طي قرنهاي 16 و 17 ميلادي تحولي در ديدگاه بشر نسبت به آسمان و زمين روي داد. منجماني چون کپرنبک، گاليله و کپلر بکمک تلسکوپ دامنه آگاهي بشر ازهستي را وسعت بخشيدند. تا آن زمان شناخت بشر از آسمان محدود به قوه بينايي بود و ابزاري براي مشاهده آسمان وجود نداشت. اين منجمان با بهره گيري از تلسکوپ، بر باورهاي باطل بشر درباره مرکزيت زمين در کائنات، خط بطلان کشيد.

 


تلسکوپ در قرن 18 براي منجمان به ابزاري غير قابل چشمپوشي بدل شده بود. با پيشرفت فن تراش عدسي ها و علوم اپتيک، تلسکوپهاي بزرگتر و بهتر در رصد خانه ها نصب شد. حال آدمي سيارات و ستارگاني را مي ديد که قبل از اختراع تلسکوپ از وجود آنها بي خبر بود. او به مدد تلسکوپ پي برد جهان بزرگتر از پندارهايش است.
با افزايش بزرگنمايي و وضوح تصاوير تلسکوپها، حوضه شناخت بشر از دنياي پيرامونش، بزرگ و بزرگتر شد. با اين حال در آغاز قرن بيستم، اغلب ستاره شناسان اعتقاد داشتند که، جهان فقط از يک کهکشان تشکيل شده است که همان راه شيري است که منظومه شمسي از اجزاي آن است.
خيلي ها فکر مي کنند که گاليله تلسکوپ را اختراع کرده است اما واقعيت اين است که در دهه 16 ميلادي توسط هانس ليپرشي عينک ساز هلندي (1570 تا 1619 م) ساخته شد. او بصئورت اتفاقي با ترکيب دو عدسي متوجه بزرگنمايي انها شد و بدين ترتيب تلسکوپ بدست آمد. در واقع گاليله اولين کسي بود که در ايتاليا ساختن دوربين را ياد گرفت و با ان به آسمان نگاه کرد و بدين ترتيب بود که توانست از پادشاه و کليسا و مستمري قابل توجهي دريافت نمايد. باز هم بر خلاف تصور خيلي ها ، دوربيني که گاليله با ان کار مي کرد از دو عدسي محدب (يکي شيئي و يکي چشمي ) ساخته نشده بود بلکه عدسي شيئي - جلوييه - محدب بود و عقبي( شيئي)، مقعر؛ که باعث مي شد تصوير تشکيل شده و جلوتر از جايي که هست ديده شود. دوربينهاي کوچولوي قديمي اي که ممکنه شما هم داشته باشين، همينطوري هستند.
گاليله در سال ???? اولين تلسکوپش را ساخت و با ان توانست قمر هاي مشتري , حلقه ي دور زحل , زهره و ستاره هاي راه شيري را ببيند. و سال بعد اين خبر را با نام "The Starry Messinger" به چاپ رساند.
به اين تلسکوپهايي که از دو عدسي محدب استفاده ميکنند "شکستي" يا "انکساري" مي گويند. يعني نور را مي شکنند (در سرعتش تغيير ايجاد مي کند) و با اين کار نور را کانوني مي کنند. تلسکوپ در واقع وسيله اي است که به خاطر جمع آوري نور بيشتر (نسبت به چشم انسان) اهميت دارد نه به دليل بزرگنمايي. در واقع چشم انسان کمتر از يک سانتيمتر مربع براي جذب نور (درواقع عصبهاي حسي براي احساس نور) دارد. پس اگه قطر شيئي تلسکوپي مثلا ?? سانتيمتر باشد، بيشتر از سي برابر چشم آدم نور جذب مي کند. اين باعث مي شود که اجرام خيلي کم نورتر هم ديده شوند.

◄   انواع تلسکوپها :
      +   تلسکوپ شکستي
در تلسکوپ شکستي ، يک عدسي ، نور را جمع مي‌کند و تصويري از جسم بوجود مي‌آورد. اين عدسي که در جلوي آن است، عدسي شيئي ناميده مي‌شود. يک يا چند عدسي کوچک ديگر که چشمي نام دارد، براي ديدن تصوير بدست آمده از شيء بکار مي‌رود. در تلسکوپ شکستي ، عدسي شيئي تصويري از جسم بوجود مي‌آورد و عدسي چشمي آن را درست مي‌کند.
شايد ندانيد که اخترشناسان ، هميشه مايل به استفاده از درشتنمايي‌هاي بسيار زياد نيستند. در يک تلسکوپ ، چشميهاي گوناگون ، درشتنمايي‌هاي گوناگون ايجاد مي‌کنند. ولي هر قدر تصوير يک ستاره را درشت‌تر کنيم، باز هم چيزي جز يک نقطه نوراني نخواهيم ديد! قطر شيئي بزرگترين تلسکوپ شکستي جهان ، 1.1 متر است. مشکلي که در اين بين وجود دارد اين است که شيشه هايي رو که به عنوان شيئي استفاده مي شود نمي شود از يک حدي بزرگتر ساخت. خود شيشه نور زيادي رو جذب مي کند و تا اندازه اي باعث تجزيه ي نور هم مي شود. هرچند که با کمک راه حلهايي توانسته اند عدسيهاي بزرگي رو تراش بدهند، اما باز هم اين کار محدوديت زيادي دارد.
نيوتن اولين کسي بود که راه حلي براي اين مشکل پيدا کرد. نيوتن که روي نور آزمايشهاي زيادي انجام داده بود، براي جمع آوري نور بيشتر (و در واقع کانوني کردن يک سطح) به جاي عدسي از ايينه ي مقعر استفاده کرد. اينه هاي مقعري که سطح اونها اندود شده اند. به اين ترتيب، مشکل شکست نور و آبيراهي رفع مي شد. به کمک همين تکنولوژي هست که ما امروزه مي توانيم تلسکوپهاي غولپيکر بسازيم و در اعماق آسمان جستجو کنيم .البته بعدها انواع ديگري از تلسکوپها هم به وجود امدند که اساس کار انها بر روي استفاده از اينه ي مقعر است و تغييرات ديگري دادند که به اينجا مربوط نمي شود.

      +   تلسکوپ بازتابي
اخترشناسان در بيشتر کارهاي خود از تلسکوپ بازتابي استفاده مي‌کنند. در يک تلسکوپ بسيار بزرگ ، آنها مي‌توانند درون محفظه کوچکي که در بالاي لوله تلسکوپ جاي دارد. کار کننده با جايگزين کردن يک اينه خميده ديگر به جاي اين محفظه ، مي‌توان نور را به طرف پايين منحرف کرد و از درون سوراخي که در وسط اينه اصلي قرار دارد، به مشاهده پرداخت.
تلسکوپهاي انعکاسي انواع مختلفي دارند که متداولترين آنها عبارتند از :کاسگرين و نيوتني و کوده .
از اين به بعد دستگاههاي مخصوصي براي مطالعه نور بکار گرفته مي‌شوند. يکي از متداول‌ترين آنها طيف سنجي مي‌باشد. از آنجاييکه تنها راه ستاره شناسان براي پي بردن به اجرام دور، کسب حداکثر اطلاعات ممکن از امواج نور و ساير تشعشعات جمع آوري شده توسط تلسکوپ است؛ لذا طيف سنج با تجزيه نور ستارگان به همان شيوه تجزيه نور در منشور؛ ترکيب و دماي ستاره را مشخص ميکند.طيف ستاره شبيه به رنگين کمان است ولي خطوط سياه رنگي دارد که موقعيت آنها معلوم ميکند که ستاره با چه گازهائي احاطه شده.در نهايت ميتوان گفت که دو نوع طيف مورد سنجش قرار مي گيرد:
 
     ●   طيف نور روشنائي: منشور نور سفيد را شکسته و رنگها سازنده اش را تجزيه ميکند.
     ●   طيف خورشيدي: گازهاي خورشيدي طول موجهاي معيني از نور را جذب ميکنند و در طيف نوارهاي سياهي را پديد مي آورند.

      +   تلسکوپ راديويي
آنتنهاي غول پيکري به شکل بشقاب هستند که علامتهاي راديويي را در کانون اصلي خود متمرکز مي‌کنند. در اين کانون ، يک آشکارساز راديويي قرار دارد. با استفاده از تلسکوپ راديويي ، اندازه گيري شدت امواج راديويي حاصل از کهکشانها امکان پذير است. در تلسکوپ راديويي ، يک آنتن به شکل بشقاب ، امواج را کانوني مي‌کند و به گيرنده مي‌فرستد. امواج پس از تحليل در کامپيوتر ، بر روي کاغذ رسم مي‌شوند. اخترشناسان با پيوند چندين تلسکوپ راديويي به هم ، يک دوربين راديويي درست مي‌کنند و نقشه مناطق نشر کننده موج راديويي را در آسمان بدست مي‌آورند. به کمک تلسکوپ راديويي نه تنها به هنگام شب ، بلکه در روز نيز مي‌توان به اخترشناسي پرداخت.

      +   تلسکوپ اشعه ايکس
در بالاي جو ، تلسکوپهاي ديگري زمين را دور مي‌زنند، که مخصوص پرتوهاي X و فرابنفش هستند. آنها براي تشريح منظره آسمان در پرتوهاي X و فرابنفش ، يافته‌هاي خود را به صورت پيامهاي راديويي به زمين مي‌فرستند.

   نگاهي به تلسکوپ هابل
در سال 1924 ادوين هابل، ستاره شناس آمريکايي با استفاده از تلسکوپ 100 اينچي خود کهکشانهاي بسياري، خارج از کهکشان راه شيري، رصد کرد. وي مشاهده کرد که کهشکانها در حال دور شدن از يکديگر هستند. پس جهان در حال گسترش است. کشف وي بار ديگر مرزهاي شناخت هستي را فرو ريخت و در پي آن نظريه انفجار بزرگ مطرح شد که تاکنون بهترين پاسخ به دورشدن کهکشانهاست

.
 


 

 

منجمان، براي مشاهده بهتر آسمان، تلسکوپها را در کوهستانها و نواحي عاري از گرد و غبار و نور شهرها، نصب مي کنند با اين وجود براي رصد آسمان، در بند شرايط جوي هستند.

     +   تلسکوپي در فضا
Edwin Powell Hubble در سال 1923 هرمان ابرت، که يکي از بزرگان صنايع موشکي آلمان، در مقاله اي به امکان قرارگيري تلسکوپي در مدار، توسط راکت، اشاره کرد. در سال 1946 دانشمند ديگري بنام ليمان اسپيتزر، به بررسي مزاياي بهره گيري از تلسکوپي در آنسوي اتمسفر آشفته زمين پرداخت. ليمان وجود گازها و گرد و غبار موجود در جو زمين را عامل افت کيفي تصاوير بدست آمده از اجرام آسماني مي دانست. در سالهاي 1960 تا 1970 ميلادي دانشمندان بر لزوم بهره گيره از تلسکوپي بزرگ در خارج از جو زمبن توافق داشتند ولي سفينه اي که بتواند تلسکوپي بزرگ و کار آمد را در مدار قرار دهد، وجود نداشت.


 

با ساخته شدن شاتل فضايي و امکان حمل محموله هاي بزرگ پروژه ساخت تلسکوپ فضايي سرعت گرفته و سر انجام در سال 1985 يک عدد تلسکوپ فضايي توسط ناسا آماده قرارگيري در مدار بود. بعدها اين ابزار پيچيده و دقيق بياد منجم بزرگ آمريکايي، هابل نام گرفت.
تا سال 1990 که مشکلات حمل تلسکوپ فضايي برطرف مي گشت، از آخرين تکنولوژي ها، براي به روز آوري و ارتقا ابزارهاي دقيق تلسکوپ فضايي استفاده شد. از جمله سلولهاي خورشيدي، کامپيوترها و ابزار هاي مخابراتي و هدايت آن ارتقا يافت و آزمايشهاي بسياري براي اطمينان از صحت کارکرد تلسکوپ فضايي به عمل آمد. در نهايت در سال 1994 شاتل فضايي ديسکاوري، تلسکوپ فضايي را در فضا رها کرد تا چشمان بشر از فراز جو مغشوش زمين، نظاره گر بي کران آسمان باشد. بدينسان هابل در مداري به فاصله 600 کيلومتري زمين قرار گرفت، تا پرده از اسرار هستي بردارد.

      +   بهره گيري مداوم از آخرين تکنولوژي
هابل بگونه اي طراحي شد، که قابليت، سرويس و بهبود سيستمهايش توسط فضانوردان مهيا باشد. اين ماشين پيچيده و دقيق از قطعاتي تشکيل مي شود که جداگانه قابل ارتقا هستند. هابل تاکنون بارها توسط فضانوردان تعمير و ويا اجزاي سيستمهايش به روز شده اند. ضريب دقت و کيفيت تصاوير هابل تاکنون بيش از 10 برابر ارتقا يافته است. خطاهاي لنزها و ابزارهايش طي سالها رفع شده، و اکنون تصاويري بسيار واضح تهيه و به زمين ارسال مي کند.
اين تلسکوپ به مدد بازسازي و به روز آوري مداوم توانسته است پس از 15 سال همچنان به ارسال تصاوير بي نظيرش بپردازد.

      +   کوششهاي هابل


      ●   هابل هر روز بين 10 تا 15 گيگابايت تصوير براي ستاره شناسان ارسال مي کند. حجم اين داده ها تا کنون بيش از 10 ترا بايت بوده است.
      ●   هابل بيش از 400000 رصد جداگانه از اجرام آسماني به عمل آورده است.
      ●   هزاران مقاله نجوم بر اساس اطلاعات هابل نوشته شده است.
      ●   هابل هر 95 دقيقه يک دور مدار خود به دور زمين را مي پيمايد و تا کنون مسافتي بالغ بر 3 ميليارد مايل پيموده است.
      ●   هابل سرانجام تحقيقات 8 ساله محاسبه سرعت گسترش کهکشنها را از يکديگر پابان داد.
     ●   هابل اولين تلسکوپ نوري بود که توانست از يک سياه چاله تصوير برداري کند. اين سياه چال جرمي معادل چنديدن ميليارد برابر خورشيد دارد.
      ●   هابل براي اولين بار تصاويري واضح از تولد و مرگ ستارگان ارائه داد.
      ●   در سال 1994 هابل از برخورد ستاره اي دنباله دار با مشتري تصويربرداري کرد.
      ●   دور ترين و قديمي ترين اجرام آسماني نسبت به زمين که تا کنون نور آنها به زمين رسيده است نيز توسط هابل ثبت شده اند.
تاکنون بهترين تصاوير بدست آمده از اجرام آسماني توسط هابل تهيه شده اند. اين تلسکوپ بزودي باز نشسته مي شود و اکنون دانشمندان به دنبال جايگزيني آن هستند.

   راهنماي انتخاب تلسکوپ (8سوال اساسي در مورد تلسکوپها )
همه علاقه مندان به نجوم مي خواهند تلسکوپي داشته باشند تا با آن به کاوش آسمانها بپردازند. ولي در هنگام خريد تلسکوپ، دوربين دو چشمي يا هر وسيله درشتنماي ديگر، ترديدها و دودلي هائي در کار خريد به وجود مي ايد و آنوقت فرد از خواهد پرسيد: براستي کدام تلسکوپ را بخرم؟ يا چه نوع دوربيني به درد من ميخورد؟

 

     +   بزرگنمايي واقعي تلسکوپ چقدر است؟
گول شعارهاي تبليغاتي را درباره بزرگنمايي تلسکوپ نخوريد. در بعضي از اين تبليغات مي نويسند:
با بزرگنمايي بيش از 500 برابر و بدين ترتيب مي خواهند وانمود کنند که هر چه قدرت بزرگنمايي تلسکوپ بيشتر باشد، آن تلسکوپ بهتر است. اما اين قضيه حقيقت ندارد. برعکس، از نظر متخصصين بزرگنمايي مهمترين خصوصيت يک تلسکوپ نيست. به طور نظري، تلسکوپها را مي توان طوري ساخت که بزرگنمايي بسيار زيادي داشته باشند اما براي به دست آوردن بيشترين بزرگنمايي تلسکوپ بايد اين نکته را در نظر داشت که تصوير به دست آمده بايد واضح و از کيفيتي قابل قبول برخوردار باشد. اين در صورتي است که به ازاي هر 2.5 سانتيمتر (يا يک اينچ) قطر شيئي (يا اينه اصلي) تلسکوپ نبايد بيش از 50 برابر بزرگنمايي اعمال نمود. بدين ترتيب بهترين بزرگنمايي قابل اطمينان براي يک تلسکوپ 3 اينچي (75 ميليمتري) 150 برابر است. استفاده از بزرگنماييهاي بيشتر (که با استفاده از چشمي هاي با فاصله کانوني کم ميسر است) تصويري نا واضح و مات به دست خواهد داد.

     +   پس مشخصه اصلي يک تلسکوپ کدام است؟
مشحصه اصلي يک تلسکوپ، گشودگي (قطر عدسي يا اينه اصلي) آن است. هر چقدر گشودگي يک تلسکوپ بيشتر باشد نور بيشتري را جمع آوري مي کند و در نتيجه تصوير واضحتر و روشنتري به دست مي دهد. در اين صورت مي توان اجرام کم نوري مثل سحابيها و کهکشانها را رصد کرد..

     +   تلسکوپ شکستي بهتر است يا بازتابي؟
در تلسکوپ شکستي از يک عدسي براي جمع آوري و کانوني نمودن نور استفاده مي شود و در تلسکوپ بازتابي يک اينه مقعر نور را کانوني مي کند. هر دو براي رصد مناسبند. اما هر کدام مزايا و معايبي دارند. تلسکوپهاي بازتابي اغلب گشودگي زياد دارند، اما نسبتاًً ارزانند (قيمت يک بازتابي 4 اينچي يا 100 ميلي متري بطور متوسط 200 هزار تومان است، در حالي که بهاي يک شکستي با همين قطر بطور متوسط 500 هزار تومان مي باشد). با وجود اين، تلسکوپهاي شکستي معمولاً تصاوير واضحتري نسبت به تلسکوپهاي بازتابي به دست ميدهند. منجمان آماتوري که مي خواهند جزئيات سطح سيارات را نگاه کنند بيشتر از تلسکوپ شکستي، و آنهايي که مي خواهند به اجرام کم نوري مثل سحابيها و کهکشانها نگاه کنند بيشتر از تلسکوپهاي بازتابي استفاده مي کنند. براي يک منجم تازه کار که بودجه کمي دارد، تلسکوپ شکستي با قطر عدسي حدود 60 ميليمتر و يا بازتابي 4 اينچي مناسب است.

     +   استقرار سمت ارتفاعي بهتر است يا استوايي؟
پايه هاي سمت- ارتفاعي، درست مثل پايه هاي دوربين عکاسي فقط به بالا و پايين و چپ و راست حرکت مي کنند و از اين رو لوله تلسکوپ فقط در همين جهات حرکت خواهد کرد. بهترين نوع از پايه هاي سمت- ارتفاعي، آنهايي هستند که پيچ حرکت آرام دارند که به درد دنبال کردن جرم مورد نظر (البته فقط در جهت هاي گفته شده)، مي خورند. با وجود اين، پايه هاي سمت- ارتفاعي نمي توانند ستاره ها را در حرکت قوسي شان دنبال کنند.

پايه هاي استوايي پيچيده ترند و بر خلاف سمت- ارتفاعي مي توانند ستاره ها را بدون دردسر، در مسيرشان از شرق به غرب دنبال کنند. اگر تلسکوپ موتوري هم براي رديابي داشته باشد اين کار را به صورت خودکار انجام خواهد داد. داشتن موتور ردياب، کمک بسيار بزرگي است، چون مثلاً هنگام استفاده از بزرگنمايي 100 يا بيشتر، ميدان ديد تلسکوپ کاهش مي يابد و در کمتر از 40 الي50 ثانيه جرم مورد نظر از ميدان ديد خارج مي شود. تنظيم هاي مجدد و قرار دادن جرم مورد نظر در مرکز ميدان ديد کاري است خسته کننده و از طرفي هر بار هنگام تنظيم، امکان لرزش تلسکوپ و در نتيجه ابهام تصوير هم وجود دارد.

     +   تلسکوپ بزرگ بهتر است يا کوچک؟
اين حقيقت که تلسکوپهاي بزرگتر جزييات بيشتر و اجرام کم نورتر را بهتر نشان مي دهند بسياري را به اين باور مي کشاند که تلسکوپهاي کوچک ارزش خريدن ندارند. اما اين قضيه نيز آنچنان حقيقت ندارد و حتي يک تلسکوپ شکستي 60 ميليمتري مي تواند با نشان دادن اجرام زيادي شما را سالها سرگرم و مجذوب کند. بسياري از علاقه مندان به نجوم، همين تلسکوپهاي کوچک را براي هميشه نگه ميدارند. اگر چه داشتن يک تلسکوپ بزرگ در تخيل همه ما خانه کرده و آدم را هيجان زده مي کند، اما داشتن تلسکوپهاي بزرگ دردسر هم دارد. براي حمل به حياط، پشت بام، يا اتومبيل يا هنگام نصب اين تلسکوپها، دردسرشان تازه آشکار مي شود. هميشه يادتان باشد که بهترين تلسکوپ، بزرگترين تلسکوپ نيست. بهترين تلسکوپ، تلسکوپي است که هميشه بتوانيد از آن استفاده کنيد. حمل و استفاده آسان، معيارهاي اصلي براي استفاده از تلسکوپي است که ميخواهيد از آن با لذت رصد کنيد.

    +   بهترين فاصله کانوني براي تلسکوپها کدام است؟
فاصله کانوني تلسکوپ و اينکه اين فاصله چقدر بايد باشد مهمترين مشخصه تلسکوپ نيست. تلسکوپهاي با فاصله کانوني کم (400 تا 700 ميليمتر) بزرگنمايي کم ولي ميدان ديد وسيع دارند. در عوض فاصله کانوني زياد (1300 تا 3000 ميليمتر) بزرگنمايي زياد با ميدان ديد کم به دست مي دهند. به همين دليل، تلسکوپهاي با بزرگنمايي کم را براي مشاهده اجرام کم نور و معمولاً کهکشان خودمان استفاده مي کنند و تلسکوپهاي با بزرگنمايي زياد را بيشتر براي مشاهده سيارات انتخاب مي کنند.

     +    تلسکوپهاي اشميت - کاسگرين کدامند؟
معمولاً تلسکوپها را به دو نوع اصلي شکستي و بازتابي تقسيم مي کنند. نوع سومي هم به بازار آمده است که تقريباً ترکيبي است از اين دو بنام کاتاديوپتريک که در آنها از اينه مقعر به عنوان شيئي و از يک عدسي تصحيح کننده در جلو لوله تلسکوپ استفاده مي شود. به اين نوع تلسکوپ ها اشميت - کاسگرن هم گفته مي شود. حسن اين نوع تلسکوپها در آن است که معمولاً طول لوله تلسکوپ کوتاه است و عدسي ابتداي لوله نقش تصحيح کننده پرتوهاي نور را دارد. اين مدلها هم محسنات تلسکوپهاي بازتابي و هم شکستي را داراست و حجم کم شان، حمل و نقل آنها را تسهيل مي کند. اما قيمت آنها کمي گران است. دو توليد کننده عمده اين نوع تلسکوپها، يکي " کمپاني سلسترون " و ديگري "ميد" است که هر دو آمريکائي هستند. محصولات سلسترون از کيفيت مرغوبتري برخوردارند اما تقريباً دو برابر ميد قيمت دارند. سايت اينترنت اين دو شرکت عبارتست از:


www.meade.com

www.celestron.com
 

     +   دوربينهاي تک چشمي يا دوچشمي به درد رصدهاي نجومي مي خورند يا نه؟
دوربينهاي تک يا دوچشمي که اغلب مورد استفاده شکارچيان است يکي از راحت ترين، با صرفه ترين و شايد واجب ترين وسيله اي است که حداقل براي شروع يادگيري منظره آسمان و صور فلکي به کار مي ايد. اين دوربينها ميدان ديد وسيعي دارند. البته عيب عمده اين دوربينها، بزرگنمايي ثابت آنها است، چون چشمي آنها قابل تعويض نيست. عيب عمده ديگر اين دسته از دوربينها مشکل استقرار آنهاست. اغلب دوربينهاي تک چشمي روي سه پايه نصب نمي شوند و نگه داشتن دوربينهاي دوچشمي دردسرهاي فراوان دارند که البته اين مشکلات با کمي ابتکار قابل حل شدن هستند. به رغم ميدان ديد زياد اين دوربينها، حتي با وجود ساخت پايه اي براي رفع اشکال استقرار آنها، باز هم يک مشکل ديگر هنوز باقي است و آن مشکل رديابي اجرام است. با همه اينها، هنوز دوربينهاي تک چشمي و دوچشمي يکي از ابزارهاي لازم براي هر اخترشناس حرفه اي و غير حرفه اي است و تازه، عيوب آن به قيمت کم شان مي ارزد!

چند نکته مهم:

     ●   بزرگنمايي تلسکوپ عبارت است از نسبت فاصله کانوني شيئي به چشمي. يعني:
توان بزرگنمايي =فاصله کانوني چشمي / فاصله کانوني شيئي


     ●    توان جمع آوري نور، با مجذور قطر عدسي شيئي متناسب است. قطر مردمک چشم در هنگام شب تقريباً 6 ميليمتر است. پس تلسکوپي با قطر 24 ميليمتر (4 برابر قطر چشم)، 16=42 بار بيش از چشم انسان نور جمع آوري مي کند. يک تلسکوپ 48 ميليمتري، 64 بار بيش از چشم انسان نور جمع مي کند و . توان جمع آوري نور در يک تلسکوپ از طريق رابطه زير بدست مي ايد:
توان جمع آوري نور = 2(6 / قطر شيئي)


     ●   توان تفکيک، يعني اينکه تلسکوپ جزييات جرم مورد رصد را چقدر تفکيک مي کند. در نور زرد - سبز (ميانه طيفي مرئي)، توان تفکيک بر حسب ثانيه قوس از رابطه زير حساب مي شود:
توان تفکيک = (قطر شيئي به ميليمتر / 125)

     ●    نسبت کانوني که آنرا با f نشان مي دهند عبارت است از:
نسبت کانوني= قطر شيئي / فاصله کانوني شيئي

   ايا مدانستيد که
ايا ميدانستيد که شما ميتوانيد با يک تلسکوب آماتوري حداقل از ?? ميليون تا ??? ميليارد سال نوري در فضا ببينيد؟!
ايا ميدانستيد که در دهه ي ?? هجري شمسي ، اولين تلسکوپ به ايران امد. سيد جلال تهراني ، محقق ايراني اي بود که در لندن مطالعه و زندگي مي کرد. او در دهه ي سي به ايران بازگشت و همراهش يک تلسکوپ يازده سانتي متري شکستي هم با خود آورد. اين تلسکوپ همراه کلي وسايل نجومي و ساعت آفتابي و الان در موزه ي آستان قدس رضوي در مشهد است.