فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش پزشکي
دانشگاه ها و اساتيد پزشکي
آموزش علوم رشته پزشکي
نرم افزارهاي رشته پزشکي
مراکز تحقيقاتي پزشکي
پروژه تحقيقاتي بخش پزشکي
رده بندي سايتهاي پزشکي
متخصصين رشته پزشکي
بانک مقالات رشته پزشکي
پايان نامه هاي دانشجويي
مجلات و نشريات پزشکي
گالري عکس بخش پزشکي
 
 

عنوان: اسپاسم و ضايعه نخاعي

مترجم: مهندس عباس كاشي               ايميل:

منبع اطلاعاتي: vsadeghi.blogfa.com post-132            تاريخ نگارش: 18/04/1387

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

دکتر جيمز ليتل ( James little ) استاد يار بخش طب توانبخشي دانشگاه واشنگتن مي گويد: " گفته مي شود که مغزپيچيده ترين ساختاري است که در جهان هستي وجوددارد .اگر اين موضوع حقيقت داشته باشد، پس طناب نخاعي دومين ساختار پيچيده محسوب مي شود."
اوادامه مي دهد : " مغز متشکل از ميليونها نرون ( سلولهاي عصبي ) و تريليون ها ارتباط سيناسپي است". " مغز يک ساختمان متراکم باور نکردني و حيرت آور است. طناب نخاعي نيز ميليونها نرون و بيليونها ارتباط سيناسپي دارد. "
اسپاسم يکي از مشکلات شايع بعد از آسيب نخاعي بوده و ناشي از واکنشهايي است که بعد از آسيب نخاع ايجاد مي شود. به منظور درک چگونگي اين موضوع، دکتر ليتل برخي از فعاليتهاي اساسي طناب نخاعي را شرح مي دهد.

 


مغز و نخاع از شبکه هاي پيچيده نرونها تشکيل شده اند. اطلاعات بوسيله علائم الکتريکي از طريق آکسون ( رشته عصبي ) انتهاي يک نرون به نرون بعدي منتقل مي گردند. اين علائم يکسري محرکهاي شيميائي بنام نروترانسميتر( neurotransmitter ) را تحريک مي کنند که در نتيجه ارتباط با سلول بعدي را برقرار مي نمايند. و به همين ترتيب تحريکات در مسير خود به سمت پائين تر حرکت مي کنند. تحريک شيميائي بين يک سلول عصبي با سلول بعدي، سيناپس ناميده مي شود.
نرونهايي که پيامها را از مغز به سمت طناب نخاعي ارسال مي کنند، نرونهاي حرکتي فوقاني ( UMNs ) ناميده مي شوند. نرونهاي حرکتي تحتاني ( LMNs ) نرونهايي هستند که از طناب نخاعي به عضلات و بافتهاي بدن منشعب مي گردند. سيناپس ها اجازه مي دهند که نرونهاي حرکتي فوقاني با نرونهاي حرکتي تحتاني ارتباط برقرار کرده و اطلاعات حسي را از بدن به سمت مغز و همچنين اطلاعات حرکتي را از مغز به سمت عضلات منتقل نمايند.
ارتباط بدن با مغز از طريق رشته هاي حسي که پيامها را در اطراف بافتهاي مختلف بدن منتقل مي کنند، برقرار مي شود. انواع بسيار زيادي رشته هاي حسي ويژه وجود دارند. يک نوع از آنها اطلاعات مربوط به سرعت کشش عضله را منتقل مي کنند و پيامي به مغز مي فرستند که سرعت کشش عضله را جهت يک حرکت معين، مشخص مي نمايد.
وقتي که نخاع آسيب مي بيند، نرونهاي حرکتي تحتاني "در سطح ضايعه" نيز ، دچار آسيب مي شوند. ولي نرونهاي سطوح بالا و پائين ضايعه سالم طبيعي هستند. دکتر ليتل مي گويد: " در شرايط آسيب نخاعي هم واکنش هاي ارتباطي از رشته هاي حسي تا نرونهاي حرکتي تحتاني وجود دارند و در واقع ارتباطات سيناپسي برقرار مي شود و يکي از آن چيزهايي که ما فکر مي کنيم اسپاسم دراثر آن ايجاد مي شود نيزهمين است که طي تحريکات وارده از رشته هاي حسي به مجموعه نرونهاي حرکتي تحتاني، سيناپس هاي جديدي بوجود مي آيند. يعني در جائيکه قبلا"، يک رشته تنها ارتباط سيناپسي کمي با نرونهاي حرکتي تحتاني ايجاد مي کرده، حالا ارتباط بيشتري برقرار مي کند و سيناپس هاي بيشتري ايجاد مي شود و در نتيجه يک ارتباط واکنشي قويتري نسبت به قبل به وجود مي آيد. "بنابراين در اين وضعيت اگر کسي عضله خود را کشش دهد، واکنشهاي ارتباطي خيلي قوي تر از قبل تحريک مي شوند. "
واکنش آکسونها، ارتباطات سيناپسي جديدرا چند ماه بعد از آسيب افزايش مي دهند. واين چيزي است که فکر مي کنيم اتفاق مي افتد. براي اينکه فضاهاي سيناپسي خالي روي نرونهايي به جا مانده از رشته هاي آسيب ديده از بالا وجود دارد. دکتر ليتل مي گويد: " ما معتقديم که (اين فضاهاي خالي ) يکسري نروتروفين هائي ( neurotrophins ) را ايجاد مي کنند و عوامل ديگري به وجود مي آورند که از طريق تحريکات بيروني باعث افزايش سيناپس هامي شود."
اسپاسم به صورتهاي مختلفي مي تواند تظاهر پيدا کند. مثلا"در اثر اسپاسم هاي انبساطي ( بازکننده ماهيچه ها )، پاها راست و سفت مي شوند. حتي گاهي اين اسپاسم ها بقدري شديد هستند که باعث پرتاب فرد به خارج از ويلچر مي شوند. اسپاسم هاي انقباضي ( جمع کننده ماهيچه ها ) برعکس هستند:يعني پاها به سمت بالا و بطرف قفسه سينه کشيده مي شوند . تشنج عضلاني يا کلونوس ( Clonus ) پرشهاي مکرر عضلات مي باشد که اکثر اوقات در قوزک پا ايجاد شده و باعث مي شوند که پا بطور مکرر روي تکيه گاه خود پرش داشته باشد.
دکتر ليتل متذکر شده است که اسپاسم مي تواند مفيد يا مضر باشد. اسپاسم مي تواند از طريق :برهم زدن تعادل بدن، تاثير بر روي تحمل فرد و جابجائي هاي وي و از طريق بر هم زدن ساعات خواب بيمار و مراقبين وي و يا هر دو، بر روي روش زندگي فرد و کيفيت آن تاثير بگذارد. همچنين مي تواند باعث ايجاد زخم فشاري شده و يا در بروز درد نقش داشته باشد.
از سوي ديگر، بعضي از افراد ياد مي گيرند که از اسپاسم خود براي جابجاييها يا حتي ايستادن کمک بگيرند. اسپاسم مي تواند به حفظ توده عضلاني بدن کمک کند و همچنين باعث تحريک جريان خون و افزايش استحکام استخوان شود. دکتر ليتل مي گويد: " وقتي که ما در صدد درمان اسپاسم هستيم، بايستي به جنبه هاي مفيد آن نيز توجه داشته باشيم". همچنين مهم است که پزشک بتواند اسپاسم را از ساير عوارضي که احتمالا" علائم مشابه آن دارند از جمله :سفتي و کوتاه شدن غيرطبيعي عضلات( contracture ) وياضعف ماهيچه ها تشخيص دهد".

◄   گزينه هاي درمان
دکتر فهرادسپاپانا (Fahrad Sepahpanah)عضو انجمن متخصصين ضايعه نخاعي دانشگاه واشنگتن و عضو مرکز پزشکي مجروحين جنگي توضيح داده است که : مشابه هر مشکل پزشکي "درمان اسپاسم معمولا" با روشهاي درماني غير تهاجمي شروع مي شود. سپس درادامه از روشهاي تهاجمي ( يعني مستلزم سوراخ کردن پوست يا وارد کردن ماده يا افزاري به درون بدن ) استفاده مي گردد".
او مي گويد: " گاهي اوقات روشهاي کاهش درد منجر به کاهش اسپاسم نيز خواهد شد. " حتي اگر بيمار درد نداشته باشد، دادن داروهاي ضد درد مي تواند اسپاسم را کم کند و گاهي تاثير خيلي زيادي داشته باشد ".
دکتر سپاپانا متذکر شده است که" کشش مي تواند روشي بسيار موثر براي اسپاسم باشد. ولي لازم است که ما به دو چيز توجه داشته باشيم". اول اينکه کشش بايد 45 تا 90 ثانيه طول بکشد و کمتر از اين مدت احتمالا" موثر واقع نخواهد شدو دوم اينکه بايستي کشش 5 تا 7 بار در روز انجام شود و در واقع بعنوان بخشي از فعاليتهاي روزمره بيمار محسوب گردد".درهرصورت کشش مي تواند اسپاسم را فقط بمدت چند ساعت کاهش دهد. دکتر سپاپانا متذکر شده است که : " اگر کشش متوقف شود، اسپاسم برمي گردد. "
گاهي اوقات استفاده از وسايل خاصي مي توانند مفيد باشند. براي مثال، اسپاسم هايي که دراثر اعمال فشار ايجاد مي شوند را مي توان با استفاده ازوسائلي که داراي "سيستم تکيه دادن به پشت بر روي يک سطح شيب دارهستند" برطرف نمود.

◄   درمانهاي داروئي
نکته بسيار مهم : استفاده از هر نوع دارويي بايستي حتما" با تجويز پزشک صورت گيرد.(مترجم)
داروهايي که بطور طبيعي شبيه بازدارنده هاي نروترانسميتر ( neurotransmitters) عمل مي کنند و پيامهاي حسي غير ضروري را که از محيط دريافت مي شوند را تفکيک مي کنند، مي توانند بر روي اسپاسم بسيار موثر باشند. از جمله چنين داروهايي مي توان به ديازپام ( Diazpam ) ، باکلوفن ( Baclofen ) ، کلونيدين Clonidine) ) و تيزانيدين ( tizanidine) اشاره کرد. همچنين باکلوفن مي تواند با استفاده از يک سوند درون غلافي ( intrathecal ) و يک پمپ که در زير پوست کار گذاشته مي شود به طور مستقيم به سلولهاي عصبي نخاع تزريق شود. با استفاده ازاين روش عوارض جانبي دارو کاهش مي يابد و فقط مواقعي که مقدار بسيار کمي از دارو نياز باشد، کاربرددارد. از جنبه هاي منفي اين روش اين است که براي کار گذاشتن اين سيستم نياز به عمل جراحي مي باشد و لازم است که پمپ هر دو تا 3 ماه مجددا" پر شود. همچنين بايستي هر 4 تا 5 سال کل پمپ تعويض گردد.
داروهائي که بعنوان بازدارنده هاي شيميايي اعصاب هستند، جهت متوقف ساختن اسپاسم عضله يا عصب ،بطور موضعي يا عمومي مي توانند مورد استفاده قرار گيرند. ازجمله تزريق داروي بوتوکس ( Botox ) با فلج کردن عضله مي تواند اسپاسم را کاهش دهد. اين دارو خيلي ايمن و موثر است ولي گران مي باشد. و بعد از چهار تا شش ماه تاثير آن از بين مي رود. بنابراين لازم است که تزريق مجددا" تکرار شود.
تزريق الکل يا فنل نيز جهت انسداد موضعي عصب مي تواند مورد استفاده قرار گيرد و بدين ترتيب اسپاسم درعضلات تحريک شده بوسيله اعصاب انسداد يافته کاهش پيدا مي کند. انسداد کننده هاي عصب ارزان و موثر هستند و تاثيرنسبتا" طولاني مدتي دارند ( در حدود 6 ماه )
شايعترين روش تهاجمي درماني اسپاسم ميلوتومي است. ميلوتومي يک روش جراحي است که در آن اعصاب درگير( واکنش دهنده ) قطع مي شوند. اين روش بطور موثري اسپاسم را از بين مي برد، ولي هميشه بايد بعنوان آخرين راه انتخاب شود. براي اينکه تغييرات دائمي و غير قابل برگشتي را در نخاع به وجود مي آورد. همچنين با انجام ميلوتومي تمامي واکنش ها ، از جمله انعکاسهاي مفيد جهت تخليه ادرار، نعوظ و حرکات روده نيز از بين مي روند.

◄   راههاي تحقيق :
دکتر ليتل مي گويد: امروزه تمرکز اصلي تحقيقاتي که برروي اسپاسم انجام مي شود بر "کنترل فشار وزن براندامهاي حرکتي بدن "استوار است. در اين روش، بيماران بوسيله سيستم مجهز به تسمه ها و مهارهاي مختلف حمايت مي گردند و جهت انجام حرکات گام برداري بر روي يک نوار نقاله کمک وحمايت مي شوند.
دکتر ليتل مي گويد: " مدارکي وجود دارد که نشان مي دهند، اين قبيل سيستم ها مي توانند بهبودي را افزايش داده و اسپاسم را اصلاح نمايند. "
دکتر ليتل مي گويد: " يک موضوع جالبي که مطرح است، اين است که اسپاسم ممکن است بتواند از طريق انسداد رشد بعضي از سيناپسها دردرمان وبهبودي افرادي که داراي ضايعه ناقص هستند، موثر باشد". نرونهاي حرکتي فوقاني که درگير هستند قادرند که ارتباطات سيناپسي جديدي را توسعه دهند و جهت برخي از بهبودي ها بعنوان واسطه عمل کنند. ولي ممکن است با محلهاي سيناپسي خالي که سيناپسهاي جديد در آنها رشد مي کنند ،نيز جهت ايجاد واکنش رقابت نمايند. به همين علت دکتر ليتل و سايرين متعجبند از اينکه اسپاسم حاصل از ازدياد واکنشها مي تواند بطور ذاتي بر روي بهبودي حرکات ارادي تاثير گذار باشد.
دکتر ليتل اين فرآيند را در کار برروي برخي از بيمارانش مشاهده کرده است. براي مثال: يک بيمار تتراپلژي با ضايعه ناقص در ناحيه C4 جهت بهبودي عضله بازکننده آرنج چپ خود اقدام نمود. ولي 90 روز پس از آسيب، اين فرآيند متوقف شد و در همان زمان اسپاسم به وجود آمد. دکتر ليتل مي گويد: " ما تصميم گرفتيم داخل عضله سه سراو الکل تزريق کنيم. الکل توانائي کاهش اسپاسم را دارد و جلوي بيشتر حرکات ارادي را مي گيرد. لذا اين فکر قوت گرفت که: اسپاسم هائي که در يک فرد با ضايعه ناقص ايجاد مي شود ،ممکن است احتمالا" با بهبود ذاتي حرکات ارادي فرد تحت تاثير واقع شوند". دکتر ليتل جهت تحقيق در مورد تاثير درمان اوليه اسپاسم برروي ارتقا بهبودي ، يک بورس پژوهشي از اداره امور فلجهاي جنگي آمريکا دريافت داشت.
دکتر ليتل اضافه مي کند " مدارکي وجود دارد که درمان اسپاسم ممکن است نقش مهمي در ابعاد ترميمي نخاع داشته باشد. يافته هاي اخير درمورد تحقيقات احيا اکسون ها نشان داده است که نرونها نمي توانند در محدوده آسيب نخاعي مجددا" رشد کنند. زيرا غلاف ميلين ( غلافي که آکسون سلولهاي عصبي را احاطه مي کند ) در سيستم عصبي مرکزي داراي پروتئينهايي است که از رشد نرونهاي دورتر جلوگيري مي کند. درمقابل ، ميلين در اعصاب محيطي رشد نرونهاي دورتر را تقويت مي کند.
عقيده بر اين است که شبکه ميلين يک سلول عصب محيطي ممکن است قادر باشد که به آکسون هاي منطقه آسيب ديده فرستاده شود، پژوهشگران در موشهاي صحرايي ،بخش عصب محيطي را به محل ضايعه نخاعي پيوند زده اند و عوامل رشد را هم جهت تقويت رشد مجدد آکسونها فراهم کرده اند. در نتيجه مشاهده شده که موشهاي مذکور قادر خواهند بود حرکات ارادي را در پاهاي خود انجام دهند. دکتر ليتل متذکر شد که : " اين موضوع تاکنون کاربردي نشده است ولي پيشرفتهاي بزرگي نسبت به 10 تا 20 سال گذشته حاصل گشته است".
امابه محض اينکه اکسونها در محدوده ضايعه نخاع رشد مي کنند. مشکل بعدي اين است که آنها با نرونهاي طبيعي در سمت ديگر ارتباطات سيناپسي جديدي را ايجاد مي کنند. عوامل موثر در رشد نيز به اين مسئله کمک مي کند. ولي دکتر ليتل و سايرين حدس مي زنند که به مرور زمان اکسونها در محل شکاف رشد مي کنند و تمام فضاهاي خالي سيناپسي، ممکن است با ارتباطات انعکاسي بسيار زيادي که باعث اسپاسم مي شوند. اشغال مي گردند. برخي از محققين فرضيه داده اند که کاهش ثبات سيناپس هاي انعکاسي، فضاهاي سيناپسي بيشتري در دسترس آکسونهايي که ارتباط عملي برقرار مي کنند، قرار مي دهد. دکتر ليتل اظهار مي دارد. " اگر ما بخواهيم به نقطه اي برسيم که ترميم اکسونها را انجام دهيم، يک جنبه بهبودي ممکن است اين باشد اسپاسم را در زمانهاي حساس کاهش دهيم. تا بتوانيم ثبات آندسته از سيناپسهاي انعکاسي که باعث اسپاسم مي شوند را کاهش دهيم و سعي کنيم که فضاهاي سيناپسي خالي را بازنگه داريم. "
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت