فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش پزشکي
دانشگاه ها و اساتيد پزشکي
آموزش علوم رشته پزشکي
نرم افزارهاي رشته پزشکي
مراکز تحقيقاتي پزشکي
پروژه تحقيقاتي بخش پزشکي
رده بندي سايتهاي پزشکي
متخصصين رشته پزشکي
بانک مقالات رشته پزشکي
پايان نامه هاي دانشجويي
مجلات و نشريات پزشکي
گالري عکس بخش پزشکي
 
 

عنوان: بيماري "اختلال استرس بعد از تروما"

نويسنده: دکتر سهيل صالحي               ايميل:

منبع اطلاعاتي: vsadeghi.blogfa.com post-553            تاريخ نگارش: 09/08/1389

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

در سال ۱۹۷۵ با تمام شدن جنگ ويتنام، سربازان آمريکايي که از نبرد جان سالم به در برده و به خانه‌هاي خود برگشته بودند علايمي از ترس، وحشت و اضطراب مداوم را از خود نشان مي‌دادند که بعدها در کتاب‌هاي روانپزشکي آن را به نام PTSD يا اختلال استرس بعد از تروما ناميدند.
اما سربازان گرفتار در وحشت و خشونت جنگ تنها کساني نيستند که در معرض اين اختلال روحي‌اند؛ بلکه هر انساني که دچار يک حادثه دردناک در زندگي شود اما براي مدتي طولاني يا هميشه با ترس و نگراني و وحشت آن زندگي کند درحقيقت به PTSD دچار شده است.
امروز بعد از گذشت بيش از ۳۰ سال از جنگ ويتنام تحقيقي که اخيرا روي کهنه سربازان اين جنگ انجام شده نشان مي‌دهد که PTSD طولاني مدت نه فقط باعث رنج روحي مي‌شود بلکه يک عامل خطر بسيار جدي نيز هست که حتي بيشتر از عوامل خطر شناخته شده مي‌تواند فرد را دچار بيماري‌هاي مزمن جسمي و مرگ زودرس کند.
در هنگام حوادث سخت و وحشت آوري که زندگي را تهديد مي‌کند يا باعث تکان روحي مي‌شود بيشترآدم‌ها دچار پريشاني مي‌شوند. ترس از نداشتن امنيت يا ترس از تکرار حادثه در دل خانه مي‌کند و انگار تصوير حادثه مدام در برابر چشم قرار دارد. بيشتر افراد بعد از چند روز تا چند هفته بر اين پريشاني غلبه مي‌کنند و به جريان طبيعي زندگي برمي‌گردند، اما در بعضي آدم‌ها اين واکنش‌هاي احساسي ادامه پيدا مي‌کند و اين همان جايي است که مرز بين انسان سالم و فرد مبتلا به PTSDجدا مي‌شود.
در اين اشخاص خاطره بد و رنج آور حادثه، گاه و بيگاه به ذهن هجوم مي‌آورد و به‌اصطلاح در حالتي از فلاش بک يا بازگشت به گذشته همان احساس‌هاي ناخوشايند زمان حادثه تکرار مي‌شود. حتي خواب شبانه هم ممکن است پر از اشاره‌ها و علامت‌هايي باشد که آن حادثه را يادآوري مي‌کند. به همين دليل فرد مبتلا به PTSD براي در امان ماندن از شر هجوم اين احساس‌ها از همه مکان‌ها، موقعيت‌ها يا اشخاصي که به نوعي تداعي‌کننده آن حادثه هستند دوري مي‌کند و حتي از صحبت کردن در مورد آن هم گريزان است.
اين افراد احساس جداماندگي يا غريبه بودن نسبت به دنياي پيراموني خود دارند و به فعاليت‌هاي مهم زندگي خود بي‌علاقگي نشان مي‌دهند، در عوض ممکن است هر لحظه گوش به زنگ وقوع يک اتفاق باشند که اين حالت مي‌تواند آنها را عصبي و تحريک پذير کند.
نگاهي به آمارها نشان مي‌دهد که بين ۸ ـ۷ درصد از جامعه در دوره‌اي از زندگي به PTSD دچار مي‌شوند که در بعضي موارد مثل بازماندگان جنگ يا آنهايي که در معرض تجاوز جنسي قرار گرفته‌اند آمار ممکن است به ۳۰ درصد برسد.
بلاياي طبيعي مانند زلزله، سيل و طوفان، آتش سوزي، تصادف رانندگي، سقوط هواپيما، حوادث تروريستي، تجربه‌هاي شخصي مانند هتک حرمت و فجايع عمدي بشري مانند قتل عام‌ها، شکنجه‌ها، بمباران‌ها يا حتي اردوگاه‌هاي کار اجباري از اتفاق‌هاي دردناکي هستند که شيوع PTSD در آنها بيشتر گزارش شده است.

◄   يادگاري‌هاي حافظه
کلمه PTSD براي اولين بار به‌طور رسمي در سال ۱۹۸۰ وارد نظام طبقه بندي بيماري‌هاي رواني شد. اين به معناي آن نبود که بيماري جديدي در عالم پزشکي کشف شده و يا اين اختلال قبلا وجود نداشته است.
در زمان جنگ جهاني اول مشابه همين اختلال در ميان سربازان مشاهده مي‌شد که در آن زمان آن را شوک گلوله باران مي‌ناميدند. از آن هم عقب‌تر و در۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد مصريان باستان با علايم رواني پس از جنگ آشنا بودند و يونانيان نيز پس از وقوع جنگ ماراتن در ۴۵۰ قبل ميلاد که بين سپاه داريوش هخامنشي و دولت آتن روي داد اختلالاتي مشابه PTSD را در ميان سربازان خود مشاهده و آن را توصيف کرده‌اند.
هنوز به درستي معلوم نشده که چرا بعضي از آدم‌ها به PTSD دچار مي‌شوند؛ اما تحقيقات جديد بر اين عقيده است که کليد حل اين مسئله در چگونگي ثبت خاطرات در مغز است. مسئله اينجاست که حافظه ما وقايع را در پوشه‌هاي کاملا مجزا و تفکيک شده ثبت نمي‌کند بلکه هنگام بايگاني يک اتفاق، مغز سعي مي‌کند بين خاطره آن اتفاق و ديگر محفوظات و تجربه‌هاي زندگي ارتباط برقرار کند.
به همين دليل ديدن يک منظره و تصوير يا شنيدن صدايي جديد يا حتي چشيدن و بوييدن چيزي که ارتباطي ولو اندک با حادثه قبلا تجربه شده داشته باشد مي‌تواند با به راه انداختن زنجيره‌اي از محفوظات مغزي دوباره همان حادثه را زنده کند.
هر چقدر فردي به‌مدت طولاني‌تر در معرض يک موقعيت خطرناک باشد و هر چقدر به متن حادثه نزديک‌تر باشد احتمال ابتلا به PTSD افزايش مي‌يابد. با اين وجود شواهد گردآوري شده بعد از حملات ۱۱ سپتامبر نشان مي‌دهد که نداشتن حضور فيزيکي در محل يک حادثه تضميني براي مبتلا نشدن به PTSD نيست، به همين دليل به‌نظر مي‌رسد که نوعي استعداد شخصي نيز براي ابتلا به PTSD لازم است.

◄   PTSD بدتر از سيگار
بيشتر مردم عادت دارند بخش زيادي از بيماري‌هاي جسمي خودشان را به استرس مربوط کنند. اگرچه اين عقيده در بعضي موارد واقعا غلو آميز و گاهي کاملا نامربوط است اما تحقيقات جديد نشان مي‌دهد که حداقل در مورد PTSD حق با مردم عادي است.
بررسي‌هاي انجام شده روي بيش از چهار هزار کهنه سرباز آمريکايي جنگ ويتنام محققان را به اين نتيجه رسانده که PTSD مي‌تواند بيش از هر عامل خطر ديگري، فرد را دچار بيماري‌هاي دراز مدت جسماني و مرگ زودرس کند. اين مطلب به قدري اهميت دارد که حتي به پزشکان توصيه شده هنگام شرح حال گرفتن از بيماران، PTSD را به‌عنوان بخشي از شرح حال رايج بگنجانند.
اين محققان عقيده دارند همانطور که بالا بودن شمارش گلبول‌هاي سفيد خون مي‌تواند نشانه‌اي از عفونت يا بيماري‌هايي نظير لوکميا (سرطان خون) باشد و يا همانطور که بالا بودن تست خوني ESR مي‌تواند نشانه‌اي از التهاب باشد و بنابراين خطر يک بيماري جدي و مرگ را پيش‌بيني کند به همين صورت هم PTSD که توسط آزمون‌هاي روان‌شناسي اندازه گيري مي‌شود مي‌تواند نشانه‌اي مستقل باشد که بيان مي‌کند وضعيت دراز مدت سلامتي فرد در خطر جدي است.
بيماران قلبي نيز از اثرات PTSD در امان نيستند. مشخص شده که حدود ۱۵ درصد از افراد بعد از حمله قلبي دچار مشکلات روحي به‌خصوص PTSD مي‌شوند که اين اتفاق مي‌تواند آنها را درگير يک سيکل معيوب کند، زيرا PTSD با ايجاد اشکال در عملکرد اجتماعي بيمار، افزايش فشارهاي روحي و تهديد وضعيت سلامتي باعث وخيم‌تر شدن مشکل قلبي مي‌شود.
اگر چه PTSD خودش به‌طور مستقل يک عامل خطر براي سلامتي محسوب مي‌شود اما ممکن است با زمينه‌سازي‌ براي کسب عادت‌هاي نادرست بهداشتي، هر چه بيشتر سلامتي را تهديد کند؛ به‌عنوان مثال ۴۵ درصد افراد مبتلا به PTSD سيگاري هستند،‌ همچنين بعضي از اين بيماران براي فرار از مشکلات روحي به الکل گرايش پيدا مي‌کنند که اين کار جدا از عوارض جسمي باعث بدتر شدن علايم PTSD نيز مي‌شود.

◄   زندگاني خواه تيره خواه روشن...
جنگ تحميلي هشت ساله و زلزله‌هاي مهيبي مانند رودبار و بم باعث افزايش موارد PTSD در کشور ما شده است. با اين حال درصورت وجود مراکز حمايتي مناسب که افراد مبتلا و
خانواده هايشان را تحت پوشش بگيرد درمان PTSD در دسترس خواهد بود. شيوه درماني رفتارشناختي يکي از مؤثرترين روش‌هاي درماني است که باعث مي‌شود فرد مبتلا جنبه‌هاي نادرست تفکرش درباره حادثه پيش آمده را تشخيص داده و براي تغيير آنها اقدام کند.
همچنين براي از بين بردن ترس و وحشت اين افراد مي‌توان از روش مواجهه مجدد استفاده کردکه در آن فرد مبتلا در يک محيط امن و کنترل شده با عوامل برانگيزاننده اضطرابش مواجه مي‌شود؛ مثلا در روشي به نام واقعيت مجازي، صحنه‌ها، اصوات و رايحه‌هاي مخصوص جنگ با هم ترکيب شده و براي يادآوري وقايع آزاردهنده روحي توسط سربازان در محيطي کنترل شده به کار گرفته مي‌شوند و به اين ترتيب به تدريج نوع واکنش شخص به آن اتفاق‌ها اصلاح مي‌شود.
دکتر فرانکل، عصب‌شناس معروف اتريشي و بنيانگذار روش لوگوتراپي که خودش تجربه دهشتناک اردوگاه‌هاي آلمان نازي را در کارنامه دارد بر اين عقيده است که حتي در تاريک‌ترين لحظه‌هاي زندگي هم انسان مي‌تواند در انتخاب نوع واکنشش به سرنوشت آزادي داشته باشد.
او خود مي‌گويد: پاسخ مثبت به زندگي، با وجود هر اتفاقي که با آن روبه‌رو شويم، يک فرمان است. شايد اين توصيه زيباي دکتر فرانکل همان چيزي است که بيماران PTSD بايد باورش کنند و در راه رسيدن به آن گام بردارند.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت