما را به فاطمه برسان و به او بگو که مادرش خديجه عليهاالسلام در خانه هاي بهشتي با آسيه و مريم زندگي مي کند. فاطمه عليهاالسلام نيز در پاسخ اين پيام آسماني فرمود: اِنَّ اللّهَ هُوَ السَّلامُ وَ مِنهُ السَّلامُ و اليهِ السَّلام11؛ خداوند سلام است و از اوست سلام و به سوي اوست سلام.

بعد از فوت حضرت خديجه عليهاالسلام ـ که پس از سه روز از درگذشت ابوطالب رخ داد ـ فاطمه عليهاالسلام غربت و اندوه پدر را بيش از پيش احساس نمود. برخي از حوادث قبل از هجرت که براي رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم اتفاق مي افتاد، روح بلند و عواطف حضرت زهرا عليهاالسلام را جريحه دار مي ساخت و توجّهش را به رسول اللّه صلي الله عليه و آله وسلم افزايش مي داد.

او حادثه طائف را هيچ گاه فراموش نمي کرد که پدرش براي دعوت مردم به توحيد، به آن منطقه سفر کرد، اما هيچ کس به دعوت آسماني آن حضرت توجه نکرد. هنگامي که کفّار قريش خانه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را محاصره کردند و قصد داشتند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را به قتل برسانند، باز فاطمه عليهاالسلام در آن خانه بود و زماني که رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم مخفيانه به سوي مدينه مي رفت، تلخي جدائي و فراق پدر را نظاره مي کرد. در هر صورت، حوادث ناگوار مکه تمام شد و رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم با موفقيت از مکه خارج شده، و از دست دشمنان نجات يافت.

پي نوشت ها: 1. معجم الکبير، طبراني، ج 22، ص 397. 2. کشف الغمه، ج 2، ص 4 و 24؛ الکافي، ج 1، ص 381؛ بحارالانوار، ج 43، ص 13، ح 9. 3. الخرائج و الجرائح، قطب الدين راوندي، ج 2، ص 525. 4. فلمّا سقطت الي الارض اشرق منها النور حتي دخل بيوتات مکه و لم يبق في شرق الارض و لا غربها موضع الاّ اشرق فيه ذلک النّور 5. امالي، شيخ صدوق، مجلس 87، ص 593. 6. بحارالانوار، ج 43، ص 13. 7. صحيح بخاري، ج 4، ص 210. 8. بشارة المصطفي، ص 197؛ کشف الغمه، ج 2، ص 24. 9. هدايتگران راه نور، ص 257. 10. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه(س)، ص 164. 11. امالي، طوسي، ص 175.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت