فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش تاريخ
روز شمار تاريخ
تاريخ سياسي ايران
تاريخ سياسي کشورها
تاريخ اسلام
 
 
 
 
 
 
 

عنوان: قطعنامه هاى شوراى امنيت در 8 سال جنگ ايران و عراق 

نويسنده:

منبع اطلاعاتي:                                 تاريخ نگارش: 15/03/1387

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - - -

   
 
 

پـذيـرش قـطـعـنـامـه 598 شـوراى امـنـيـت سـازمـان مـلل مـتـحـد از سـوى جـمـهورى اسلامى ايران در تاريخ 27 تير ماه1367 انـعكاس ويژه اى در محافل سياسى وخبرى جهان داشت و اين، هـشـتـمـيـن قـطـعنامه اى بود كه شوراى امنيت از ابتداى تجاوز علنى رژيم بعثى عراق به جمهورى اسلامى ايران، صادر كرده بود.
(در تـاريخ 18/9/1370 سازمان ملل متحد رژيم عراق را به عنوان مـتـجاوز معرفى نمود. جهت كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه به جلدسوم كتاب روزها ورويدادها مراجعه نماييد.)


◄   بيانيه نخست شوراى امنيت:
رژيـم عـراق در تـاريـخ 22 سپتامبر 1980 (31 شهريور 1359) تجاوز آشكار وگسترده اى را عليه ايران آغاز كرد و همان روز دبيركـل سـازمـان ملل متحد پيشنهاد كرد كه مساعى خود را در جهت كمك به حـل مـسـالمـت آميز برخورد ميان دوكشور به كار بندد. روز بعد (23سـپـتـامـبر) دبير كل بر اساس ماده 99 منشور از شوراى امنيت خواستكـه بـا توجه به خطر محتمل افزايش مخاصمه ميان دو كشور براى صـلح و امـنيت جهانى فوراً تشكيل جلسه دهد. همان روز، شوراى امنيت تـشـكـيـل جـلسـه داد و اوليـن مـوضـع گـيـرى خـود را درقـبـال جـنـگ تـحـمـيلى اعلام كرد. نتيجه جلسه شوراى امنيت ، بيانيه رئيـس شـورا بـود. ايـن بـرخـورد بـا توجه به ماهيت تجاوز علنى عراق از سوى شوراى امنيت ، يك برخورد ضعيف بود.


در اولين بيانيه شوراى امنيت آمده بود:
((اعـضاى شورا پس از مشورت با يكديگر عميقاً نگران آنند كه اين بـرخـورد (جـنـگ ايـران وعـراق ) مـى تـوانـد بـه طـور فـزاينده اى گسترش يابد، واز ايران وعراق مى خواهند به عنوان اولين قدم به سـوى راه حـل مـنازعه از كليه اقدامات مسلحانه وهمه اعمالى كه ممكن اسـت وضـعـيـت خـطـرنـاك فـعـلى را وخـيـم تـر كـنـد دسـت بـردارنـدواخـتـلافـات خـود را از طـريـق مـسـالمـت آمـيـزحـل نـمـايـنـد. هـمچنين اعضاى شوراى امنيت از پيشنهاد كاربرد مساعى جميله دبير كل حمايت مى نمايد.))
اين بيانيه با عكس العمل جدى روبرونشد وعلت اصلى اين بود كه عـراق سـرگـرم كـار خـويـش بـود و جـمـهـورى اسلامى ايران ضمن درگـيرى بسيار با مسائل داخلى بويژه ضد انقلاب مترصد فراهم آوردن ابـتـدايـى تـريـن امـكـانـات دفاعى از كشور وانقلاب نوپاى اسلامى خود بود.
 

◄   صدور قطعنامه 479:
شـوراى امـنـيـت پس از بيانيه 23 سپتامبر متوجه عدم كارايى آن شدومبادرت به صدور قطعنامه 479 كرد. اين قطعنامه كه در 5 بند تنظيم شده بود، آغاز گر جنگ را معرفى و اعـلام نـكرده بود، ودر آن از ((تجاوز))، ((تعيين متجاوز)) و((تنبيه مـتـجـاوز)) سـخـنـى بـه مـيـان نيامده بود وفاقد سه عنصر اساسى واصـلى مـذكـور بـود، در صـورتـى كـه اگـر شورا در نظر داشت تـجـاوز را احـراز و مـتـجـاوز را تـعـيـيـن كـنـد، در ايـن زمـيـنـه دستورالعمل مشخص ومعين (كه از سوى جامعه جهانى پذيرفته شدهبود) را داشت. وقطعنامه 479 بيشتر حالت ((توصيه )) داشت.
پـس از صـدور قـطـعـنامه 479، دولت عراق طى نامه اى خطاب به دبيركل اعلام داشت :
((مـوضـع دقيقاً بر اساس روح قطعنامه 479 كه طى جلسه شماره2248 مورخه 28 سپتامبر 1980 (6 مهر 1359) تصويب شده استمى باشد. در نتيجه ما طبعاً قطعنامه فوق الذكر شوراى امنيت را مى پذيريم و آمادگى وانتظار خود را براى اجراى آن در صورتى كه طرف ايرانى نيز چنين كند، اعلام مى داريم.))
 

جـمهورى اسلامى ايران در اظهار نظر راجع به قطعنامه 479 اعلامداشت :
((تا زمانى كه تجاوز عراق عليه جمهورى اسلامى ايران ادامه داردونـيـروهـاى عـراق در داخـل خـاك ايـران بـه اقـدامـات تـجـاوزكاران هوخـرابـكـارانـه ادامـه مـى دهـنـد، قـطـعـنـامـه نـمـى تـوانـد مـوردقبول ايران واقع شود.))
در نـيـمه دوم اكتبر 1980 شوراى امنيت 5 جلسه ديگر بدون صدورقطعنامه يا بيانيه تشكيل داد. در جلسات 15 و17 اكتبر، شهيد محمدعـلى رجـايى نخست وزير جمهورى اسلامى ايران شركت كرد، اما اين جـلسـات نـيـز نتيجه خاصى در بر نداشت. پس از صدور قطعنامه479، شوراى امنيت در سكوتى سنگين فرورفت. اين سكوت همزمان با پيشروى نيروهاى عراقى در داخل خاك ايران وتحكيم مواضع آنهادر مـنـاطـق اشغالى بود. در 19 اكتبر 1980 (17 مهر 1359) عراق بـا مـوشك هاى زمين به زمين به شهرهاى ايران حمله كرد. مقاومت هاى مـردمى در نقاط مورد هجوم وتحت اشغال بروز كرد، اما شورا هم چناندر خـواب سـنـگـيـن خـود بود. حتى عمليات ثامن الائمه كه منجر به شـكـست محاصره آبادان شد (5/7/1360) نتوانست شوراى امنيت را ازسـكـوت بـيـرون آورد؛ امـا عـوامـلى بـه شـرح ذيـل مـوجـب شـكـسته شدن سكوت شوراى امنيت پس از 22 ماه وصدورقطعنامه 514 در 12 ژوئيه 1982 (21/4/1361) شد:
1ـ عمليات ثامن الائمه كه به شكست محاصره آبادان انجاميد.1
2ـ عـمـليـات طريق القدس كه در 8 آذر 1360 انجام شد وبخش هاى مهمى از جنوب ايران آزاد گرديد.2
3ـ عمليات فتح المبين كه از 2/1/1361 شروع شد وقسمت هاى مهمى از خـاك ايـران اسـلامـى در مـنـاطـق غـرب شـوشودزفول آزاد شد ونيروهاى عراقى از منطقه رانده شدند.
4ـ عـمـليـات بـيـت المـقـدس كـه از نـهـم ارديـبـهـشت 61 با برترى كامل قواى ايران شروع وبا فتح وآزاد سازى خرمشهر در سوم خرداد1361 پايان پذيرفت.ايـن عـمليات ضربه سياسى وروانى مهمى بر دشمنان ايران واردكـرد، زيـرا تـمـامـى تـصورات آنان در مورد ناتوانى ايران در هم ريخت.

 

◄   قـطـعنامه شماره 514 :

پـيـروزى هـاى درخـشـان جـمـهورى اسلامى ايران در مناطق مختلف جنگ ونـمـايـش قـدرت نـظـامـى ايـران باعث گرديد كه شوراى امنيت به درخـواسـت اردن وحـمـايـت آمـريكا تشكيل جلسه دهد ودر جلسه 2383خـود، قـطـعنامه شماره 514 را در 12 ژوئيه 1982 (21/4/1361)به اتفاق آرا تصويب كند.
ايـن قـطـعـنـامـه عـلاوه بـر مـقدمه ، در 6 بند تنظيم ، كه اشاره به بـعـضـى از بـنـدهـاى آن بـه وضوح تغيير موضع شورا نسبت به جمهورى اسلامى را نشان مى دهد.
1ـ شـوراى امـنـيـت خـواسـتـار آتش بس وخاتمه فورى كليه عمليات نظامى است.
2ـ خـواسـتار عقب كشيدن نيروها به مرزهاى شناخته شده بين المللى است.
3ـ لذا از دبـيـر كـل تـقـاضـا مـى نمايد كه ظرف مدت 3 ماه در مورداجراى اين قطعنامه گزارش خود را تسليم نمايد.
در قطعنامه 514 موارد زير قابلتاءمل است :
1ـ در ايـن قـطـعـنامه براى نخستين بار از برقرارى آتش بس ، عقب نـشـينى نيروها وتشكيل نيروى پاسدار صلح واسقرار آنها سخن مى رود.
2ـ در حـالى كـه در قـطـعـنـامـه 479 از دبـيـركـل خـواسته بود ظرف 48 ساعت به شوراى امنيت گزارش دهد، اين مهلت در قطعنامه 514 سه ماه تعيين شده بود كه نشان از اين داشت كـه ايـن بـار شـوراى امـنـيت متوجه شده كه مساءله تجاوز عراق به ايران اسلامى به راحتى قابل حل نيست.
3ـ عقب نشينى نيروها به مرزهاى شناخته شده بين المللى كه در بند2 قـطـعـنـامـه مـطـرح گـرديد، هنگامى مورد گفتگو قرار گرفت كه قـواى عـراق از اكثر نقاط مهم واستراتژيك ايران بيرون رانده شده بود. به بيان ديگر زمانى صحبت از عقب نشينى نيروها به ميان آمدكـه در مـنـاطـق جـنوب جبهه ، نيروهاى ايران به مرزهاى بين المللى رسيده بودند.
بـه دلايـلى كـه ذكـر شـد، قـبـول قـطعنامه از طرف عراق و رد آن ازطـرف ايـران قـابـل پيش بينى بود واين امر تحقق يافت. نهايت آنكـه جـمـهـورى اسلامى ايران پس از تصويب قطعنامه 514 شوراى امنيت دست به تحريم شورا رد و در جلسات آن شركت نكرد.
 

◄   قطعنامه 522:
در فـاصله قطعنامه شماره 514 تا قطعنامه بعدى (قطعنامه 522) دو عـمـليـات عـمـده در جـبـهـه هـاى جـنـگ از طرف قواى ايران صورت گـرفت. يكى عميات رمضان كه دو روز پس از قطعنامه 514 (يعنى در 23 تـيـر 61) در مـحـور جـنـوب وجـنـوب غـربـى اهواز انجام شد. ديگرى عمليات مسلم بن عقيل كه از تاريخ 9/7/61 در منطقه سومار غـرب انـجـام پـذيـرفـت و مـوجب آزادسازى مناطق زيادى از خاك ايران و نـيـز تسلط بر شهر مندلى عراق گرديد. در نتيجه موجب نگرانى عـمـيـق شـوراى امنيت شد كه در نهايت منجر به صدور قطعنامه 522 (در تاريخ 4 اكتبر 1982 / 12/7/1361) گرديد.
ايـن قـطـعنامه نيز مانند قطعنامه هاى قبلى جنبه ((توصيه )) داشت. بـا توجه به فاصله زمانى اندك بين اين دو قطعنامه وبا در نظرگـرفـتـن اين كه در شكل ، متن ومحتوا، قطعنامه 522 تفاوت چندانى بـا قـطـعـنـامـه 514 نـداشـت ، وبـا عنايت به اين كه تحولات عمده ومـهـمـى نـيـز در جـبـهـه هـاى جـنـگ رخ نـداده بـود، ايـن نـتـيـجـه حـاصـل مـى شود كه صدور قطعنامه 522 فقط پاسخى به فشارعـراق و طـرفدارانش در شوراى امنيت بوده است ، شورا تحت تاءثير آنـهـا نـاگـزيـر از صدور قطعنامه جديدى شده كه تكرار قطعنامه هاى پيشين بوده است. البته ، اين قطعنامه نيز پذيرفته نشد. مى توان گفت كه اگر در ميان قطعنامه هاى شوراى امنيت قطعنامه 479را ظـالمـانـه تـريـن وغـيـر منصافانه ترين آنها بدانيم ، قطعنامه522 را نـيـز بـايـد كـم ارزش تـرين وكم اهميت ترين آن بايد به حساب آورد.
 

◄   قطعنامه 540:
در فـاصـله قطعنامه 522 تا قطعنامه 540 شش 3 عمليات توسط نـيـروهـاى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران انجام شد كه موفق ترين آنها عـمـليـات والفـجـر 4 بـود و شـايـد بـه هـمـيـن دليـل شـورا بـاز هـم بـه فكر صدور قطعنامه اى ديگر افتاد واين بـار قـطـعـنـامـه 540 در جـلسـه 2493 شورا در تاريخ 31 اكتبر1983 (9/8/1362) با 12 راءى موافق ، سه راءى ممتنع (پاكستان، نيكاراگوئه ومالت ) و بدون راءى مخالف تصويب شد.
فـاصـله زمـيـنـى ايـن قـطـعـنـامـه بـه قـطـعـنـامـه قـبـلى يـكسـال و بـيست و هفت روز است و اگر بگوييم كه قطعنامه 540 بيشتر مـتـعـاقـب عـمـليات والفجر 4 بوده ، واز آن متاءثر شده است سخنى بـگـزاف نـيـسـت. در آخـرين پاراگراف بخش مقدماتى اين قطعنامه شورا بررسى جنگ را علل جنگ را پذيرفته بود.
هرچند اين اعلام با سه اشكال عمده مواجه بود:
1ـ ايـن مـسـاءله مهم (بررسى علل جنگ ) در قسمت مقدماتى مطرح ودرقسمت اجرايى براى آن مكانيسمى اختصاص داده نشده بود.
2ـ بـا ايـن كـه شـورا پـذيـرفـته بود كه جنگى واقع شده ، اما ازتجاوز ومتجاوز سخنى به ميان نياورده بود.
3ـ به مسئله اى با اين اهميت (تجاوز)، بسيار مبهم وگذرا اشاره شدهبود.
بـا ايـن وجود نمى توان منكر شد كه همين مقدار پيشرفت نيز چرخش مهم واميد بخشى را در سلسله حركات شورا پديد آورده بود.
وقـطعنامه 540 از يك جهت بى سابقه بود كه در ميان قطعنامه هاى شـوراى امـنـيـت در مورد جنگ ايران و عراق به اتفاق آرا به تصويب نرسيد و 3 كشور به آن راءى ممتنه داده بودند.
امـام جـمـعه وقت تهران ، حضرت آيت الله العظمى خامنه اى در خطبه نماز جمعه تهران رد قطعنامه 540 را اعلام نمودند و توجه دادند كه اصـولاً سـيـاسـت جـمـهـورى اسـلامـى ايـران درقبال شوراى امنيت تغييرى نكرده است ، مگر آن كه شورا سياست هاى خـود را تـغـيير دهد. البته عراق ضمن طرح ايرادات جزئى قطعنامه540 را پذيرفت.
 

◄   صدور قطعنامه 552:
بـه دنـبـال انـتـسـاب چـند حمله از طرف ايران به كشتى ها در خليج فارس ، شوراى همكارى خليج فارس در تاريخ 14 مه 1984 طى شـكايتى به شوراى امنيت خواستار گرديد كه شورا عليه اقدامات تلافى جويانه ايران و نقض حقوق كشتيرانى آزاد در خليج فارس شـدت عـمـل نـشـان دهـد. لذا شـوراى امـنيت پس از بررسى شكايت درجـلسـه 2546 مـورخـه اول ژوئن 1984 (11/3/63) بـا 13 راءى موافق ودوراءى ممتنع قطعنامه 552 را تصويب كرد.
بـر ايـن قطعنامه ايرادهاى متعددى وارد بود، از جمله اين كه فلسفه وجـودى آن به دنبال انتساب چند حمله به كشتى ها، توسط جمهورىاسـلامـى ايـران بود؛ اما اين كه اين حملات از جانب جمهورى اسلامى ايران انجام گرفته باشد، ثابت نشده بود. اين در حالى بود كه شـورا در بـرابـر حـمـلاتى كه عراق صراحتاً مسئوليت آنها را به عـهـده گرفته بود، عكس العمل مناسبى نشان نداده بود. يكى ديگراز ايـرادهـاى وارده بـه قـطـعـنـامـه 552 ايـن اسـت كـه از روح و مـفاد قـطـعنامه وتصريح محكوميت حملات اخير به كشتى هاى بازرگانى در مـسير بنادر كويت وعربستان اين چنين مستفاد مى گردد كه شكايت شـوراى هـمـكـارى خـليـج فـارس مـورد تـاءيـيـد شـوراى امـنيت قرارگـرفـتـه اسـت ، لذا روشن بود كه اين قطعنامه نمى توانست كاملاًمورد قبول جمهورى اسلامى ايران واقع شود.
 

◄   صدور قطعنامه 582:
در فـاصـله صـدور قـطـعنامه 540 تا قطعنامه 582 چندين عملياتديـگـر تـوسـط نـيـروهاى ايران صورت گرفت كه مهم ترين آنهاعـمـليـات والفـجـر 8 بـود كـه در تـاريـخ 20/11/64 در مـنـطـقه مربوطه به وسعت 700 كيلومتر مربع گرديد.
والفـجـر 8 يـكـى از موفق ترين عمليات هاى جنگى ايران بود كه آثار نظامى ، سياسى و روانى مهمى بر عراق ومنطقه وحتى معادلات جـهانى در قبال جنگ گذاشت. با اين عمليات ارتباط دريايى مستقيم عـراق بـا خـليـج فارس قطع شد ونيروهاى ايران به بصره ومرزعراق با كويت نزديك شدند. اثـر ايـن عـمليات آن چنان بود كه چند روز پس از آن ، شوراى امنيت بـه درخواست عراق وساير اعضاى گروه هفت اتحاديه عرب (اردن ،تـونـس ، مـراكـش ، كـويـت ، عـربـسـتـان ويـمـن شـمـالى )تشكيل جلسه داد.
جـلسـات شـورا دوهـفـتـه بـه طـول انجاميد و طى آن عده اى از اعضاى اتـحـاديـه عـرب و نـيـز دبـيـركـل اتـحـاديـه (شـاذلى قـليـبى) درسـخـنـرانـى هـاى خـود، ايـران را مـتـجـاوز خواندند و خواستار اجراى فـصـل هـفـتـم منشور در مورد جمهورى اسلامى ايران شدند. ايران دربحث هاى شورا شركت نكرد ولى نظرات خود را به طور غير مستقيم از طريق دبير كل وبعضى از اعضاى شورا مطرح كرد.
بـه هـر حـال قـطـعنامه اى كه در اصل توسط گروه اتحاديه عرب پيشنهاد شده بود، با تغييراتى در عبارات و كلمات در تاريخ 24فوريه 1986 (5/12/1364) در جلسه 2666 شورا به اتفاق آراوبه نام قطعنامه 582 تصويب گرديد.
 

در بند چهارم اين قطعنامه آمده بود:
4ـ شـورا درخـواست دارد كه مبادله اسراى جنگى ظرف مدت كوتاهى پـس از تـوقف مخاصمات با همكارى كميته بين المللى صليب سرخ انجام گيرد. بـراى اولين بار بود كه مساءله اسراى جنگى مطرح مى شد وعلت آن افـزايـش تـعـداد اسـراى عـراقى نسبت به تعداد اسراى ايرانى بود.
ايـن قـطـعـنـامـه نـيـز همانند قطعنامه هاى قبلى جنبه توصيه داشت.فـاصـله زمـانـى صـدور قـطـعـنـامـه 552 تـا قـطـعـنـامـه 582 يـكسـال وهـشـت مـاه وبـيـسـت و پـنـج روز و تـا قـطـعـنـامـه 540 دو سال و3 ماه و26 روز است.
در خـلال ايـن مـدت طـولانـى ، چـنـدين عمليات نظامى از سوى ايران صـورت گـرفـت كـه از آن مـيـان عـمـليـات خيبر و والفجر 8 نتايج چـشـمـگـيـرى داشـتـند. شوراى امنيت به فاصله دو روز پس از شروع عمليات والفجر 8 بحث خود را در مورد جنگ عراق با ايران آغاز كرد كه منجر به صدور قطعنامه 582 شد.
بـديـن تـرتـيـب مـى تـوان گـفـت كـه عامل مهم در تعيين زمان صدورقـطـعـنـامـه 582 عمليات والفجر 8 وتصرف فاوبه وسيله قواى ايـران بـوده اسـت. جـمـهـورى اسلاى ايران در اظهار نظر راجع به قطعنامه 582 اعلام داشت :
آن قـسـمـت از قـطـعـنـامـه كـه بـه كل موضوع جنگ وخاتمه خصومت ها مـربـوط مـى شـود، نـاقـص ، بـى اعـتـبـار و غـيـرقابل اجرا است. تـا زمـانـى كـه شـورا قـادر نـبـاشـد بـه رغـم اعـمـال نفوذ برخى از اعضاى دائم كه بر اتخاذ مواضع يك طرفه اصـرار مـى ورزنـد مـواضـع عـادلانه وصحيح مبتنى بر مسئوليت ها و وظايف خود را اعمال نمايد، مسئوليت ادامه جنگ بر عهده شورا است.
شورا عراق را در حمله به خاك ايران محكوم نكرده است. قطعنامه به لوزم حـل مـسـالمـت آميز اختلافات اشاره دارد، ولى از نقض همه جانبه اين اصل توسط عراق در هجوم به ايران ذكرى نكرده است.
در مورد كاربرد سلاح شيميايى در قطعنامه برخورد ملايم ترى ازمـوضـع گـيرى قبل شورا (بيانيه آوريل 1985) شده است. شورا درمـورد حـمـله بـه هـواپيماى مسافربرى وتهديدات امنيت هوايى وحمله به مناطق مسكونى مى بايست موضع گيرى محكم ترى مى كرد. بههـر حال جمهورى اسلامى ايران آماده است در زمينه رعايت مقررات بين المللى با دبير كل سازمان ملل متحد همكارى نمايد.
عراق اعلام داشت چنانچه دولت ايران قطعنامه 582 را رسماً وبدونقيد وشرط قبول واجرا كند، عراق نيز آماده است آن را اجرا نمايد. بهاين ترتيب اين قطعنامه نيز بى اثر ماند.
 

◄   صدور قطعنامه 588:
مـواردى كـه در رابـطـه بـا قـطـعنامه 588 مى توان برشمرد بهشرح زير است :
عـنـوان قـطـعـنـامـه چـون گذشت ((وضعيت مابين ايران وعراق )) استوجنبه توصيه بودن قطعنامه نيز بر جاى خود مى باشد. ضمن آنكـه از نـظـر حـجـم وتـعـداد كلمات به كار برده شده ، اين قطعنامه كـوتـاه ترين قطعنامه از مجموع قطعنامه هاى مورد مطالعه است. درپاراگراف هاى اجرايى قطعنامه 588 مطلب تازه و جديدى نيست جزآن كـه خـواسـتـار اجـراى قـطـعـنامه 582 شده است ، درخواست دبيركل براى شدت بخشيدن به تلاشهايش واعلام ادامه بررسى شورانـيـز تـازگـى نـدارد. تـنها در پاراگراف سوم عبارت ((بررسى گزارش دبير كل وشرايط لازم براى برقرارى صلح با دوام بين دوكشور)) حاوى مطلب جديدى است.
مـى تـوان گفت كه شورا با قطعنامه 588 آخرين اتمام حجت خود رابـراى پذيرش قطعنامه هايى از نوع آنچه تا آن زمان صادر كردهبود، انجام داده وراه را براى تحولى اساسى وعظيم در نگرش خودنسبت به كل موضوع جنگ هموار ساخته است.
قـطـعـنـامـه 598 نـه يـك شـبـه بـه وجـود آمـد ونـه محصول تفكرى يك بعدى ويك جانبه بود. اين قطعنامه بنايى بودكـه بـراى ايـجـاد آن زمـيـنـه اى مناسب لازم داشت وقطعنامه هاى 582و588 از جـمـله ايـن زمـينه ها بود، زيرا اولين عبارت قطعنامه 598اشـاره بـه قـطـعـنامه 582 دارد. از اين رواهميت قطعنامه 588 وپيام ويـژه آن بـه ايـن لحـاظ اسـت ودر جنبه هاى ديگر فاقد ارزش چنداناسـت. قـطعنامه 588 در همان روز تصويب (8 اكتبر 1986 برابربـا 16/7/1365) تـوسـط دبـيـر كل به وزراى خارجه هر دوكشورابلاغ شد.
عـراق بـا ارسـال نـامـه اى قـطـعـنـامـه 588 را پـذيرفت وجمهورى اسـلامـى ايـران توسط نامه اى كه از سوى وزير امور خارجه وقتدكـتـر عـلى اكـبـر ولايـتـى بـراى دبـيـركـل سـازمـان مـلل ارسـال شـد، يـكـى از صـريـح تـريـن ومـسـتـدل تـريـن مـوضـع گـيـرى هـاى خـود را درقـبال قطعنامه هاى شوراى امنيت عموماً وقطعنامه 588 خصوصاً اعلام كرد.
ايـن نـامه با شرح اقدامات تجاوزكارانه عراق وموضع گيرى هاى مـقـطـعـى ودور از حـقـيقت شوراى امنيت تا آن روز، زمينه مناسبى ايجادكـرد تـا شـوراى امـنـيـت بـه طـور جدى در موضع خود نسبت به جنگ تـحـمـيـلى تـجـديـد نـظـر نـمـايـد. دبـيـركل نظريات طرفين در مورد قطعنامه 588 را به اطلاع شوراى امنيترساند.
بـه ايـن تـرتـيـب اين قطعنامه نيز سرنوشتى مشابه قطعنامه هاى قبلى پيدا كرد.
در فـاصـله صـدور قـطعنامه 588 تا 598 عمليات متعددى در جبهه هـاى جـنـگ صـورت گـرفـت كـه مهم ترين آن سلسله عمليات فتح ،كربلا و نصر است.
وجـه مـشـتـرك اكـثـر ايـن عـمـليـات ايـن بـود كـه در داخـل خـاك عراق انجام مى شد واغلب تواءم با موفقيت در رسيدن به اهـداف تـعـيـيـن شـده بـود. به اين ترتيب تهديدى بسيار فزاينده بـراى عـراق بـه وجـود آمـده بـود. بـه ويـژه با پيشروى نيروهاى ايـران بـه سـوى بـصره ، شوراى امنيت نسبت به جنگ بيشتر حساسمـى شـد. در هـمـيـن زمـان نـيروى هوايى عراق حملات خود را در منطقه خـليـج فارس به روى تاءسيسات انتقال نفت ايران وهمچنين نفت كشهـا گـسـتـرش داد. همچنين با بهره بردارى از پايگاه هاى برخى ازكـشـورهـاى منطقه ، عراق توانست به جزاير سيرى ولارك حمله كند.در چنين فضايى بود كه قطعنامه 598 به عرصه ظهور رسيد.
 

◄   قطعنامه 598:
شوراى امنيت پس از مشورت هاى فراوان و با توافقات اصولى به عـمـل آمده در 29 تير ماه 1366 (20 ژوئيه 1987) در جلسه شماره 2750 خـود طـرح قطعنامه اى را كه قبلاً به روى كلمه به كلمه آن تـوافـق شده بود به اتفاق آرا به تصويب رساند. طرح قطعنامه توسط اعضاى دائم شورا تهيه ونظريات اعضاى غير دائم نيز تاحدودى ملحوظ شده بود.
 

متن قطعنامه 598:
شـوراى امـنـيـت ، بـا تـاءيـيـد مـجدد قطعنامه (1986) 582 خود، باابـراز نـگـرانى عميق از اين كه على رغم درخواست هايش براى آتش بـس ، مـنـازعه بين ايران و عراق به شدت سابق با تلفات شديد انـسـانـى و تـخريب مادى ادامه دارد، با ابراز تاءسف از آغاز و ادامه منازعه ، همچنين با ابراز تاءسف از بمباران مراكز صرفاً مسكونى غير نظامى ، حملات به كشتيرانى بى طرف يا هواپيماهاى كشورى، نـقـض قوانين بين المللى انسان دوستانه وديگر قوانين ناظر بردرگـيـرى مـسـلحـانـه ، بـه ويـژه كاربرد سلاح هاى شيميايى برخـلاف الزامـات پـروتـكل 1925 ژنو، با ابراز نگرانى عميق نسبتبـه احـتـمـال تـشـديـد و گـسـترش بيشتر منازع ، مصمم گرديد به تمامى اقدامات نظامى بين ايران و عراق خاتمه بخشد، معتقد گرديدكـه مى بايد يك راه حل جامع ، عادلانه ، شرافتمندانه وپايدار بينايران وعراق به دست آيد.
بـا يـادآورى مـفـاد مـنـشـور مـلل مـتـحـد، بـه ويـژه تـعـهـد هـمـه دول عضو به حل اختلافات بين المللى خود از راه هاى مسالمت آميز به نحوى كه صلح وامنيت بين المللى وعدالت به مخاطره نيفتد، با حكم بـه ايـن كـه در مـنـازعـه مـابـيـن ايـران وعـراق زمـيـنـه صـلح حـاصـل شـده اسـت ، بـا اقـدام بـر اسـاس مـواد 39 و40 مـنـشـورملل متحد،
1ـ خـواسـتـار آن اسـت كـه بـه عـنـوان يـك قـدم اوليـه جـهـتحل و فصل (مناقشه ) از راه مذاكره ، ايران وعراق يك آتش بس فورى را رعـايـت كـرده ، بـه تـمـامـى عـمـليـات نظامى در زمين ، دريا و هوا خاتمه داده و تمامى نيروهاى خود را بدون درنگ به مرزهاى شناخته شده بين المللى باز گردانند.
2ـ از دبـيـر كـل درخـواسـت مـى كـنـد كـه يـك تـيـم نـاظـرمـلل مـتـحـد را براى بررسى ، تاءييد ونظارت بر آتش بس و عقب نـشـيـنـى نـيـروهـا اعـزام نـمـايـد وهـمـچـنـيـن از دبـيـركـل درخـواسـت مـى نمايد با مشورت طرفين درگير، تدابير لازم رااتخاذ نمود، گزارش آن را به شوراى امنيت ارائه نمايد.
3ـ مصرانه مى خواهد اسراى جنگى آزاد شده وپس از قطع مخاصمات فـعـال كـنـونـى ، بـر اسـاس كنوانسيون سوم ژنو12 اوت 1949،بدون تاءخير به كشور خود باز گردانده شوند.
4ـ از ايـران وعـراق مـى خـواهـد بـا دبـيـركـل در اجـراى ايـن قـطـعـنـامـه ودر تلاش هاى ميانجى گرانه براى حـصـول يـك راه حـل جـامـع ، عـادلانـه وشـرافـتـمـنـدانـه مـوردقـبـول دوطـرف در خـصـوص تـمـام مـوضـوعـات مـوجـود، مـنـطـبق بااصول مندرج در منشور ملل متحد، همكارى نمايند.
5ـ از تـمـامـى كـشـورهاى ديگر مى خواهد كه حداكثر خويشتندارى رامـبـذول دارنـد واز هـرگـونـه اقدامى كه مى تواند منجر به تشديدوگـسـتـرش بـيـشتر منازعه گردد احتراز كنند وبدين ترتيب اجراى قطعنامه حاضر را تسهيل نمايند.
6ـ از دبـيـركل درخواست مى نمايد كه با مشورت با ايران وعراق ،مـسـاءله تـفويض اختيار به يك هياءت بى طرف براى تحقيق راجعبـه مـسـئوليت منازعه را بررسى نموده ودر اسرع وقت به شوراى امنيت گزارش ‍ دهد.
7ـ ابـعـاد خـسـارات وارده در خـلال مـنـازعـه ونـيـاز بـه تـلاش هـاى بـازسـازى بـا كـمـك هاى مناسب بين المللى پس از خاتمه درگيرىتـصـديـق مـى گـردد ودر ايـن خـصـوص از دبـيـركـل درخـواسـت مـى كـنـد كـه يك هياءت كارشناسان را براى مطالعه موضوع بازسازى وگزارش به شوراى امنيت تعيين نمايند.
8ـ هـمـچـنـيـن از دبـيـركـل درخـواسـت مى كند كه با مشورت با ايران وعراق وديگر كشورهاى منطقه ، راه هاى افزيش امنيت وثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد.
9ـ از دبيركل درخواست مى كند كه شوراى امنيت را در مورد اجراى اين قطعنامه مطلع نمايد.
10ـ مصمم است براى بررسى اقدامات بيشتر جهت رعايت واجراى اين قـطـعـنـامـه در صـورت ضـرورت جـلسـات ديـگـرى مـجـدداًتشكيل دهد.
در تـحـليـل قـطـعـنـامـه از نـظـر صـورى وشـكـلى اهـم نـكـات قابل توجه عبارتند از:
1ـ عـنـوان قـطـعـنـامه 598 نظير قطعنامه هاى پيشين ((وضعيت مابين ايـران وعـراق )) نيست ، بلكه براى اولين بار قطعنامه تحت عنوان((منازعه بين ايران وعراق )) صادر شده است.
2ـ اين قطعنامه چه از نظر شكلى وچه از نظر ماه وى توصيه نيست ،بـلكـه تـصـمـيـم برخاسته از اعتقاد شوراى امنيت است واين موضوع عـلاوه بـر مـحتواى قطعنامه ، در آغاز پاراگراف هاى 1، 7، 8 و10قـسـمـت مـقدماتى وپاراگرافت 10 اجرايى صراحت دارد. اگرچه دراين مورد تناقضى وجود دارد وآن اين كه در بعضى موارد (اشاره به تـعـهد دولت به حل مسالمت آميز اختلافات خود وبندهاى 3، 4، 5 و6قـسـمـت اجـرايـى قطعنامه ) حالت قطعنامه توصيه است ، اما به هرحال حالت آمريت قطعنامه غائب است.
3ـ از نـظـر حـجـم وتـعـداد كـلمـات به كار برده شده ، اين قطعنامه مفصل ترين قطعنامه هاى صادره است.
4ـ اين قطعنامه به اتفاق آرا صادر گرديد.
5ـ از نـظر فاصله زمانى ، قطعنامه 598 با قطعنامه قبلى (588)آن نـه مـاه ونـيـم فـاصـله دارد. ايـن بـدان مـعـنـا نـسـت كـه هـمـچـون فـواصـل سـاير قطعنامه ها، شوراى امنيت جنگ عراق با ايران را به حـال خـود رها كرده باشد، بلكه در تمام اين مدت شورا به مشورتهـاى فـشـرده خـود بـراى تـنـظـيـم قـطـعـنـامـه جـامـعـى كـه فـصـل مـشـتـرك نـظـريـات شـورا، عـراق وايـران بـاشـدمشغول بود.
6ـ وضـعـيـت جبهه هاى جنگ چنان كه ذكر شد، به صورتى بود كه نـگـرانـى شـورا را بـاعـث گرديده بود. به عبارت ديگر، اگرچه قطعنامه 598 حاصل مدت ها مذاكره ومشورت مشورت بود، ولى مقطع زمانى صدور آن جالب است.
هـم احـتمال تشديد وهم احتمال گسترش جنگ موجب نگرانى شورا شده بـود. مـقـصـود از تشديد جنگ ، نزديك شدن قواى ايران به بصره و عـمـليات پى درپى در داخل خاك عراق بود ومراد از گسترش جنگ ،نزديك شدن قواى ايران به مرزهاى عراق وكويت ، همچنين درگيرىدر خليج فارس گسترش يافته بود.
جـمـهـورى اسـلامـى ايـران قـطـعـنـامـه 598 را نـه رد كـرد ونـه قبول. از جمله استدلال هاى جمهورى اسلامى ايران توسط سخنگوى وقـت شـوراى عـالى دفـاع ، آيـت الله هاشمى رفسنجانى بيان شدهاست :
((پـيـش از ايـن بـه عـلت جـهـت گـيـرى هـاى نـاعـادلانه قطعنامه هاى شـوراى امـنـيـت ، مـا ايـن قـطـعـنـامه ها را نمى پذيرفتيم. اما در اين قطعنامه نكات مثبتى ديديم كه حاضر شديم پيرامون آن مذاكره كنيم. جـمـهـورى اسـلامـى ايران قطعنامه 598 را به طور كلى رد نكرده اسـت ، چـون در آن جـاى بـحث مى بيند. توقع ديگران اين است كه ما قـطـعـنامه را كلا رد كنيم يا بپذيريم ، نكته منفى آن اين است كه مى گـويـد كـه بـه مـحـض شـروع مـذاكـره وپـيش از شناسايى متجاوز و مـحـاكـمـه آن ، آتـش بـس اعـلام شـود و مـا ايـن بـنـد راقبول نداريم ، بند مربوط به معرفى متجاوز مى تواند به عنوان تـنـهـا كـليـد حل مسائل به شمار آيد واين نكته مثبتى است ، اما بايد پـيـش از اعـلام آتـش بس انجام شود،ما به آمريكا سوءظن داريم ومى دانـيـم بـه مـحـض اعـلام آتـش بـس ‍ آنـان در عمل صادق نخواهند بود.
بـنـابـرايـن مـا نـمـى تـوانـيـم چـنين مخاطره اى را بپذيريم. ما مى گـويـيـم اول مـتـجـاوز مـعـرفـى شـود وبـعـد راه بـراى حـل مسائل جدى هموار خواهد شد. معلوم است كه محاكمه وتنبيه متجاوزوبـازپـرداخـت غرامت از همين اقدام آغاز خواهد شد. اگر اين جابجايى در بندها انجام شود، راه هموار خواهد شد.))
ايـن مـوضـع گـيـرى نـزديـك بـه يـك سـال ادامـه داشت. بهترين منطق ودليلى كه براى اتخاذ اين موضع(نـه رد و نـه قـبـول ) مـى تـوان اقـامـه كـرد ايـن اسـت كه جمهورى اسـلامـى ايـران بـه دليـل عـدم تـحـقـق كـامل نظرياتش ‍ قطعنامه رانپذيرفت.
امـا بـه خـاطـر تـوجهى كه به اصول مورد نظر ايران در قطعنامه شـده بـود وبـه دليـل ايـن كه با توجه به شرايط سياسى وبين المللى بيش از اين امكان امتياز گرفتن از شورا وجود نداشت واصولاًبه خاطر ((روز مبادا)) قطعنامه را ردّ هم ننمود.
 

موضع عراق در قبال قطعنامه 598:
در 22 ژوئيـه 1987، اجـلاس مـشـتـرك شـوراى فـرمـانـدهى انقلاب ورهـبرى حزب بعث به رياست صدام براى بررسى قطعنامه 598تـشـكـيـل ، ودر هـمـيـن جـلسـه قـطـعـنـامـه مـورد پـذيـرش واسـتـقـبـال قـرار گـرفـت و آمـادگـى عـراق براى همكارى با دبيركـل وشـوراى امـنـيـت در جـهـت اجـراى آن ونـيـل بـه حل جامع ، عادلانه وشرافتمندانه منازعه اعلام گرديد. نهايت آن كه آمـادگـى ايـران بـراى قـبول جدى وبا حسن نيت قطعنامه و اجراى آن واطـاعـت بـدون قـيـد وشـرط از آن ، شرط اساسى التزام عراق به قـطـعـنـامـه عـنـوان گـرديـد. در ايـن جلسه قرار شد مواضع مذكورتـوسـط وزيـر امـور خـارجـه عـراق بـه دبـيـركل وشوراى امنيت اعلام گردد.
سخنگوى دولت عراق نيز در اين خصوص اظهار داشت :
((عـراق آمـاده اسـت قـطـعـنـامـه شـوراى امـنـيـت سـازمـانمـلل را كـه در آن دسـتـور آتـش بـس فـورى داده شـده است ، بپذيردمـشـروط بـر آن كـه ايـران نيز اقدام مشابهى انجام دهد، تعهد عراق نـسـبـت بـه ايـن قـطـعـنـامه به پذيرش صريح وبدون قيد وشرط ايران بستگى دارد))
طـارق عـزيز وزير امور خارجه عراق نيز در ملاقات خود در تاريخ 23 ژوئيـه بـا دبير كل ، مواضع عراق را تكرار كرد. همچنين سفيرعـراق در آمـريـكـا طـى مـصـاحبه اى در همان روز، خبر از واكنش عراق نسبت به قطعنامه داد.
امـا پـاسـخ رسـمى عراق به قطعنامه 598 در تاريخ 14 اوت به دبير كل اعلام شد كه در آن از جمله آمده بود:
((... عراق از قطعنامه 598 استقبال مى نمايد وآماده است براى اجراى آن با دبير كل وشوراى امنيت همكارى كند.))
 

پذيرش كامل قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ايران :
در مورد پذيرش كامل قطعنامه 598، رهبر فقيد انقلاب اسلامى ، امامخـمـينى (ره ) پيام مهمى به ملت ايران فرستادند. در قسمتى از اين پيام آمده بود:4
((وامـا در مـورد قـبـول قـطـعـنـامـه كـه حـقـيـقـتـاً مـسـاءله بـسيار تلخ ونـاگـوارى بـراى همه وخصوصاً براى من بود، اين است كه من تاچـنـد روز قـبـل مـعتقد به همان شيوه دفاع ومواضع اعلام شده در جنگ بـودم و مـصـلحت نظام و كشور وانقلاب را در اجراى آن مى ديدم ، ولى بـه واسـطـه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلاً خوددارى مى كنم ،و بـه امـيـد خـداونـد در آيـنـده روشـن خواهد شد، وبا توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور ـ كه من به تـعـهـد و دلسـوزى وصـداقـت آنـان اعـتـمـاد دارم ـ بـاقـبـول قـطـعنامه وآتش بس موافقت نمودم ودر مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب ونظام مى دانم ، وخدا مى داند كه اگر نبود انگيزه اى كـه هـمـه مـا وعـزت و اعـتـبـار مـا بـايـد در مسير مصلحت اسلام ومسلمين قـربـانـى شـود، هـرگـز راضـى بـه ايـن عمل نمى بودم ومرگ وشهادت برايم گواراتر بود، اما چاره چيست ؟هـمه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم... ديروز روز امتحان الهـى بـود كـه گذشت وفردا امتحان ديگرى است كه پيش مى آيد...قـبـول قـطـعـنـامـه از طـرف جـمـهـورى اسـلامـى ايـران بـه مـعـنـاى حـل مـسـاءله جـنـگ نـيـست. با اعلام اين تصميم حربه تبليغات جهان خواران عليه ما كند شده است... ملت ما هم نبايد فعلاً مساءله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام مى كنيم كه هدف ما تاكتيك جديد درادامـه جنگ نيست... در اين روزها ممكن است بسيارى از افراد به خاطراحـسـاسـات وعـواطـف خـود صـحـبت از چراها وبايد ونبايدها كنند ـ كه هرچند اين مساءله به خودى خود يك ارزش بسيار زيباست ـ اما اكنون وقـت پـرداخـتـن بـه آن نـيـسـت... مـن بـاز مـى گـويـم قـبـول اين مساءله براى من از زهر كشنده تر است ، ولى راضى به رضاى خدايم وبراى رضايت او اين جرعه را نوشيدم ، ونكته اى كه تـذكر آن لازم است در قبول اين قطعنامه فقط مسئولين كشور ايرانبا اتكاى خود تصميم گرفتند. تصميم امروز فقط براى تشخيص مصلحت بود... بدانيد كه پيروزى از آن شماست.))
سـرانـجـام در تـاريـخ 17 ژوئيـه 1988 (26/4/1367) سـفـيـروجـانـشـيـن نـمـايـنـده دائمـى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران در سـازمـان مـلل مـتـحـد، عـيـن مرقومه حضرت آيت الله خامنه اى رئيس جمهور وقت ايـران را خـطـاب بـه دبـيـر كـل سـازمـان مـلل مـتـحـد بـراى وى ارسـال ، ودرخـواسـت كـرد كـه به عنوان سندشوراى امنيت منتشر گردد.
فـرازهـايـى از نـامه رياست جمهورى وقت درباره پذيرش قطعنامه598 به اين شرح است :5
((درودهاى گرم همراه با بهترين آرزوهاى مرا براى موفقيت آن عالى جـنـاب در تـلاش بـراى بـرقـرارى صلح و عدالت بپذيريد. همانطـور كـه بـه خـوبـى اسـتـحـضار داريد، آتش جنگى كه به وسيله رژيـم عـراق در 22 سـپـتامبر 1980 با تجاوز عليه تماميت ارضى جـمـهـورى اسـلامـى ايـران آغـاز گـرديـد، ايـنـك ابـعـاد غـيـرقـابل تصورى به خود گرفته است كه كشورهاى ديگر وحتى غيرنظاميان بى گناه را نيز در شعله هاى خود گرفته است.
در چنين موقعيتى ، تلاش هاى جناب عالى براى اجراى قطعنامه 598(1987) حـايز اهميت ويژه اى است. جمهورى اسلامى ايران پيوسته كـمـك وپـشـتـيـبـانـى خـود را نـسـبـت بـه شـمـا درحـصـول بـه ايـن هـدف مـبـذول داشـتـه اسـت. د رايـن زمـيـنه ما مصمم گـرديـديـم كـه رسماً اعلام داريم جمهورى اسلامى ايران به خاطراهـمـيـت حـفـظ جـان انسان ها وبرقرارى عدالت وصلح وامنيت منطقه اىوبـيـن المـللى قطعنامه 598 (1987) شوراى امنيت را مى پذيرد. ماامـيـدواريـم كـه اعـلام رسمى اين موضع جمهورى اسلامى ايران به شـمـا در ادامـه تـلاش هـايـتـان كـه هـمـيـشـه مـورد پـشـتـيـبـانـى و استقبال ما بوده است ، كمك نمايد.))
در هـمـيـن مـورد آقـاى هـاشـمـى رفـسـنجانى رئيس وقت مجلس شوراىاسـلامى وسخنگوى شوراى عالى دفاع اظهار داشتند:(اطلاعات ـ 28تيرماه 1367 ـ ص 2)
((مـصـلح انقلاب وملت هاى ايران وعراق ومنطقه اين است كه قطعنامه مـذكـور پـذيـرفـتـه شـود... ايـران تـا بـه حـال خـواسـتـار آن بـود كـه ابـتـدا كـمـيـتـه تـعـيـيـن مـتـجـاوزتشكيل شود، ولى با توجه به شرايط جديدى كه پيش ‍ آمده از آن شرط خود صرف نظر مى كنيم... متاءسفانه تبليغات جهانى ، ما راجـنـگ افـروز وجـنگ طلب معرفى كرده ، صدام وحزب بعث متجاوز كه تـمـام قوانين را نقض كرده ، ولى چون يك شعار مشخص ‍ دارد، يعنى قـطـعـنامه را پذيرفته وحاضر به قضاوت بين المللى است ، به صـورت عـوام فـريـانه صلح طلب معرفى شده است ، با اين كار،يعنى قبول قطعنامه 598، ما نشان داده ايم كه در اين زمينه انعطاف پـذيـر هـسـتـيـم... مـا قـطـعـنـامه را هرگز رد نكرده بوديم ، بلكه شروطى روى آن گذاشتيم واين اواخر روشن شد كه ممكن است حوادث تـلخـى در مـنـطـقـه اتـفـاق افـتـد كـه نقطه عطف آن سقوط هواپيماى ايرانى توسط آمريكا بود.))
برقرارى آتش بس :
پس از پذيرش رسمى قطعنامه 598 از طرف ايران وانجام مذاكرات بـا دبـيـر كـل سازمان ملل متحد، آتش بس ميان طرفين از تاريخ 29مـرداد 1367 (20 اوت 1988) بـرقـرار شـد. شـوراى امنيت سازمان مـلل مـتحد در تاريخ 18 مرداد 1367 قطعنامه 619 را تصويب كردكـه بـه مـوجـب آن گـروه نـاظـران نـظـامـى ايـران و عراق وسازمان ملل متحد (يونيماك ) تشكيل وعازم مرزهاى ايران وعراق شد. نيروهاى يـونـيـمـاك حـدود 400 نـفـر بـودنـد كـه از 25 مـليـت مـخـتـلف تـشكيل شده بود ودر دوكشور مستقر شدند. وظايف نيروهاى يونيماك عبارت بود از:
1ـ تاءييد، تحكيم ونظارت بر آتش بس
2ـ نـظـارت بـر عـقـب نـشـيـنـى نـيروها به مرزهاى شناخته شده بين المللى
3ـ كـمـك بـه طـرفـين براى حل مسائل محلى كه احتمالاً در مورد تعيين دقـيـق خـطـوط مـرزى وعـقـب نـشـيـنـى بـه مـرزهـاى بـيـن المـللى وياتيراندازى اتفاقى پديد آيد.
4ـ كـمـك بـه طـرفـيـن بـراى ايـجـاد يـك مـنـطـقـه حائل در طول مرزهاى دوكشور
آغاز مذاكرات صلح :
نـخـسـتـيـن دور مـذاكـرات صلح بين ايران وعراق با نظارت سازمان ملل متحد، در سوم شهريور 1367 به طور رسمى در ژنوآغاز شد.در اين مذاكرات دولت عراق دوپيش شرط را مطرح كرد:
1ـ لايروبى اروند رود
2ـ آزادى كشتيرانى در خليج فارس
در مـقـابـل ايران اعلام نمود كه نه پيش شرطى را مطرح خواهد كردونـه پـيـش شـرطـى را از طـرف مقابل خواهد پذيرفت. عراق با دراخـتـيـار داشـتن بخشى از خاك ايران ، تصور مى كرد كه مى تواندبراى گرفتن امتياز، ايران را تحت فشار قرار دهد. از طرف ديگر،طرح آزادى كشتيرانى در خليج فارس مطابق با درخواست دولت هاى غربى بود وبه همين جهت از عراق حمايت مى كردند.
به علت پافشارى عراق در مورد درخواست هايش وعدم پذيرش آن ازطـرف ايـران پـيـشـرفـتـى در مـذاكـرات صـورت نـگـرفـت. از اين روبـراى شـكـسـت بـن بـسـت مـذاكـرات ، دبـيـركـل سـازمـان مـلل مـتـحـد در 9 مـهـر 1367 طـرحـى مشتمل بر 4 ماده به دولتين ايران وعراق پيشنهاد كرد كه رئوس آن عبارتند از:
1ـ آزادى كشتيرانى در خليج فارس
2ـ دادن اولويت به حل وفصل مساءله شطالعرب (اروند رود)
3ـ توافق در مورد مراحل مبادله اسراى جنگى
4ـ عقب نشينى نيروهاى دوكشور به مرزهاى بين المللى
دبـيـر كـل سـازمـان مـلل در ايـن طرح خواستهاى عراق را مورد توجه قـرار داده بـود، امـا ايـن طـرح نـيـز بـا شـكـسـت مـواجـه شـد. بـه دنبال آن ، دبير كل ، ((يان الياسون )) نماينده ويژه خود را ماءمورپيگيرى اجراى قطعنامه 598 نمود. ولى در سالهاى 1367 و1368دوبـار بـه تـهـران وبـغـداد سـفـر كرد، اما نتوانست موافقت دولتين ايران وعراق را براى آغاز مذاكرات صلح واجراى قطعنامه 598 به دست آورد.
ايـران در سـال 1368 براى شكستن بن بست مذاكرات ، پيشنهاد عقب نشينى همزمان نيروها ومبادله اسرا را مطرح كرد، اما دولت عراق بارديـگـر پـيـشـنـهاد عقب نشينى نيروها را به مرزهاى شناخته شده بين المـللى مـوكـول بـه حـل مـسـاءله ارونـدرود كرد. دولت عراق در اين زمينه اعلام داشت :
تـا زمـانـى كه ايران حق حاكميت عراق بر اروند رود را نپذيرد، عقب نشينى نيروها انجام نخواهد شد.6دولت عـراق در اتـخـاذ ايـن مواضع غير اصولى از حمايت كشورهاى عـربـى نـيـز بـرخـوردار بـود. بـه عـنـوان مـثـال در قـطـعـنـامـه كـنـفرانس سراب عرب در مراكش در اواخر خرداد1368 آمـده اسـت : كـنـفـرانـس ‍ هـمـبـسـتـگـى كـامـل خود را با عراق حفظ وحدت ويكپارچگى خاك خود وحاكميت عراقبـر شـط العـرب (ارونـد رود) را مـورد تـاءيـيد قرار مى دهد.7 اين مـسـاءله در اجـلاس كـمـيته دائمى همكارى هاى عربى ـ آفريقايى دركويت نيز تكرار شد.
حـمـايـت هـاى يـك طـرفـه رهـبـران كـشـورهـاى عـربـى از عراق موجب پـافـشـارى ايـن كشور در مواضع غير اصولى خود ودر نتيجه ادامه بـن بـست مذاكرات صلح بين ايران وعراق شد. علاوه بر آن برخى از دولت هـاى غـربـى نـيـز مـنافع خود را در ادامه بن بست مذاكرات صـلح مـى ديـدنـد. دولت هـاى مـذكـور بـويژه آمريكا خواستار ادامه حالت ((نه جنگ نه صلح )) تا زمانى كه تغييرى در سياست خارجى ايران نسبت به غرب مشاهده نشود، بودند.
در ايـن مـيـان دولت اتحاد جماهير شوروى سابق ، از اجراى قطعنامه598 حـمـايـت مـى كـرد وخـواستار خروج نيروهاى عراقى از اراضى اشـغـالى ايـران بـود. گنادى گراسيموف سخنگوى وزارت خارجه شوروى در خرداد ماه سال 1368 اظهار داشت : اتحاد جماهير شوروى از قـطـعـنـامـه 598 سازمان ملل متحد حمايت مى كند و تاءكيد دارد كه نـيـروهـاى ارتـش عـراق بـايـد ضمن خروج از سرزمين هاى ايران درنوار مرزى تعيين شده در قرارداد 1978 الجزاير استقرار يابند.8
 

◄   پذيرش مجدد عهدنامه 1975 الجزاير:
12 روز بـعـد از اشـغال كويت ، يعنى در 24 مرداد 1369 (14 اوت1990) راديـوبـغـداد بـرنـامـه هـاى عـادى خـدورا قطع ونامه رئيس جمهورى عراق مبتنى بر پذيرفتن عهدنامه 1975 الجزاير توسط دولت عراق را قرائت كرد. در اين نامه خطاب به رئيس جمهور ايرانآمده است :
((بـا اين تصميم ما، ديگر همه چيز روشن شده وبه اين ترتيب همه آنـچـه را كـه مـى خواستيد وبر آن تكيه مى كرديد، تحقق مى يابدوديگر اقدامى جز مبادله اسرا باقى نمى ماند.))
بـه دنـبال آن عقب نشينى نيروهاى عراقى از خاك ايران آغاز شد به طـورى كـه بـعـد از مـدت 5 روز بـه مرزهاى بين المللى عقب نشينى كـردنـد. عـراق 2363 كـيـلومـتـر مـربـع از اراضـى ايـران را دراشـغـال خـود داشـت. شـهـرهـاى مهران ، قصر شيرين ، خسروى ، نفت شهر، سومار، مناطق باويسى ، موسيان ، كوشك ، شلمچه ، ارتفاعات كله قندى ، كنجان چم ، ارتفاعات قلاويزان ، طلايه فكه وشرهانى از جـمـله شـهـرهـا و مـنـاطـق تحت اشغال نيروهاى عراقى بود. با اين حـال عـراقـى هـا بـرخـى از مـنـاطـق را هـمـچـنـان دراشـغـال خـود نـگـاه داشتند. وسعت اين مناطق حدود 600 كيلومتر مربع بـود! آنـهـا مـدعـى بـودنـد كه : به موجب معاهده 1975 ايران بايدمـنـاطـق مـيـمـك ، زين القدس وسيف سعد را به عراق واگذار مى كرد،وشاه از واگذارى اين مناطق به عراق خوددارى كرده بود.
يـكـى از بـهـانـه هـاى عراق براى لغو عهدنامه 1975 و تجاوز به ايران در سپتمابر 1980 نيز همين مساءله بود. اين مناطق در ابتداى جـنـگ بـه اشـغـال نـيـروهاى عراقى درآمد. وسعت اين مناطق بر اساس ادعاى مقامات عراقى حدود 300 كيلومتر مربع مى شود. در حالى كه آنـچـه در اشـغال عراقى ها باقى مانده بود، دوبرابر اين رقم مى بـاشـد.9 بـه دنـبـال اعـلام عـقـب نـشينى نيروهاى عراقى از اراضى ايـران ، هـيـاءتـى تـحت عنوان ((هياءت نظارت بر عقب نشينى ونصبعـلائم مـرزى )) تـشكيل شد. وظيفه اين هياءت نظارت بر عقب نشينى كـامـل نـيـروهـاى عـراقـى ، پـاكـسـازى مـيـاديـن مـيـن ، تـعـيـيـن محل ونصب ميله هاى مرزى جديد بر اساس ‍ عهدنامه 1975 بود. به مـوجـب عـهـدنـامـه مـذكـور 750 مـيـله مـرزى درطـول 1250 كـيـلومـتـر مـرزهـاى دوكـشـور نـصـب شـده بـود. درطـول جـنـگ حـدود 450 ميله مرزى جابجا ويا تخريب شد وفقط 250مـيـله مـرزى سـالم بـر جـاى مـانـد. مـخـتـصـات ايـن ميله ها در ضميمه پروتكل مربوط به علامت گذارى مجدد مرز زمينى بين ايران وعراق1975 آورده شـده اسـت.10 بـه هـمـيـن جـهـت بر اساس اسناد مذكورونقشه هاى موجود، محل نصب اين ميله ها مشخص مى باشد.

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت