فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش تاريخ
روز شمار تاريخ
تاريخ سياسي ايران
تاريخ سياسي کشورها
تاريخ اسلام
 
 
 
 
 
 
 

عنوان: اولين هواپيماي جنگي جهان

نويسنده: امير مسعود باقري

منبع اطلاعاتي: www.senmerv.com

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

مطالب مرتبط 1

   
 
 

 هواپيما در جنگ جهاني اول:

وقتي برادران رايت در روز 17 دسامبر 1903 در کيتي هاوک واقع در کاروليناي شمالي آمريکا، نخستين پرواز با هواپيماي موتور دار را انجام دادند، هيچکس تصور آنرا نمي کرد که اين وسيله نوظهور و تا حدي ظريف و شکننده تبديل به ابزاري مهلک و يکي از سلاح هاي مهم در ارتش هاي جهان گردد.

 سال پس از پرواز برادران رايت، ايتاليايي ها اولين کشوري بودند که از هواپيما براي مقاصد جنگي سود بردند. 23 اکتبر 1911 يک خليان ايتاليايي به نام کاپيتان پيزا در جريان جنگ ايتاليا و عثماني، حين يک پرواز برفراز مواضع نيروهاي عثماني واقع در طرابلس ليبي، چند بمب دستي کوچک پرتاب کرد. عثماني ها ادعا کردند اين بمب به يک بيمارستان اصابت کرده و ايتاليايي ها را متهم به جنايت کردند اما اين موضوعي نبود که توجه سران و فرماندهان نظامي کشورهاي اروپايي را جلب کند. آنها به موضوعي مهم تر پي بردند و آن امکان استفاده از هواپيما در ارتش و بهره برداري از آن بعنوان يک وسيله اکتشافي بود.

 

 

پروزاز برادران رايت

 

با اين اوصاف صنعت هواپيمايي صنعتي جوان بود، هواپيما ها به صورتي ابتدايي ساخته مي شدند اسکلت بدنه و بالها از چوب بود که روکشي پارچه اي بر آن کشيده مي شد. بعضي از مدلهاي دو نفره حداکثر توانايي حمل يک دوربين عکاسي را داشتند و هيچ محلي براي حمل اسلحه پيش بيني نشده بود. در رده هاي بالاي فرماندهي ارتش هاي اروپا نيز بر سر نوع و چگونگي استفاده از هواپيما براي مقاصد نظامي اختلاف نظر بود.

دليل عمده مخالفان وجود اسب در يگان هاي سواره نظام بود که سروصداي موتور هواپيما باعث ترسيدن و رميدن اسب ها مي گردد. و موافقان آن معتقد بودند که هواپيما برخلاف بالن هاي شناسايي، توانايي تحت پوشش قرار دادن مناطق بيشتري از جبهه هاي نبرد احتمالي را دارا خواهد بود. فراموش نکنيم که آن زمان اروپا جوي ملتهب داشت و هر اينه احتمال وقوع جنگ مي رفت. سرانجام کفه ترازو به نفع موافقان هواپيما سنگيني کرد و در ارتش هاي اروپايي يگان جديدي براي تجهيز شدن به هواپيما تشکيل شد. هر چند که يگاني مستقل نبود و به عنوان زير مجموعه نيروي زميني و نيروي دريايي هر ارتش به شمار مي رفت؛ انگليسي ها آنرا سپاه سلطنتي پرواز، فرانسوي ها سپاه هوايي و آلمان ها به آن هواپيمايي ارتش نام نهادند.
 


 

رولان گارو اولين تکخال جنگ جهاني اول

 

 روزهاي آغازين:

وقتي در روز 28 ژوييه 1914 با اعلان جنگ امپراتوري اتريش مجارستان به صربستان، جنگ جهاني اول آغاز شد (که در فرصتي ديگر به دلايل شروع آن خواهيم پرداخت)، آلمان با دارا بودن 280 فروند هواپيما قدرت اول اروپا به شمار مي رفت، پس از آن فرانسه و انگليس قرار داشتند. در ماه هاي اول جنگ سه وظيفه براي هواپيما تعريف شده بود :
1. شناسايي و ديده باني نقل و انتقالات نيروهاي دشمن
2. شناسايي نقاط حساس و مهم مواضع دشمن
3. تنظيم و تصحيح آتش توپخانه خودي
هواپيماهاي شناسايي يا اکتشافي معمولا دو نفره بودند که خلبان وظيفه هدايت هواپيما و ديده بان وظيفه شناسايي را بر عهده داشتند. در هواپيماهاي اکتشافي وجود دوربين عکاسي ضرورت داشت اما وجود اسلحه چندان ضروري به نظر نمي رسيد، چون يگان هاي پياده نظام وظيفه جنگيدن را بر عهده داشتند و در سنگرها مشغول نبرد بودند.

تا مدتها خلبان ها بر اساس يک هميت حرفه اي سعي داشتند از صدمه زدن به همکاران خلبان خود پرهيز کنند. حتي اگر اين همکار، خلباني هواپيماي دشمن را بر عهده داشته باشد. اما سرانجام يک خلبان به اين رسم حرفه اي پشت پا زد و با تپانچه اي که همراه داشت به سمت هواپيماي دشمن شليک کرد...
 

 

هواپيمايي که رولان گارو روي آن مسلسل نصب کرد

 

از آن پس بود که ديده بان ها به تپانچه و تفنگ مسلح شدند اما با وجود اين امکان هدف گيري دقيق و رساندن آسيب جدي به هواپيماي دشمن مقدور نبود. در مرحله بعد مسلسل هاي جديدي که براي حمل توسط هواپيما ساخته شده بود وارد کارزار شدند اما هواپيما ها آنقدر قدرتمند و محکم نبودند که بتوانند اين بار اضافي را حمل کنند. پس در مرحله بعد موتور و بدنه هواپيما ها نيز قوي تر و محکم تر ساخته شدند. حال مشکل بعدي محل نصب و چگونگي نشانه روي آن توسط خلبان يا ديده بان بود.
ابتدا پايه مسلسل را روي بال هواپيما نصب کردند که توسط خلبان شليک مي شد. اما خلبان تسلط کافي بر آن نداشت و هدفگيري با آن مشکل بود. سازندگان هواپيما در آن زمان معتقد بودند که خلبان بايد بتواند به راحتي بر سلاح هواپيماي خود تسلط داشته باشد و مستقيما شليک کند. به عبارت ديگر خلبان بايد بتواند هواپيماي خود را در مسير هواپيماي دشمن قرار داده و شليک کند. اما با ملخ موتور هواپيما چه بايد کرد؟

 

 

مکانيسم ابداعي رولان گارو
 

يک خلبان فرانسوي به نام رولان گارو دست به ابتکار جالبي زد. او به اين نتيجه رسيده بود که اگر بخواهد مسلسل هواپيمايش را در جلوي هواپيما و پشت ملخ موتور نصب کند حدود 7 درصد از گلوله هايي که شليک مي کند به ملخ هواپيما برخورد خواهند کرد. او براي اجتناب از برخورد گلوله با ملخ، ملخ موتور هواپيمايش را مجهز به سپرهاي فلزي سه گوشي کرد که گلوله پس از برخورد به سپرها از مسير منحرف شده و کمانه کنند. به اين ترتيب به خود ملخ آسيبي نمي رسيد.
او با اين وسيله ابداعي که بر روي هواپيماي يک باله موران سولينه خود نصب کرده بود در اوايل آوريل 1915 وارد عرصه کارزار شد و در مدت اندکي موفق شد 5 هواپيماي آلماني را سرنگون کند.
رولان گارو اولين تکخال تاريخ هوانوردي بود.
در آن ايام تکخال به کسي اتلاق مي شد که کاري خارق العاده انجام دهد. نظير پيروزي در مسابقات دوچرخه سواري تور دو فرانس. اما از جنگ جهاني اول به بعد کلمه تکخال مفهومي تازه پيدا کرد و تکخال پرنده به کسي گفته مي شد که 5 هواپيماي دشمن را سرنگون کرده باشد.

 

 انتقام فوکرها :

رولان گارو و هواپيمايش سردرگمي و دلسردي عجيبي ميان خلبانان و ديده بانهاي آلماني پديد آورد. آنها شاهد پيروزيهاي او بودند و مي گفتند گويي از لابلاي ملخهاي هواپيمايش شليک مي کند. اما مگر چنين چيزي ممکن است؟
ممکن يا غير ممکن گلوله هاي مسلسل گارو هدف خود را از لابلاي ملخها پيدا مي کردند و خلبان هاي آلماني مراقب بودند که به منطقه پروازي گارو وارد نشوند. هفته ها گارو يکه تاز آسمانهاي جبهه هاي نبرد در فرانسه بود. تا اينکه روز نوزدهم آوريل 1915 بخاطر نقص فني، رولان گارو مجبور به فرود اضطراري در پشت خطوط آلمانها شد.

 

 

Fokker EIII

 

خلبانهاي طرفين درگير نبرد دستور داشتند تا به محض فرود در خاک دشمن، هواپيماي خود را آتش بزنند تا به دست دشمن نيافتد. آتش زدن هواپيماي گارو نيز اهميت ويژه اي داشت. چون در صورت سالم ماندن هواپيما، آلمانها به اسرار سپر پشت ملخ پي مي بردند و آنها نيز از اين ابتکار سود مي بردند... اما گويي مقدر نبود که هواپيما آتش بگيرد، بدنه پارچه اي هواپيما بخاطر باران خيس بود و آتش گرفتنش غير ممکن. رولان گارو و هواپيمايش سالم به دست آلمانها افتادند. و هواپيماي موران سولنيه او تحت مراقبت شديد به برلين فرستاده شد تا مورد بررسي قرار گيرد.
فرماندهان عالي ارتش آلمان از آنتوني فوکر(1939-1890) طراح هلندي هواپيما که در خدمت ارتش امپراتوري آلمان بود، خواستند تا هواپيماي گارو و سيستم سپر پشت ملخ را مورد مطالعه قرار دهد. آنها از فوکر خواستند تا اگر امکان دارد مکانيزمي مشابه هواپيماي گارو براي هواپيمايي ارتش آلمان بسازد. اما فوکر که ذهني خلاق و مبتکر داشت معتقد بود که در سيستم گارو، دير يا زود بر اثر ضربات گلوله هاي مسلسل، ملخ هواپيما خواهد شکست. پس بايد راه حل ديگري پيدا کرد. او طي محاسباتش به اين نتيجه رسيد که دو پره ملخ هواپيما در مدت يک دقيقه 2400 بار از مقابل لوله مسلسل عبور مي کنند. پس اگر به طريقي بتوان مسلسل را تنها موقعي به کار انداخت که ملخ هواپيما در سر راه آن واقع نشده باشد به نتيجه مطلوب خواهد رسيد.
 

 

آنتوني فوکر

 

آنتوني فوکر و همکارش هاينريش لوبه روي مکانيزمي کار مي کردند که بر اساس آن بتوان مسلسل را به هنگامي که ملخ هواپيما روبروي آن قرار گرفته است، از شليک باز داشت. فقط کافي بود زمانهايي که پره هاي ملخ از مقابل لوله مسلسل عبور مي کند، ماشه مسلسل چکانده نشود. بنابر اين در تمام مدتي که مسلسل شليک مي کند ملخ در سر راه آن قرار نمي گيرد. دستگاه قطع کننده شليک مسلسل ظرف 48 ساعت ساخته و آماده کار شد.
سپس فوکر آنرا با موفقيت روي يکي از هواپيماهاي يک باله اي که طراحي و ساخته بود آزمايش کرد. هواپيماهاي يک نفره، يک باله فوکر در مدتي کمتر از يک ماه به اين مکانيزم مجهز شدند و در آسمان به شکار هواپيماهاي انگليسي و فرانسوي پرداختند.
اولين پيروزي تاييد شده با اين سيستم نوظهور متعلق به ماکس ايملمن (1916-1890)، خلبان آلماني بود که در تاريخ اول آگوست 1915 هنگامي که با يک فروند هواپيماي فوکر يک باله پرواز مي کرد موفق شد يک هواپيماي انگليسي از نوع B.E.2c دو نفره را سرنگون کند

 

 

سيستم شليک گلوله فوکر

 

مطبوعات انگليسي اين دوره يعني شروع يکه تازي فوکرهاي آلماني در تابستان 1915 را "انتقام فوکر" ناميدند که اين واژه در تاريخ نگاري جنگ جهاني اول به عنوان يک لغت کليدي شناخته شده است. دوراني که خلبانهاي دو طرف با مشاهده يکديگر براي هم دست تکان مي دادند تمام شد. اکنون نبرد سختي ميان نيروهاي هوايي دو طرف در جريان بود و تعداد هواپيماهاي شناسايي و بمب افکن، روزبه روز بيشتر مي گشت.
هواپيماهاي يک نفره مسلح به مسلسل که هواپيماي پيشاهنگ (جنگده هاي امروزي) ناميده مي شدند، براي محافظت از هواپيماهاي شناسايي و بمب افکن خودي و سرنگون کردن هواپيماهاي شناسايي و يا بمب افکن دشمن به پرواز درمي آمدند. پرواز با اين نوع هواپيماها به مهارت و شهامت زيادي احتياج داشت و بهترين خلباناني که با اين نوع پرواز مي کردند به عنوان تکخالهاي پرنده جنگ جهاني اول شناخته شده و به شهرت رسيدند.

قبل از اينکه به ماجراهاي نبردهاي هوايي و تکخال هاي هوايي در جنگ جهاني اول بپردازيم، ذکر اين نکته لازم است که چگونه تشخيص هواپيماهاي خودي از هواپيماي دشمن ميسر گشت؟
در ابتدا تقريبا همه هواپيماها شبيه يکديگر بودند و هيچ علامتي هم براي مشخص شدن مليت هواپيما بر روي آنها موجود نبود. به همين خاطر اغلب هواپيما ها هدف توپخانه و مسلسل هاي ضد هوايي خودي قرار مي گرفتند بخصوص که نيروهاي زميني عادت کرده بودند براي جلوگيري از خطرات احتمالي بمحض مشاهده هواپيما (چه خودي و چه دشمن) بدون آنکه وقت خود را صرف شناسايي آن کنند، آنرا هدف قرار دهند. همچنين بارها اتفاق افتاد که خلبانان خودي با يکديگر درگير مي شدند.

 

Bristol Scout C 1250 متعلق به نيروي هوايي انگليس ، 1915

 

براي همين، فرانسوي ها در ابتدا به فکر حل اين مشکل افتادند. پس از بررسي راه حل را رسم سه دايره تو در تو به رنگهاي پرچم فرانسه (سرخ، سفيد، آبي) روي قسمت رويي و زيري بالهاي هواپيما دانستند بطوريکه دايره بيروني سرخ، دايره وسطي سفيد و دايره بيروني آبي رنگ بود. به اين ترتيب نيروهاي زميني فرانسوي قادر به شناسايي هواپيماهاي خودي شده و از تيراندازي به سوي آنها خودداري مي کردند. همچنين خلبانان فرانسوي نيز از درگيري با يکديگر اجتناب مي ورزيدند.
چون از اين کار نتيجه خوبي گرفته شد، آلمانها نيز يک صليب سياه رنگ روي بدنه، سکان عمودي و زير و روي بالهاي هواپيماهاي خود رسم کردند. واحد هاي هوايي اتريش- مجارستان نيز از همان صليب آلمانها استفاده کردند.

 


Sopwith Camel متعلق به اسکادران 28 نيروي هوايي انگليس 1917

 

انگليسيها نيز تصميم به اين کار گرفتند و پرچم انگليس را روي بدنه هواپيما کشيده و دو دايره تو در تو به رنگ سرخ و سفيد روي بالها رسم کردند. ولي پس از مدت کوتاهي اين علامت ها را عوض کرده و مانند فرانسوي ها سه دايره تو در تو با همان رنگ هاي سرخ و سفيد و آبي را روي بدنه و بالهاي هواپيماهاي خود نصب کردند با اين تفاوت که دايره بيروني به رنگ آبي و دايره دروني به رنگ سرخ بود.
ديگر کشورهاي درگير جنگ نيز با استفاده از رنگهاي پرچم خود علامت هايي شبيه به علامت هاي بالا به وجود آورده و روي بدنه و بالهاي هواپيماهاي خود نصب نمودند.
در حال حاضر برخي کشورها هنوز هم ازهمان علامتهاي دوران جنگ جهاني اول استفاده مي کنند مانند فرانسه و بلژيک اما علايم نيروي هوايي بسياري از کشورها نظير آمريکا و انگليس طي سالها دستخوش تغييرات گشت و علايم نيروي هوايي برخي ديگر از کشورها مانند آلمان و ايتاليا در سالهاي بعد از جنگ جهاني اول پس از تغييراتي، مجددا به همان صورت اوليه مورد استفاده قرار گرفته است.
در جدول موجود در اين فايل Insignia_WWI.pdf آرم و علايم مورد استفاده در نيروهاي هوايي چند کشور درگير جنگ را ملاحظه خواهيد کرد. همچنين به چند نمونه از هواپيماهاي معروف جنگ جهاني اول و علايم آنها توجه نماييد.

 

Fokekr DVII متعلق به ياستا (واحد شکاري) 16،
نيروي هوايي آلمان ، 1918

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت