فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش مذهبي
حضرت فاطمه زهرا (ع)
آشنايي با امامت و نبوت
قرائت و ترتيل قرآن،ادعيه
احکام فقهي اديان الهي
احاديث پيامبر و ائمه اطهار

آشنايي با اديان و مذاهب

رده بندي سايتهاي مذهبي
گالري عکسهاي مذهبي
 
 

عنوان: فدك چيست؟

نويسنده:                                    ايميل:

منبع اطلاعاتي: www.tebyan.net            تاريخ نگارش: 15/04/1384

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

◄   موقعيت جغرافيايي فدك‏:

فدك دهكده‏اي در شمال مدينه بود كه تا آن شهر دو يا سه روز راه فاصله داشت.1 اين دهكده در شرق خيبر و در حدود هشت فرسنگى‏2 آن واقع بود و ساكنانش همگي يهودي شمرده مى‏شدند. امروزه فاصله خيبر تا مدينه را حدود 120 يا 160 كيلومتر ذكر مى‏كنند.3

 

◄   فدك و رسول خدا(ص)

در سال هفتم هجرت، پيامبر خدا(ص) براي سركوبي يهوديان خيبر كه علاوه بر پناه دادن به يهوديان توطئه‏گر رانده شده، از مدينه به توطئه و تحريك قبايل مختلف عليه اسلام مشغول بودند، سپاهي به آن سمت گسيل داشت و پس از چند روز محاصره دژهاي آن راتصرف كرد.

پس از پيروزي كامل سپاه اسلام - با آن كه اختيار اموال و جان‏هاي شكست خوردگان همگي در دست پيامبر(ص) قرار داشت - رسول خدا(ص) با بزرگواري تمام، پيشنهاد آنان را پذيرفت و به آن‏ها اجازه داد نصف خيبر را در اختيار داشته باشند و نصف ديگر از آن مسلمانان باشد. بدين ترتيب، يهوديان در سرزمين خود باقي ماندند تا هر ساله نصف درآمد خيبر را به مدينه ارسال دارند.

با شنيدن خبر پيروزي سپاه اسلام، فدكيان كه خود را همدست خيبريان مى‏ديدند، به هراس افتادند؛ اما وقتي خبر برخورد بزرگوارانه پيامبر(ص) با خيبريان را شنيدند، شادمان شدند و از رسول خدا(ص) خواستند که با آنان همانند خيبريان رفتار كند. پيامبر خدا(ص) اين درخواست را پذيرفت.4

 

◄   تفاوت فقهي حكم خيبر و فدك‏:

رفتار رسول خدا درباره فدك و خيبر يكسان مى‏نمايد؛ ولي اين دو سرزمين حكم همسان ندارند. مناطقي كه به دست مسلمانان تسخير مى‏شود، دو گونه است:

 

1. مكان‏هايي كه با جنگ و نيروي نظامي گشوده مى‏شود. اين سرزمين‏ها كه در اصطلاح مفتوح العنوة (گشوده شده با قهر و سلطه) خوانده مى‏شود، به منظور تقدير از تلاش جنگجويانِ مسلمان در اختيار مسلمانان قرار مى‏گيرد و رهبر جامعه اسلامي چگونگي تقسيم يا بهره‏برداري از آن را مشخص مى‏سازد.5 منطقه خيبر، جز دو دژ آن به نام‏هاي وطيح و سلالم،6 اين گونه بود.

 

2. مكان هايي كه با صلح گشوده مى‏شود؛ يعني مردم منطقه‏اي با پيمان صلح خود را تسليم مى‏كنند و دروازه‏هاي خود را به روي مسلمانان مى‏گشايند. قرآن كريم اختيار اين نوع سرزمين‏ها را تنها به رسول خدا(ص) سپرده است‏7 و مسلمانان در آن هيچ حقي ندارند.

 

فدك و دو دژ پيش گفته خيبر اين گونه فتح شد؛ بنابراين، ملك رسول خدا(ص) گشت. طبري مورخ بزرگ مى‏گويد: و كانت فدك خالصة لرسول الله(ص) لانهم لم يجلبوا عليها بِخِيلٍ و لا ركاب؛8فدك ملك خالص پيامبر خدا(ص) بود. زيرا مسلمانان آن را با سواره نظام و پياده نظام نگشودند.

 

◄   ارزش اقتصادي فدك‏:

درباره ارزش اقتصادي فدك بسيار سخن گفته‏اند. برخي از منابع شيعي درآمد ساليانه آن را بين بيست و چهار هزار تا هفتاد هزار دينار نوشته‏اند9 و برخي ديگر، نصف درآمد ساليانه آن را 24هزار دينار نگاشته ‏اند. ابن ابي الحديد معتزلى‏10از يكي از متكلمان امامي مذهب چنان نقل مى‏كند كه ارزش درختان خرماي اين ناحيه با ارزش درختان خرماي شهر كوفه در قرن هفتم برابر بود.11

به نظر مي‏رسد مى‏توان تا حدودي ارزش واقعي اقتصادي آن را از يك گزارش تاريخي زمان خلافت عمربن خطاب دريافت. وقتي خليفه دوم تصميم گرفت فدكيان يهودي را از شبه جزيره عربستان اخراج كند، دستور داد نصف فدك را كه سهم آنان بود، از نظر زمين و درختان و ميوه ‏ها قيمت گذاري كنند. كارشناسان ارزش آن را پنجاه هزار درهم تعيين كردند و عمر با پرداخت اين مبلغ به يهوديان فدك، آن‏ها را از عربستان بيرون راند.12

بنابراين، مي‏توان ارزش اقتصادي فدك در زمان رسول خدا(ص) و ابوبكر را چيزي نزديك به اين مقدار دانست.

 

◄   اختلاف حضرت زهرا(س) با حكومت بر سر فدك چگونه بود؟

گزارش‏هاي منابع شيعي و سني نشان مى‏دهد حضرت زهرا(س) و حكومت هر يك دو ادعا درباره فدك داشتند.

 

الف) ادعاهاي حضرت زهرا(س)

چنان كه نزد شيعيان مشهور است، حضرت زهرا(س) فدك را ملك خود مى‏دانست و براي اثبات مالكيت خود دو راه را به صورت طولي پيمود؛ يعني وقتي از راه اول نتيجه نگرفت سراغ راه دوم رفت.13 اين دو راه عبارت است از بخشش و ارث.

 

1. بخشش (نحله)

عمده منابع شيعي و نيز منابع متعدد اهل سنت اين نكته را بيان مى‏كنند كه نيمي از فدك در سال هفتم هجري به ملكيت شخص پيامبر اكرم(ص) درآمد و پيامبر(ص) - طبق ايه و آتِ ذالقربي حقَّه؛14 حق خويشان خود را بپرداز - آن را به حضرت فاطمه زهرا(س) بخشيد.15

حضرت فاطمه(س) پس از پيامبر اكرم(ص) براي اثبات اين ادعا حضرت علي(ع) و امّ ايمن را گواه قرار داد. حكومت سخن حضرت زهرا(س) را نپذيرفت و باين بهانه كه اولاً حضرت علي(ع) در اين گواهي صاحب نفع است و ثانياً - حتي اگر شهادت علي(ع) پذيرفته شود - در اثبات امور مالي گواهي دو مرد يا يك مرد و دو زن لازم است، گواهي امام علي(ع) و ام ايمن را رد كرد.16

 

◄   نقد راي دستگاه خلافت:

كردار حكومت از نظر قوانين و سنت اسلامي مردود است؛ زيرا:

1. در آن زمان فدك در دست حضرت فاطمه(س) بود. در ايين دادرسي پيامبر اكرم(ص) - البينة علي المدعي و اليمين علي من انكر- شاهد آوردن وظيفه مدعي و سوگند خوردن وظيفه منكر است. پس حضرت منكر به شمار مى‏آمد و بايد سوگند مى‏خورد ديگري در اين ملك حقي ندارد.

 

2. با توجه به ايه تطهير17 كه مفسران شيعه و سني شأن نزول آن را درباره اهل بيت پيامبر اكرم(ص) مى‏دانند،18اهل بيت آن حضرت(ع) از هر گونه رجس و پليدي دورند؛ و بديهي است كه مصداق اين ايه نمى‏تواند ادعاي نادرست مطرح كند.

 

3. محدثان شيعه و سني بر اين نكته اتفاق دارند كه پيامبر اكرم(ص) درباره حضرت فاطمه زهرا(س) فرمود: ان الله يغضب لغضبها و يرضي لرضاها؛19 خداوند براي خشم فاطمه خشمگين و براي خشنودى‏اش خشنود مى‏شود. اين جمله كه حكومتگران نيز آن را شنيده بودند، نشان مى‏دهد فاطمه(س) در همه شؤون زندگانى‏اش جز در مسير خداوند گام بر نمى‏دارد و بى‏ترديد چنين فردي هرگز ادعاي دروغ بر زبان نمى‏راند.

 

4. شاهد ادعاهاي حضرت زهرا(س) شخصيتي مانند علي(ع) است كه با اياتي چون ايه ولايت20 و ايه تطهير تاييد گرديده و در ايه مباهله به منزله نفس پيامبر(ص) مطرح شده است.21 افزون بر اين، با بيشترين تاييدات از سوي پيامبر(ص) روبه‏رو است. تنها حديث علي مع الحق و الحق مع علي يدور حيث مادار؛22 علي با حق است و حق با علي است و حق بر محور علي مي‏گردد. براي اثبات درستي گفتار و كردارش كافي است.

 

اين روايات در جامعه آن روز شايع بود و مسلماً حكومتگران با آن‏ها آشنا بودند. بى‏ترديد رد كردن شهادت چنين گواهي نشان دهنده بى‏اعتنايي به ايات و روايات و يا دست‏كم نا آگاهي از آن‏ها است. راستي ايا رواست تصور كنيم شخصيتي كه از آغاز اسلام همه هستى‏اش را خالصانه در طبق اخلاص گذاشته و به درگاه خداوند پيشكش كرده است، بخواهد به سود همسرش گواهي دهد؟

 

ايا مي‏توان كسي را كه در طول زندگاني‏اش از دنيا به حداقل اكتفا و اموال خود را عمدتاً وقف كرده است، به دنياطلبي و گواهي دروغين متهم كرد؟

 

5. در ميان اصحاب پيامبر خدا(ص) به فردي به نام خزيمة بن ثابت برمى‏خوريم كه به جهت شدت ايمانش پيامبر(ص) او را به لقب ذوالشهادتين مفتخر كرد و گواهى‏اش را با گواهي دو شاهد برابر شمرد.23

 

اگر پيامبر(ص) شهادت چنين شخصي را در همه موارد با گواهي دو شاهد برابر دانست، چرا حاكم پس از او نمى‏تواند گواهي حضرت علي(ع) را كه به مراتب از خزيمه برتر است، با شهادت دو شاهد برابر بداند؟

 

6. به گواهي حكومتگران، پيامبر خدا(ص) ام ايمن را زن بهشتي معرفي كرد24واضح است چنين شخصيتي هيچ‏گاه گواهي دروغ نمى‏دهد.

 

در اين جا از نظر تاريخي پرسشي اساسي رخ مي‏نمايد: به راستي اگر پيامبر اكرم(ص) فدك را به حضرت فاطمه(س) بخشيده بود، چرا آن حضرت(س) نتوانست شاهدان بيشتر بياورد، با آن كه از نظر زمان حدود چهار سال (7-11هجري) فدك در اختيار وي قرار داشت؟

 

در پاسخ به اين پرسش بايد ياد آور شد:

 

1. گزارش‏هاي اين واقعه نشان مى‏دهد اين بخشش درون خانوادگي بوده و پيامبر(ص) صلاح نديد آن را آشكارا براي مردم اعلام كند. حضرت(ص) تنها افراد بسيار نزديك را بر اين امر گواه گرفت و حتي مصلحت نديد افرادي مانند عباس(عموي رسول خدا) و همسرانش را شاهد اين بخشش قرار دهد.

 

مصالح اين امر را ميتوان اموري چون متهم شدن به ترجيح خانواده، حسادت‏هاي درون خانوادگي يا بالا رفتن سطح توقع بعضي از همسران دانست.

 

2. ممكن است جمعي از شاهدان، با توجه به حاكميت وقت، از شهامت لازم براي گواهي دادن بى‏بهره بودند؛ چنان كه اكثريت جامعه آن روز از ابراز نصّ غديرخم خودداري مى‏كردند.

 

3. گزارش‏هاي اين واقعه نشان مى‏دهد حضرت فاطمه زهرا(س) در زمان حيات پدر بزرگوارش - با توجه به اين كه در آمد فدك بسيار فراتر از نيازهايش بود، نياز جامعه مسلمان آن روز و عدم امكان حضور فعال حضرتش در تدبير اقتصادي آن سامان - اختيار آن را كلاً به پدر واگذار كرد تا خود هر گونه صلاح مى‏داند مازاد درآمد آن را مصرف كند. با اين واگذاري بسياري چنان پنداشتند كه تصرفات پيامبر(ص) در فدك تصرفاتي حاكمانه و به عنوان رهبر جامعه مسلمانان است، در حالي كه در واقع آن حضرت (ص) همه اين امور را به نحو وكالت تام الاختيار از جانب دختر گرانقدرش انجام مى‏داد.25

 

2. ارث‏

پس از آن كه حكومت شهادت گواهان حضرت(س) را نپذيرفت، حضرت زهرا(س) از راه ديگر وارد شد و از حكومت خواست ميراث پدرش را كه فدك نيز بخشي از آن است،26 به او واگذار كند و در اين مورد به نص ايه قرآن درباره ارث متمسك شد: يوصيكم الله في الولادكم للذكر مثل حظ الانثيين...؛27 خداوند به شمار درباره [ارث‏] فرزندانتان سفارش مى‏كند كه سهم پسر دو برابر دختر است....

 

ظاهر اين ايه عام است و انبيا و غير انبيا را شامل مى‏شود. ابوبكر در برابر اين ايه چنان استدلال كرد كه انبيا از خود ارث باقي نمى‏گذارند. حضرت زهرا(س) فرمود: چگونه است كه هر گاه تو درگذشتي فرزندانت از تو ارث مى‏برند؛ اما ما از رسول خدا(ص) ارث نمى‏بريم؟! 28 آن گاه به ايات ديگر قرآن كه در موارد مختلف از ارث پيامبران گذشته سخن به ميان آورده است، تمسك جست؛ مانند ايه ششم سوره مريم و ايه شانزدهم سوره نمل. در ايه ششم سوره مريم، حضرت زكريا بيان مى‏دارد كه خداوندا، من از خويشانم كه پس از من وارثانم خواهند شد، بيمناكم... پس فرزندي به من عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد.29 در ايه شانزدهم سوره نمل از ارث بردن سليمان پيامبر، از پدرش داوود پيامبر سخن به ميان آمده است.30سؤالي كه در اين جا به ذهن مى‏رسد، آن است كه اگر حضرت زهرا(س) مى‏توانست فدك را از طريق ارث به دست بياورد، بايد مى‏دانست پيامبراكرم(ص) وارثان شرعي ديگري به عنوان همسران دارد و فدك تنها از آن حضرت(س) نمى‏گشت. پس چرا از ابوبكر مى‏خواهد تمام فدك را از طريق ارث به او واگذار كند؟

 

در پاسخ بايد گفت:

 

1. حضرت(س) تمام فدك را شرعاً از آن خود مى‏دانست و چون ادعاي بخشش او را نپذيرفتند، به ادعاي ارث متوسل شد.

 

2. اگر آن را از راه ارث به او مى‏دادند، در اين هنگام طبق قانون ارث اسلام تنها 18 آن ميان تمام همسران پيامبر(ص) تقسيم مى‏شد31 و 78 آن به حضرت(س) مى‏رسيد. بنابراين، طبيعي مى‏نمود كه حضرت(س) به جهت فراواني سهمش ادعاي خود را در ظاهر به صورت كلي بيان دارد.

 

ب) ادعاهاي حكومت

 

حكومت در مقابل حضرت(س) عمدتاً دو ادعا مطرح كرد:

 

1. صدقه بودن فدك‏

معناي اين عبارت آن است كه پيامبر اكرم(ص) فدك را به كسي نبخشيد و با آن به گونه صدقه جاريه برخورد كرد؛ يعني رسول خدا(ص) از درآمد فدك زندگاني شخصي حضرت فاطمه زهرا(س) و ديگر بنى‏هاشم را تأمين مى‏كرد و مازاد آن را در راه خدا به مصرف مى‏رساند.32

 

از آن جا كه ابوبكر خود را جانشين مشروع پيامبر اكرم(ص) مى‏دانست، مى‏خواست با در اختيار گرفتن فدك، اين مشروعيت ادعايي را براي همگان به اثبات برساند و چنان اعتقاد داشت كه چشم پوشي از اين زمين نوعي خلل در مشروعيت حكومتش پديد مى‏آورد.

 

اين ادعا با چالش‏هاي زير روبه‏رو است:

 

1. ظاهر ايه هفتم سوره حشر كه قبلاً به آن اشاره شد، آن است كه اين سرزمين از سوي خداوند ملك پيامبر اكرم(ص) قرار گرفت.

 

2. روايات شيعه و سني بر اين نكته تصريح دارند كه با نزول ايه و آت ذالقربي حقه پيامبر اكرم(ص) اين زمين را به صورت بخشش به فاطمه زهرا(س) واگذار كرد. جالب آن است در ايه از حق ذالقربي (خويشان نزديك) سخن به ميان آمده و آن را حق ايشان دانسته است.33

 

3. حتي اگر ظاهر رفتار پيامبر(ص) چيزي غير از ملكيت و عدم بخشش را نشان دهد، وقتي شخصيتي مانند حضرت فاطمه(س) به همراه شاهداني چون حضرت علي(ع) و ام ايمن ادعاي بخشش مى‏كنند بايد ادعاي آن‏ها بر ظاهر رفتار پيامبر مقدم شود.

 

4. حتي اگر بپذيريم اين ملك در زمان پيامبر اكرم(ص) صدقه بود، لزوماً معناي آن اين نيست كه حكومت جانشين پيامبر اكرم(ص) سرپرست اين صدقه خواهد بود؛ زيرا ممكن است آن را صدقه‏اي خانوادگي و در اصطلاح نوعي وقف خاص بدانيم كه متولي آن افرادي از خود آن خاندانند.

 

چنان كه طبق بعضي از گزارش‏هاي اهل سنت، عمر در زمان حكومت خود فدك را به حضرت علي(ع) و عباس واگذار كرد تا خود در ميان خود همانند پيامبر اكرم(ص) با اين سرزمين رفتار كنند.34

 

5. حتي اگر تصرفات پيامبر اكرم(ص) را تصرفاتي حاكمانه بدانيم و معتقد باشيم آن حضرت به عنوان حاكم مسلمانان سرپرستي اين ملك را به عهده گرفت، بايد توجه داشت در آن زمان مهم‏ترين چالش ميان حكومت و اهل بيت(ع) مشروعيت حكومت بود كه اهل بيت(ع) آن را طبق نصوص پيامبر اكرم(ص) نمى‏پذيرفتند. در اين موقعيت، بديهي بود زير بار لوازم اين مشروعيت نيز نروند و به عهده گرفتن سرپرستي فدك از سوي حكومت را نپذيرند.

 

2. حديث نفي ارث پيامبران‏

 

منظور از اين حديث، روايتي است كه ابوبكر آن را از پيامبر اكرم(ص) چنين نقل كرد: انا معاشر الانبياء لانورث ما تركناه صدقة؛35 ما جماعت پيامبران از خود ارث باقي نمى‏گذاريم. هر چه از ما ماند، صدقه است.

 

درباره اين حديث بايد يادآور شد:

 

1. تا آن زمان اين حديث را جز ابوبكر هيچ كس نشنيده بود. بسياري از محدثان نيز بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه راوي اين حديث تنها ابوبكر بود. البته بعدها پشتيباناني چون مالك بن اوس يافت و در دهه‏هاي بعد عمر، زبير، طلحه و عايشه نيز در شمار مؤيدان آن جاي گرفتند.36

 

2. ابوبكر با نقل اين حديث ناقل سخن پيامبر اكرم(ص) بود و در طرف مقابل، حضرت فاطمه(س) و حضرت علي(ع) و ام ايمن ناقل سخن و كردار پيامبر اكرم(ص) مبني بر بخشش فدك بودند. بديهي است با توجه به فزوني شمار ناقلان در اين سمت و نيز شخصيت آن‏ها كه بيش‏ترين تاييدات را از سوي پيامبر اكرم(ص) دارايند، بايد قول آن‏ها بر قول ابوبكر مقدم شود.

 

3. اين حديث با ايات متعددي از قرآن كه در آن ميراث انبيا مطرح شده است، منافات دارد و بديهي است نمى‏توان تنها با يك حديث در مقابل اين ايات صريح ايستادگي كرد.

 

4. اگر طبق اين حديث معتقد شويم پيامبر اكرم(ص) هيچ گونه مالي به ارث نگذاشت، چگونه است كه طبق نقل اهل سنت بعضي از اموال آن حضرت(ص) مانند وسايل شخصي و نيز حجره‏هاي آن حضرت(ص) به ارث مى‏رسيد؟37

 

 

◄   پي نوشت:

 

1. معجم‏البلدان، ياقوت حمومي، ج‏5و6، ص‏417.

2. دانشنامه امام علي(ع)، ج‏8، ص‏355(مقاله فدك).

3. همان، ص‏351.

4. تاريخ الطبري، محمدبن جرير طبري، ج‏2، ص‏302و303؛ فتوح البلدان، ابوالحسن بلاذري، ص‏42؛ السقيفة و فدك، ابوبكر احمدبن عبدالعزيز جوهري، ص‏97.

5. الاحكام السلطانية، ابوالحسن ماوردي، ص‏139.

6. تاريخ الطبري، ج‏2، ص‏302.

7. حشر(59):6.

8. تاريخ الطبري، ج‏2، ص‏302.

9. بحارالانوار، مجلسي، ج‏29، ص‏123.

10. همان، ص‏116.

11. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج‏16، ص‏236.

12. السقيفة و فدك، ص‏98.

13. النص و الاجتهاد، سيد عبدالحسين شرف الدين، ص‏61.

14. اسرا(17)26.

15. شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏268و275.

16. همان، ص‏214و220؛ فتوح البلدان. ص‏44.

17. احزاب(33):33.

18. فدك في التاريخ، شهيد سيدمحمدباقر صدر، ص‏189.

19. براي اطلاع از مصادر اين حديث در كتب اهل سنت مراجعه شود به: فدك في التاريخ، ص‏118.

20. مائده(5):55.

21. آل عمران(3):61.

22. موسوعة الامام على‏بن‏ابى‏طالب(ع)، ج‏2، ص‏237-243.

23. شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏273.

24. الاحتجاج، طبرسي، ج‏1، ص‏121.

25. شهيد صدر احتمالاتي چون دوري فدك از مدينه و امكان عدم اطلاع مدنيان و نيز احتمال كشته شدن شاهدان ا حتمالي را ابراز مى‏دارد. (فدك فى‏التاريخ، ص‏187).

26. شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏217.

27. نساء(4):11.

28. شرح نهج البلاغه، ج‏16، ص‏218و251.

29. واضح است، با توجه به بيمناكي حضرت زكريا از وارثان فعلي خود، مراد او از ارث در اين جا ارث در امور مالي است نه ارث نبوت و حكمت كه اين دو قابل ارث نيستند و خدا به هر كس بخواهد عطا مى‏كند.

30. الاحتجاج، طبرسي، ج‏1، ص‏144.

31. نساء(4):12.

32. شرح نهج‏البلاغه، ج‏16، ص‏216و219و225.

33. همان، ص‏268و275.

34. همان، ص‏221-223.

35. همان، ص‏218.

36. همان، ص‏221-227.

37. فدك في التاريخ، ص‏149.

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت