فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش تاريخ
روز شمار تاريخ
تاريخ سياسي ايران
تاريخ سياسي کشورها
تاريخ اسلام
 
 
 
 
 
 
 

عنوان: آخن آتن فرعون انقلابي مصر باستان

نويسنده: سيدجلال صيادميري               ايميل: Jalal.Sayadey@Yahoo.com

منبع اطلاعاتي: yahoo2.blogfa.com            تاريخ نگارش: 03/02/1388

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - - -

   
 
 

يکي از اسرار دنياي باستان در سال 1926 در مجموعه عظيم مذهبي " کاراناک " بخشي از شهر از بين رفته " تبس " کشف شد. طي هزاران سال, کاشفان و جهانگردان در ميان اين خرابه ها به جستجو مشغول بودند و از شگوه و جلال گذشته دور بر خود مي لرزيدند, غافل از اينکه چيزي به عمد از انان پنهان نگاه داشته شده است. يک معبد ساخته شده توسط فرعون " آمن حوتپ " چهارم که در اوايل حکمراني وي ( 1353 - 1335 قبل از ميلاد ) قطعه قطعه شده و در درون ديوارها و پي بناهاي ديگر مخفي شده بود.

 

 

 تخريب معبد مزبور بخشي از اقداماتي بود که هدف ان از ميان بردن کليه اثار مربوط به اين پادشاه منفور مي شد. يعني بدور افکندن انچه او را ياد اور مي شد و انگار وجود او از بن وريشه در جامعه اي که زشتکاري, امري نکوهيده بود سرنوشت او, بدترين سرنوشتها بود. بگونه اي که انگار او هرگز وجود نداشته است.! قرائن مربوط به اين حذف تاريخي طي 25 سال و در هنگام مرمت سازي بناهاي ديگر توسط باستان شناسي بنام " هنري شورير " صورت گرفت. شورير در حاليکه مشغول کشف يکي از دو دروازه عظيم در معبد " آمن " و نيز زير بناي يک تالار عظيم ستون دار بود, بيش از 20 هزار قطعه سنگ کوچک پيدا کرد. قطعات مزبور به اندازه يکنواختي تراشيده شده بودند. تقريبا" هر سنگ به شکل مستطيل در ابعاد 5/22 * 25 * 50 سانتيمتر بودند. برخي قطعات اثار رنگ خوردگي داشتند و بسياري نيز با اشگال برجسته اي زينت داده شده بودند که بنظر ميرسيد خود قسمتهايي از تصاوير بمراتب بزرگتري باشند.

از انجا که اندازه قطعات سنگ سياه بيش از سه وجب نمي شد, کارگران مصري انها را " ثلاث " به معني سه در زبان عربي نامگذاري کردند. قطعات مزبور بيشتر از سوي حفاران در " تبس " و در نقاط ديگر کشف شده بودند. اما هيچکس نتوانسته بود توضيحات قانع کننده اي پيرامون منشاء و مفهوم انها ارائه دهد. از سوي ديگر هنري شورير در مجموعه کاراناک بناهاي در هم شکسته ديگري منقوش به نام " آمن حوتپ " چهارم يافت. ايا از اين سنگها ميخواستند مثل کاشي کاريهاي امروزي ما استفاده کنند.؟ او نتيجه گرفت اين قطعات و " ثلاث " ها ي يافت شده قبلي, مي بايست بخشي از يک معبد ويران شده باشند. وضعيت قطعات سنگي دلالت بر ان داشتند که وضعيت کنوني انها نه ناشي از درهم کوبيده شدن و رها شدن به حال خود, بلکه از انتقال دقيق انهاست. بسياري از سنگها, نشان از علائم غير قابل انکار خشم و نفرت نسبت به خانواده سلطنتي داشتند.

 

 

اين تکه سنگهاي نقاشي شده که با کمک رايانه در کنار هم قرار داده و منظم شده, بخشي از معبد شاه مرتد " آخن آتن " است

که بعد از مرگ او ويران و تکه هاي ان پنهان شده بود. اين کاشي ها يا همان ثلاث ها بعد از گذشت 3000 سال توسط

باستان شناسان کشف و گوشه از واقعيت تاريخ براي نسل امروز اشکار شد."


نقوش مربوط به همسر " آمن حوتپ " ملکه "
نفرتيتي " عامدا" مخدوش شده بودند, برخي را طوري قرار داده بودند که تصوير ملکه به حالت وارانه بود. در خارج از اين مجموعه, حفاران شورير پايه هاي 28 مجسمه عظيم " آمن حوتپ " چهارم, بعلاوه بقاياي متلاشي شده 25 مجسمه غولپيکر ديگر را يافتند که نشان مي داد پيکره ها از جاي خود نقش زمين شده اند. هدف از اين خرابکاريها مخدوش کردن يکي از فراعنه سلسله هجدهم بود. يعني " آمن حوتپ" فرزند سلاله اي از شاهان جنگجو و متکبر.

پدر سال 1550 قبل از ميلاد, بنيانگذار دودمان وي " احموز " مصر را از يوغ يک قرن تسلط يک قبيله متجاوز اسيايي تبار رها ساخت. اين اغاز عصري 500 ساله بود که به " پادشاهي نوين " مشهور است. نياکان " آمن حوتپ " امپراطوري بي همتا از نظر نفوذ و قدرت برپا ساختند. قلمرو پادشاهي انان در جنوب افريقا تا سودان و از شرق تا سينا و غرب اسيا را در بر ميگرفت. شاهان " پادشاهي نوين " ضمن وفاداري به تبار خود, " تبس " منزلگاه نياکان خود را پايتخت مذهبي مصر قرار دادند. در ساحل رود نيل انان معابد بزرگي ساختند, و سه کيلومتر دورتر در يک وادي متروک در حاشيه کوير گورهاي سلطنتي خود را بر پا کردند و ديوارهاي ان را با نقوش حجاري شده و تصاوير نقاشي شده از خود و خدايان مورد علاقه خويش مزين ساختند. اما " آمن حوتپ " چهارم راه خود را از نياکانش جدا کرده بود. او پرستش در پرستشگاه بزرگ و عمومي خدايان مختلف را رها کرده و فقط يک خالق " رع " خداي خورشيد را که توسط " آتن " تجسم مي يافت پرستش نمود.

" آتن " همان صفحه مدوري بود که اشعه هاي حيات بخش خورشيد را ساطع ميکرد. در سال پنجم حکومت خويش اين فرعون مرتد ( لقبي که مردم مصر باستان به اين پادشاه داده بودند ) اعلام کرد که از ان به بعد نام او " آخن آتن " خواهد بود. معني دقيق اين نام مورد اختلاف است اما روشن است که اين نام معرف ارادت پادشاه نسبت به خداي جديد بود.( البته بسيار اعتقاد دارند اين نام يعني خدمتگذار آتن ) عليرغم تلاشهاي فراوان " آخن آتن " تکريم و پرستش " آتن " در قلوب مصريان جاي نگرفت. طولي نکشيد که پس از مرگ فرعون, خدايان و الهه هاي گذشته مجددا" مطرح گشتند و پيروزمندانه در گورها و معابد نياکان " آخن آتن " جاي گرفتند.

از قرار معلوم به عنوان تنبيه اين فرعون مرتد, کاتبان کاهن نام " آخن آتن " را از فهرست شاهان تاريخي مصر حذف نمودند. از انجا که اشاره به حيات او غير قابل اجتناب بود , مورخان از او با عنوان مبهم " حکومت ان ملعون " يا دوران " ان ياغي " ياد ميکردند. " آخن آتن " فرزند شاه " آمن خوتپ " سوم و همسر اصلي او ملکه " تيه " بود. در زمان تولد او " پادشاهي نوين " در اوج شکوفايي خود قرار داشت و نفوذ ان فراتر از مرزهايش گسترش يافته بود. تاريخ دقيق جلوس " آمن حوتپ " چهارم به تخت سلطنت مورد اختلاف است اما احتمالا" اين امر در حوالي سال 1353 قبل از ميلاد بوقوع پيوست. برخي مورخان معتقدند که فرعون جديد ممکن است چندين سال بطور مشترک با پدرش حکمراني مي کرده است. شواهد حاکي از انند که حکومت حداقل 4 پادشاه با هم تلاقي داشته است. اين که ايا ممکن است " آمن حوتپ " سوم و چهارم براي مدت زماني بطور مشترک بر مصر حکمراني ميکردند يکي از بحث برانگيزترين مسائل مربوط به ان دوران محسوب ميشود. حتي اگر پدر " آمن حوتپ " چهارم در قيد حيات بوده باشد وي يک شبه انقلاب مذهبي خود را انجام نداده است. با اين وجود واضع است که به غير از خداي خورشيد ديگر خدايان مصر تحت عناوين, اشگال و صور مختلف او را مجذوب نمي ساختند.

او بطور فزاينده اي دلبستگي خود - و بعد هم نام خود را به خداي خورشيد که او ان را " آتن " ميناميد و خورشيد حيات بخش بود معطوف داشت. قرائن مختلف نشان ميدهند که مردمان عادي موظف بودند فرعون " آمن حوتپ " چهارم را بمثابه مجري قدرت " آتن " پرستش کنند. " آخن آتن " تلاشهاي خود براي تغيير مذهب حکومتي را شدت بخشيد. بر روي ديوارهاي يکي از معابد جديد او در " تبس " نه فقط سروده هاي وي در ستايش " آتن " وجود داشت بلکه ناکاميهاي خدايان کهن را که او مايل به بي اعتبار کردنشان بود را شرح داده بود.

در سال پنجم فرمانروايي " آخن آتن ", او با ممنوع اعلام کردن پرستش خدايان مختلف مصر - بخصوص " آمن " شالوده مذهب را دچار لرزش کرد و دستور بستن معابد در سراسر قلمرو خويش را صادر نمود. کاهنان مصر وحشتزده شدند. در رژيم گذشته, انان از اعتبار و قدرت بي همتاي برخوردار بودند. در سرتاسر سلسله هجدهم , معابد ويژه " آمن " امور اقتصاد کشور را در انحصار خود داشتند. عشريه ها و باج و خراجها به داخل خزائن " آمن " سرازير بود و انبارهاي متعلق به اين خدا, جايگاه غله مازاد کشور بحساب مي امد.

کاهنان معبد " آمن " هياتهاي تجاري خود را به کشورهاي بيگانه اعزام مي داشتند و کارگران شاغل در اور کشور را تحت کنترل خود داشتند. اما امکان انکار فرعون بصورت علني وجود نداشت. از قرار معلوم کاهنان معبد " آمن " به اعتقادات خود پايبند ماندند. (بقول جامعه شناسان امروز بصورت زيرزميني و مخفي براي بدست اوردن قدرت گذشته خود تلاش ميکردند ) اما به دستور فرمانرواي سلطنتي , مظاهر کيش انها از بين برده شد. کاهنان تيزهوش تر باورهاي خود را منطبق با اعتقادات فرعون نمودند و زماني که فرعون شکل جديدي از جشن و روز شادي را در تکريم " آتن " اعلام نمود, مطمئنا" کاهناني در ميان حضار اين مراسم وجود داشته اند.

" آخن آتن " براي پرستش خداي خود, پرستشگاهيهايي در " تبس " در کنار معبد عظيم " آمن " بنا کرد. در اين مجموعه که شايد بيش از نيم کيلومتر طول داشت, فرعون قرص خورشيد را در فضاي باز و در محوطه اي با قربانگاههاي وسيع, مورد تکريم و پرستش قرار مي داد. ديوارهاي اين پرستشگاهها با تصاوير بسيار زيبا و رنگي حجاري شده از " آخن آتن "و " نفرتيتي " و دخترانشان پوشيده بود که در ارتباط مستقيم با رب النوع خود قرار داشتند. پرتو خورشيد در تصاوير, به دستهاي دراز شده شبيه انسان مي رسيد که در حال لمس پادشاه با وسيله اي بنام " آخن " ( سمبل زندگي ) بودند.

" ملکه نفرتيتي " نقش مهمي را در گراميداشت اين کيش ايفا ميکرد. قرائن مربوط به اشکال برجسته موجود در معبدي که براي استفاده او ساخته شده بود نشان مي دهند که نام و تصوير وي دست کم دو برابر نام و تصوير پادشاه در انجا حجاري شده اند. کتيبه هاي يافت شده در " کارناک " و نقاط ديگر از او با فهرست بلند بالايي از القاب اغراق اميز ياد مي کنند : احسان گر بزرگ بانوي ملاحت , محبوب , بانوي مصر عليا و سفلي , همسر پادشاه بزرگ که او را دوست مي دارد ,بانوي دو سرزمين...

 

 

دختران " نفرتيتي " نيز در پرستش " آتن " شرکت مي جستند. دختر بزرگ او , احتمالا" درست قبل از رسيدن پدر به تاج و تخت بدنيا امد. در تصاوير مربوط به سالهاي اول حکمراني " آخن آتن " دختر ارشد او به صورت يک کودک نوپا به تصوير کشيده شده است که لباسي همانند مادر خود بر تن داشته و يک زنگوله مصري را تکان مي دهد. زير نويس تصوير چنين است : دختر شاه " مريت آتن " که فرعون او را دوست دارد از همسر بزرگ شاه " نفرتيتي که عمرش درازباد متولد شده است. ظرف چند سال تصاوير دو خواهر " مريت آتن " به نامهاي " مکت آتن " و " آنخس آتن " نيز در حجاريها ظاهر شدند. اگر پسراني از پيوند " نفرتيتي " و " اخن آتن " بدنيا امده باشند ذکري از انها در تصاوير به ميان نيامده است.

در اسناد يافت شده از مراسم معرفي و اغاز حکمفرمايي " آخن آتن " فهرست هدايايي از قبيل نان , ماء الشعير ,گله هايي از حيوانات شاخدار , جانوران شکاري , ماکيان , شراب , ميوه , بخور , و انواع سبزيجات تازه را نشان مي دهند و اينکه چگونه اشراف و صاحب منصبان ارشد نظامي و نخبگان دربار , بدستور فرعون براي اداي احترام به وي فراخوانده شدند. " انان به حضور وي پذيرفته شدند و در برابر او بخاک افتادند و زمين را بوسيدند. اعليحضرت به انان گفت : به " آخن آتن " نظر کنيد که خداي خورشيد مايل است براي گراميداشت او محل يادبودي بر پا سازد." انگاه شاه طرحهاي مربوط به پايتخت جديد را بر شمرده و برخي از بناهاي دولتي اصلي را مشخص ساخت.

يک کاخ و عمارت براي خداي خورشيد , يک کاخ مخصوص خوشي و شادي , اقامتگاههاي سلطنتي و يک سايه بان مخصوص براي ملکه. پيش از انکه حتي رنگ بناها خشک شوند و غبار سنگتراشها فرو نشيند, " آخن آتن " خانواده خود را به محل جديد نقل مکان داد و سپس ترتيب مراسم پادشاهي خداگونه خود را داد. وي سوار بر ارابه جنگي و در حاليکه از سوي درباريان , کاهنان , گاردهاي محافظ و ملازمان همراهي مي شد از جاده اي که محل سکونت کاملا" جدا و قلعه مانند او را به معبد بزرگ " آتن " و کاخ عظيم متصل ميکرد عبور نمود. کاخ مزبور, مجموعه اي از سالنها و محوطه هاي باشکوه مزين به مجسمه هاي عظيم و حيرت اوري که شخصيت سلطنتي او را نشان مي دادند, تشکيل شده بود. در اين مکان پر هيبت وي هياتهاي اعزامي از خارج را به حضور مي پذيرفت, و خود را در بالکن کاخ به معرض تماشاي مردم مي گذاشت و براي کساني که به او احترام مي گذاشتند و براي ديدن او تجمع ميکردند, زيور الات طلا و هداياي ديگر پرتاب ميکرد.

طي چند سالي که از حيات اين شهر مي گذشت جمعيت ان بين 20 تا 50 هزار نفر بود که شامل افراد زير بود : کاهنان ,ديوانسالاران , تجار , هنرمندان , قايقرانان و خانواده هايشان.. نيروي نظامي مشتمل بر نگهبانان پياده و سواره مامور حفظ نظم بودند. 3000 سال بعد ساختمان مرکزي نظامي و اصطبلهاي ان کشف گرديد. براي کساني که از رودخانه فاصله داشتند چاه هاي عميقي حفر گرديد و کارگاههاي عصارگيري و نانوائيهايي که از سوي معبد اداره مي شدند, عصاره جو و نان توليد ميکردند و انرا در اختيار مردم قرار مي دادند تا علاوه بر تغذيه خود انرا به خداي " آتن " تقديم نمايند. اگر چه درباريان نزديک " آخن آتن " عمارات خود را در اطراف کاخ او بر پا مي ساختند, اما تفاوتهاي طبقاتي مردم چندان بچشم نمي امد. خانه ارابه راني بنام " رانفر " چندان فاصله اي از خانه مجلل يکي از صاحب منصبان ارشد نظامي بنام " راموس " نداشت.

براي اولين بار در تمام سلسله فراعنه يک برابري غير قابل انکار بچشم ميخورد. بسياري از هنرها و بخصوص حجاران و نقاشان داراي نگرش جديدي شده بودند. شعار عجيب " آخن آتن " که مي گفت : ما همه خدمتگزاران" آتن " هستيم يکي از موارد بي نظير در ميان سلسله هاي فراعنه مصر است. در صورتيکه نياکان او تنها خود را خدمتگزار الهه مورد نظر خود مي دانستند و مردم کمترين نقشي در اينگونه موارد داشتند. همانگونه که در بالا گفته شد : براي اولين بار خانه ها تقريبا" يک شکل شدند و تنها افراد بسيار کمي از اين قاعده مستثناء بودند که انهم بخاطره نزديکي به " آخن آتن " بود.

هنرمندان داراي ارزش والائي شدند و فرعون سعي کرد راحتي انها را بگونه اي فراهم اورد. به عنوان مثال پيکرتراش اصلي شهر بنام " توتموس " در مجموعه اي زندگي ميکرد که شامل خانه محل سکونت کارگاه و يک انبار که ابزار کار او در ان قرار داشت. در اين مجموعه او بر شمايل خانواده سلطنتي و استفاده از انها به عنوان مدل ابنيه عمومي و پرستشگاههاي خصوصي بررسي و کار ميکرد.. يکي ديگر از وظيفه او اموزش جوانان و محصلين عاشق اين فن با ارزش بود. هنگاميکه اين شهر بحال خود رها شد اخرين ساکنين خانه اين هنرمند, برخي از اثار و مدلهاي نا تمام او را بر جاي گذاشتند. با فرو ريختن خانه و جابجايي شنها اين اثار هنري فراموش شده و مدفون شدند. يکي از با ارزش ترين اشياء يافته شده از اين بناء سر مجسمه " نفرتيتي " ميباشد که کار اموزان براي اموزش از ان استفاده ميکردند.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت