فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش پزشکي
دانشگاه ها و اساتيد پزشکي
آموزش علوم رشته پزشکي
نرم افزارهاي رشته پزشکي
مراکز تحقيقاتي پزشکي
پروژه تحقيقاتي بخش پزشکي
رده بندي سايتهاي پزشکي
متخصصين رشته پزشکي
بانک مقالات رشته پزشکي
پايان نامه هاي دانشجويي
مجلات و نشريات پزشکي
گالري عکس بخش پزشکي
 
 

عنوان: نكروز يا تغييرات ميكروسكوپي بافتهاي مرده

نويسنده: دكتر پژمان مرتضوي               ايميل: sp.mortazavi@gmail.com

منبع اطلاعاتي: pmortazavi.blogfa.com  post-17            تاريخ نگارش: 24/05/1390

 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

تغييرات ميكروسكوپي كه در بافتهاي مرده قبل از مرگ ايجاد مي شود را نكروز و اين بافتها را نكروزه گويند. جلوه هاي ميكروسكوپي نكروز تغييرات هسته  تغييرات ميكروسكپ نوري متعددي وجود دارد كه نشان دهندة نكروز سلولي در هسته سلول مرده مي باشد. اين تغييرات با اسامي و واژه هايي ناميده مي شوند كه تظاهرات ميكروسكوپي خاص در هسته هاي متأثر را نشان مي دهد. تغييرات هسته شامل مراحل زير است:

1- پيكنوز: متراكم شدن و چروكيده شدن هسته

2- كاريو ركسي: تكه تكه شدن هسته

3- كاريوليزيس: محو شدن و حل شدن هسته به طوريكه در پايان مرحله نكروز شبحي از هسته ديده مي شود.

 


◄   تغييرات سيتوپلاسم:
تغييراتي كه در سيتوپلاسم متعاقب نكروز ديده مي شود شامل افزايش اسيدوفيلي سيتوپلاسم و قرمز تر شدن آن با رنگ آميزي معمول بافتي است. همچنين در سيتوپلاسم واكوئلهايي ايجاد شده كه به علت فعاليت آنزيمي سلول است.
بافت نكروزه از نظر ماكروسكوپي نيز قابل تشخيص است. بافت نكروزه نرمتر از حالت طبيعي شده تغيير رنگ داده و توسط يك نوار قرمز رنگ كه محل انجام واكنشهاي التهابي است از ناحيه سالم اطرافي جدا مي شود.
 

◄   اشكال نكروز:
      ●   نكروز انعقادي coagulative
      
●   نكروز ميعاني liquefactive
      
●   نكروز پنيري caseous
      
●   قانقاريا gangrene
      
●   نكروز چربي fat necrosis

◄   نكروز انعقادي coagulative

نكروز انعقادي زماني رخ مي دهد كه دناتوره شدن پروتئين سلولي بر دناتوره شدن آنزيم هاي هيدروليتيك پيشي گرفته، و بدين ترتيب سبب توقف پروسة اتوليز گردد. از دست دادن آب نيز، بدون اينكه سبب تجزيه بيشتري گردد، به دناتوره شدن كمك مي كند. بافت كوآگوله شدة باقي مانده نهايتاً در اثر پروسة هتروليز به اهستگي به مايع تبديل مي شود.
ساختار نرمال بافت بعلاوة اجزاء سلولي آن هنوز قابل تشخيص بوده ولي هسته و سيتوپلاسم تغييرات مشخصي را نشان مي دهند. هسته ظاهري كاريوليتيك، پيكنوزه يا كاريوركتيك داشته يا ممكن است محو گردد. سيتوپلاسم اغلب قوياً اسيدوفيل است. بافت نكروزه خاكستري يا سفيد ( مگر اينكه از خون پر شده باشد )، سخت، متراكم و اغلب در مقايسه با بافتهاي زنده اطراف فرو رفته مي باشد.

نكروز كازئور به عنوان قسمتي از جراحت هاي تيپيك توبركلوزيس، سفليس ( در انسان ) لنفادنيت كازئوز گوسفندان و ديگر گرانولوماها ديده مي شود. اين نوع نكروز در نتيجة تركيب پروتئين انعقاد يافته و چربي بوجود مي آيد. وقتي كه علت بوجود آورندة آن اثر خود را از دست داد، مواد کازئوز بتدريج ميعاني شده و زدوده مي شوند.

از نظر ميكروسكوپي، از دست دادن ديوارة خارجي سلول و همچنين از دست رفتن تمايز رنگ پذيري وجود دارد. ديواره هاي سلولي و ديگر ساختمانهاي هيستولوژيك ناپديد مي گردند، و بافت تخريب شده توليد توده گرانولار ريزي کرده كه بدنبال تركيب مواد آبي رنگ كروماتين و مواد قرمز رنگ مشتق شده از سيتوپلاسم، رنگ ارغواني ( رنگ هماتوكسيلين و ائوزين ) بخود مي گيرد. الگوي ساختار طبيعي و نرمال بافت در نواحي آزرده بطور كامل محو مي گردد.
ظاهر ماكروسكوپي آن به رنگ سفيد، خاكستري يا زرد بوده كه تصور وجود دلمه هاي شير يا پنير روستائي(Cottage cheese) را در ذهن تداعي مي كند، و بهمين علت به نام كازئوز خوانده ميشود. بافت نكروزه خشك، تا حدي گريسي و سفت بوده بدون قدرت چسبندگي، بطوريكه براحتي توسط يك جسم كند به قطعات گرانولار تقسيم مي شود.
 

◄   نكروز ميعاني liquefactive

دو موضع عمده براي وقوع نكروز ميعاني قابل توجه در بافتهاي در حال مرگ عبارتند از: سيستم عصبي مركزي و آبسه ها. بعضي مواقع نكروز ميعاني در ريه هاي سلي نيز رخ داده توليد فضاهايي با اندازه هاي قابل توجه مي كند.
ناحيه نكروزه، ‌كوچك يا بزرگ،‌ بصورت فضاي خالي ديده مي شود كه نه تنها بدون هرگونه ديوارة داخلي مشخصي بوده بلكه لبه هاي آن نيز مضرص و نامنظم مي باشد، و معمولاً سلولهاي موجود در لبة آن برخي خصوصيات نكروزه را هم نشان مي دهند. رسوب پروتئيني صورتي رنگي ممكن است از مايع باقي مانده يا نباشد. آب در طول پروسة دزهيدراتاسيون به منظور تهيه مقطع بافتي از آن خارج مي شود. در مورد آبسه،‌ مايع مزبور حاوي مقادير زيادي نوتروفيل است كه آنزيم هاي هيدروليتيك آن نواحي ميعاني شده از بافت مرده و همچنين خودشان را ميعاني کرده كه عموماً توده اي ميعاني شده از قطعات سلولي تحت عنوان چرك را از خود بجا مي گذارند.
جراحت به صورت يك فضاي كوچك يا بزرگي است كه حاوي مايعي به رنگ زرد _ سفيد و كدر مي باشد. اگر پروسه همچنان در حالت پيشرفت باشد، ديواره هاي حفرة آن مضرص و نامنظم بوده و كم و بيش نرم مي باشد. چنين فضاي پر از مايعي عموماً كيست قلمداد نمي شود، چرا كه يك كيست واقعي شامل تجمع مايعي، با منشاء ترشحي، در حفره اي است كه داراي غشاء داخلي طبيعي و پايداري معمولاً از نوع اپي تليوم مي باشد.

وقتي بافت چربي دچار نكروز شود،‌ چربي به دو راديكال اصلي تشكيل دهندة آن يعني اسيد چرب و گليسيرين تجريه مي شود ( احتمالاً اين عمل آهسته صورت مي گيرد ). سپس اسيد چرب به نسبتهاي متفاوتي با يونهاي فلزي عمدتاً سديم،‌ پتاسيم، و كلسيم تركيب شده توليد تركيبات صابوني مي كند. اين تركيبات توسط حلالهاي مورد استفاده براي زدودن چربي از بافت طي مراحل پروسسينگ آن حل نشده، در نتيجه باقي مي مانند.

بافت اديپوزي كه دچار نكروز چربي شده ظاهر درخشان و نيمه براق خود را از دست داده كدر، سفيد و سخت يا كمي گرانولار مي شود.  ورقه هايي از ليپوسيت درست مشابه آنچه كه در بافتهاي اديپوز ديده مي شود مشاهده مي گردد:‌ با اينحال چربي توسط ماده اي سفت و کدر كه تقريباً يكنواخت و هموژن است جايگزين مي شود، اما گاهي اوقات حاوي شكافهاي باريك و مشخصي است كه نشان دهندة محل كريستالهاي اسيد چرب حل شده است. بسته به وجود سديم يا پتاسيم اين ماده به ترتيب رنگ آبي يا صورتي بخود مي گيرد،‌ و اگر كلسيم رسوب كرده باشد رنگ ارغواني بخود مي گيرد، هسته پيكنوزه بوده ،‌اما از نظر هيستولوژي از آن نوع ايده آل كه اين تغيير را بوضوح نشان دهد نيست.
 

◄   قانقارياي مرطوب (Wet gangrene)
قانقارياي مرطوب(Wet gangrene) عبارت است از حالتي كه در آن بافت نكروزه مورد تهاجم و نفوذ باكتريهاي ساپروفيت و عموماً گندزا قرار مي گيرد. بافت نكروزه اي كه در دسترس باكتري هاي با منشاء هوايي قرار دارد براحتي توسط اين باكتري ها مورد تهاجم و نفوذ قرار مي گيرد؛ لذا به ندرت از واژة نكروز براي اندام هاي حركتي،‌ گوش ها، دم ها، ريه ها،‌ روده ها يا پستان بكار برده مي شود بلكه بجاي آن از واژة قانقارياي اين ارگانها استفاده مي شود. از نظر ميكروسكوپي، ‌ضايعه به صورت مخلوطي از نكروز انعقادي و ميعاني كه در آن باسيلهاي بزرگ ( باكتريهاي ميله اي شكل ) ديده مي شوند، شناسائي مي شود. اين باكتريها حتماً نبايد به تعداد زياد باشند. در مقايسه با نتايج بدست آمده از رنگ آميزي اختصاصي باكتريها،‌ در رنگ آميزي معمولي با هماتوكسيلين و ائوزين، باكتري ها رنگ آبي بخود گرفته، اما بسيار كمتر از آنچه كه هسته سلول بخود مي گيرد ، و ديوارة آنها تار و كدر ديده مي شود.

ناحيه متأثر، خواه يك عضو حركتي يا قسمتي از ريه يا روده، متورم، نرم و معمولاً به رنگ تيره يا سياه ديده مي شود. بسته به نوع باكتري موجود، ناحيه مزبور ممكن است بوي بد و تعفن آوري داشته باشد. در زمان حيات، ‌اندام حركتي متأثر سرد و نسبت به لمس يا درد غير حساس است. اين نوع قانقاريا، كه متداول ترين نوع قانقاريا است، در بافتهايي رخ مي دهد كه در زمان شروع نكروز پر از خون باشند.

قانقارياي خشك (Dry gangrene)در بافتهايي رخ مي دهد كه از مقدار خون و مايع كمي برخوردار بوده يا در بافتهايي كه در آن نكروز به آهستگي شكل گرفته همراه با توقف جريان خون . از آنجائي كه در بافت خشك محيط كشت مناسبي نيست، ‌لذا تكثير و تزايد و گسترش باكتريها در آن به آهستگي صورت مي گيرد. بافت دناتوره يا كوآگوله شده ‌و آن قسمت سرد، چروكيده و سخت شده و تغيير رنگ مي دهد.

عامل قانقاريا همان علل نكروز بوده بعلاوه اينكه ناحيه نكروز درمعرض باكتريهاي ساپروفيت قرار مي گيرد. دراندام هاي حركتي و در روده، تداخل در تأمين خونرساني علت اصلي است. در ريه ها و پستان، ‌فرآورده هاي توكسيك باكتريهاي بسيار كشنده از علل معمولي هستند. استنشاق تصادفي داروهاي محركي كه داراي مصرف خوراكي هستند، نيز شرايطي را در ريه براي رشد باكتري هاي پاتوژن و ساپروفيت بوجود مي آورد.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت