فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش کشاورزي
دانشگاه ها و اساتيد کشاورزي
آموزش علوم رشته کشاورزي
نرم افزارهاي رشته کشاورزي
مراکز تحقيقاتي کشاورزي
پروژه تحقيقاتي کشاورزي
رده بندي سايتهاي کشاورزي
متخصصين رشته کشاورزي
بانک مقالات رشته کشاورزي
پايان نامه هاي دانشجويي
مجلات و نشريات کشاورزي
گالري عکس بخش کشاورزي
 
 

عنوان: شاخصهاي خشکسالي

نويسنده: علي رضا غفاري سعيد عبدالله زاده             ايميل: geologyinfo@gmail.com

منبع اطلاعاتي: gsim.blogfa.com             تاريخ نگارش: 23/10/1385

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

مطالب مرتبط 1

 

مطالب مرتبط 2

 
 
 

دراين ميان استفاده از شاخص توزيع استاندارد يكي از شاخصهاي اساسي در مطالعه تغييرات حول مركز بشمار مي آيد كه محاسبه آن نيازمند داشتن ميانگين و انحراف معيار درازمدت مقادير بارندگي براي دوره هاي مورد مطالعه است. شاخص دهكها و صدكها نيز شاخصي است كه عمدتا مورد استفاده محققان استراليايي قرار گرفته است. دهكها و صدكهاي يك نمونه ، مقداري است كه وقتي داده ها ازكوچكترين تا بزرگترين مقدار مرتب شدند حداقل مقدار مشخصي مثلا 10 درصد مشاهدات منطبق براين مقدار يا درسمت چپ (زير) آن و حداقل 90 درصد از مشاهدات منطبق بر اين مقدار يا درسمت راست (بالاي) آن باشند. دراين شاخص ، محدوده هاي هر دهك از توزيع منحني فراواني تجمعي يا هر نظام معيني از داده ها محاسبه مي شود. از اينرو اولين دهك مقدار بارندگي است كه ازكمترين 10 درصد كل تجاوز نمي كند ،‌دومين دهك مقداري است كه از     20 درصد كل تجاوز نكرده و به همين ترتيب ادامه پيدا مي كند. دهك پنجم يا ميانه مقداري است كه از 50 درصد رخدادها تجاوز نمي كند. محدوده دهكها محدوده ارزشهاي بين دهكها هستند ، از اينرو هر محدوده دهك بين هفت و هشت مي باشد.

 

◄   روشهاي تحليل سينوپتيكي:

مطالعه درمورد آب و هواشناسي ديناميكي رخداد خشكسالي توجه زيادي را به خود جلب       نكرده است. دراين زمينه تا نهيل توزيع بارندگي بر روي ايالات متحده آمريكا را به وسيله مرجع قرار دادن سيستمهاي پرفشار اقيانوس اطلس مطالعه نموده است. به نظر وي اين عامل بطور وسيعي مقدار باران آمريكا را تحت كنترل خود دارد ( تانهيل درسابرامانيام ، 1967 ) بوند (1960 ) نيز تحليلهاي خشكسالي را درآمريكاي شمالي ، با مرجع قراردادن ويژگيهاي گردش عمومي ناحيه عنوان نموده است. وي دريافت كه گردشهاي آنتي سيكلوني در مناطق معتدل نيمكره شمالي و جنوبي بطور مستقيم درجريان هوا و وقوع خشكسالي اثر مي گذارد ( بوند در سابرامانيام ، 1967) براوروكاوس ( 1991 ) به بررسي شرايط سينوپتيكي و فيزيكي خشكسالي دريك منطقه مفروض پرداخته اند. نتايج بررسيهاي آنها نيز نشان ميدهد كه رخداد اين پديده در رابطه مستقيم با گردش عمومي جو و نحوه استقرار مراكز فشار مي باشد.

 

◄   روش استفاده از اطلاعات ژئومورفولوژيك و تاريخي:

اطلاعات تاريخي كه ازخاطرات ، رسوم خانوادگي ساكنين و از نشانه هاي ژئومورفولوژيك ازقبيل واروهاي گلي (مربوط به سيستم فرسايش يخچالي و ساير پديده هاي ژئومورفولوژيك محيطهاي قديمي به دست مي آيد ، رخدادهاي پديده هاي طبيعي گذشته ازجمله خشكسالي را بيان  مي نمايد. معمولا خاطراتي همچون كاهش شديد ميزان محصولات يا ميزان بارندگي در سالهاي گذشته به دليل اثري كه درجوامع مي گذارد ، درذهنها باقي مي ماند ولي متاسفانه اين گونه اطلاعات بيشتر ايام حالت مكتوب به خود نمي گيرد.

سفرنامه هاي سياحان و مكتشفان اوليه و مهاجرين مستعمرات نيز مي تواند اطلاعات ذيقيمتي را دربرداشته باشد. همچنين ، بررسيهاي باستان شناسي مي توانند روش ديگري براي مطالعه خشكساليهاي گذشته باشند. بعد از جمع آوري مدارك و اسناد چگونگي ربط آنها به مسائل خشكسالي از اهميت خاصلي برخوردار است. معمولا يافتن تابعهاي تبديل براي گفته ها ، خسارتهاي كشاورزي و اجتماعي و ارتباط آنها به بارش ساليانه و جريانها درطي دوره هاي باراني مساله پيچيده اي محسوب مي گردد.

 

◄   ملاحظات خشكسالي در رابطه با ايران:

ايران كشور پهناوري است كه بعلت موقعيت خاص و ويژيگهاي توپوگرافيك ، از آبي و هواي متفاوتي برخورداست. ميزان بارندگي متوسط سالانه آنرا حدود 224 تا 275 ميليمتر ذكر نموده اند ، كه بدين ترتيب حدوي يك سوم متوسط بارندگيهاي خشكيها (800 ميليمتر ) و كمتر از يك سوم بارندگي متوسط كره زمين (1133 ميليمتر ) مي باشد.

به همين دليل ، قسمت اعظم ايران در قلمرو آب و هواهاي خشك جهان قرار مي گيرد. علاوه برقلت بارندگي ، نوسانات شديد بارندگي درمقياسهاي روزانه ، فصلي و سالانه ازجمله خصوصياتي است كه موجب عدم اطمينان كافي نسبت به دريافت حداقل بارش مورد نياز جهت مصارف كشاورزي ، تغذيه جريانهاي سطحي و سفره آبهاي زيرزميني و مصارف انساني مي شود.  با توجه به وجود نوسانات منفي شديد دربارشهاي مناطق مختلف كشور، وقوع خشكسالي هاي ضعيف تا شديد دركشور امري اجتناب ناپذير محسوب مي شود ، وقوع اين خشكساليها ، اثر بسيار زيانباري را بر بخشهاي كشاورزي و اقتصادي كشور تحميل مي كند.

تحقيقات انجام گرفته نشان ميدهد كه درصد فراواني وقوع خشكسالي و شدت آن در كشور بسيار بالا بوده كه بيشترين فراواني با 50 درصد متعلق به منطقه بندرعباس مي باشد و پس ازآن به ترتيب ، زابل 7/46% ، زاهدان 43% ، يزد 42% ، ايرانشهر 40% ،‌كرمان 27% ، داراي خشكسالي مي باشند كه همگي جزو مناطق خشك ايران محسوب مي شوند. بطوركلي پراكندگي جغرافيائي مجموع درصد خشكسالي محاسبه شده درنواحي جنوبي كشور از گستردگي زيادتري برخوردار است و هرچه ازبخشهاي جنوبي و مركزي كشور فاصله گرفته مي شود از شدت و فراواني خشكساليها نيز كاسته مي شود. دليل اين امر ، تاثير سيستمهاي پرفشار جنب حاره اي است كه مقادير بارندگي بخشهاي جنوبي كشور را نسبت به بخشهاي شمالي و غربي بطور محسوس كاهش داده و مانع ازتاثير سيستمهاي شمالي و غربي به اين مناطق مي شود

بطوركلي بايد گفت كه وقوع خشكسالي از ويژگيهايي اصلي آب و هواي ايران محسوب مي شود كه هم درقلمرو آب و هواي مرطوب به هم خشك قابل مشاهده است. اين حالت در نتيجه وجود نوسانات آب وهوائي شديد در مقياسهاي مختلف زماني حاصل مي شود. ويژگيهاي خشكسالي ايران نشان ميدهد كه بطوركلي هيچ منطقه اي ازكشور ، ازاين پديده درامان نبوده و به نسبت موقعيت طبيعي خود اثرهاي اين پديده مخرب را تجربه مي نمايد و بخشهاي جنوبي ، شرقي و مركزي كشور به علت نوسانات بيشتر درمقادير بارندگي ، از آسيب پذيري زيادتري برخوردار هستند.

 

◄   آشكارسازي نواحي داراي ريسك بروز خشكسالي به كمك ماهواره هاي هواشناسي:

CSE يك مركز پايش زيست محيطي ملي است كه وظيفه اش جمع آوري ، پردازش و توزيع داده ها و اطلاعات زميني مربوط به منابع طبيعي و اخطاريه هاي زود هنگام ( پيش آگاهي ) مي باشد.

مؤسسه CSE با همكاري مركز AGRHYMET ( مركز منطقه اي تغيير هشدارهاي زور هنگام در 9 كشور آفريقاي غربي در CILSS نرم افزاري را براي آشكارسازي مناطق زراعي مستعد ( داراي ريسك ) خشكسالي با استفاده از ماهواره ها ( تصاوير ماهواره هاي Meteo SAT  يا NOAA ) و داده هاي زميني پايش كه توسط سازمانهاي هواشناسي جمع آوري مي شوند ، تهيه كرده است. مناطق داراي ريسك  ( مستعد ) نواحي هستند كه در آنها استقرار محصولات زراعي به دليل تأخير شروع فصل بارش به تعويق افتاده است.

اين نرم افزار امكان آشكارسازي و پايش اين مناطق را فراهم ساخته و به زارعان كمك مي كند تا اطلاعات سودمندي در مورد فصل بارش كسب كنند. نقشه ها به دولت و مؤسسات مالي حمايتي كمك مي كند تا بهترين تصميمات را به هنكام پايان فصل بارندگي اتخاذ كنند.

اين نوع محصولات نرم افزاري براي اخطارهاي زورهنگام در كشورهاي ساحلي آفريقا بسيار جالب توجه است چون جمع آوري داده هاي زميني براي مقابله با بلاياي طبيعي يا خشكسالي ها آسان نيست.

 

◄   تهيه يك سيستم هوشمند براي پايش روزانة خشكسالي:

تي. جي چانك - اچ. ژنگ

چكيده:

در انجام اين پژوهش با استفاده از بسته نرم افزاري سيستم هوشمند Clips يك سيستم پايش روزانه خشكسالي تهيه شد. اين سيستم پايش از 4 جزء تشكيل شده است: 1) پايگاه اطلاعات كه شامل مجموعه ضوابطي از نوع IF - THEN  ( اگر - آنگاه ) براي تصميم گيري در مورد شدت خشكسالي روزانه 2) حافظه فعال كه حاوي واقعياتي از خصوصيات خشكسالي هاي قديم شامل: سطوح Truncations ، متوسط دوره و ميانگين احتمالات شرطي برآورده شده در ايستگاههاي اندازه گيري    مي باشد. 3) موتور استنتاج كه مولد استنتاجاتي براي تصميم گيري براي تعيين مجموعه شروطي است كه واقعيات موجود در زمينه تعيين ميزان شدت خشكسالي آنها را ارضا مي كند. 4) رابط سيستم با كاربر كه سازو كاري براي روابط كاربر و سيستم برقرار مي كند. از يك دوره 6 ماهه از خشكسالي هاي گذشته كه در آغاز ماه مه 1988 در منطقه اوهايو مركزي شروع شده بود جهت تست اين سيستم استفاده شد نتايج نشان داد كه سيستم در مشخص كردن رخدادهاي خشكسالي هاي روزانه كارآيي دارد

 

◄   نمايه هاي خشكسالي:

بيشتر  تعاريفي  كه در مورد  خشكسالي  عنوان  ميگردد  قابليت  انطباق  زراعت  با  شرايط اقليمي  مورد  نظر  ميباشد  مثلاً  يك  مرتع دار  روي  مرتع  اصلاح  شده اي  كه  توزيع  بارندگي  به  صورت  نرمال هزار  ميلي متر  در سال  ميباشد. با  آسودگي  خاطر  گوسفند  خود  را  به  چرا مي برد. در  صورتي  كه  بارندگي  روي  مرتع  در  يك سال  به  750 ميلي متر  كاهش  يابد  ،  عليرغم  اينكه  سال  قبل  نرمال  بوده ،  براي  مرتع دار  سال  خشك  محسوب  ميشود.

براي  مرتع دار  ديگري  كه  در يك  ناحيه  نيمه خشك كار مي كند  و در آن  منطقه  ساليانه  بطور  متوسط  300 ميلي متر  بارندگي  ناظر  مي شود ،  بارش  750 ميلي متر  در سال  بعنوان  يك  ركورد  سال  مرطوب  و پر باران  در نظر  گرفته  ميشود و مرتع دار  در اين ناحيه  با توجه  به  باران  اضافي  كه  مشكلاتي  نظير  غرقاب شدن  مرتع  و خيس  بودن  خاك  ،  تهيه  محل  سرپوشيده  براي  دام  و انبار كردن  محصول  ،  گل آلود بودن  جاده  و مشكلات  شخم  و نيز  برداشت محصول زير  باران بوجود مي آورد  از بارش  اضافي  خشنود نخواهد بود.

بطور  كلي  در مناطق  خشك و نيمه خشك با توجه  به  وضعيت  اقليمي ، تطابق كشاورزي  سنتي  با  آب  و خاك  و متوسط  اقليمي  صورت  گرفته  و تجارب  شخصي  روستائيان و سنتهاي  قديمي  به  آنها  مي آموزد  چگونه  با  تغييرات  جزئي در شرايط  جوي از خطرات خشكسالي اجتناب كنند. با آين  وجود  گاهي  وضعيت  هوا Weather     آنچنان  نسبت به  متوسط  اقليمي    Climatological normal  تفاوت  دارد  كه دردسرهايي  براي  كشاورز  و مرتع دار بوجود  مي آورد.

 

◄   شاخص هاي  خشكسالي:

اگرچه  تعاريف  گوناگوني  از نظر  خشكسالي موجود است  ولي  تعاريف  ارائه  شده  توسط  هواشناسان،  جغرافي دانان  ، مهندسين  آبياري  و غيره  كاملاُ متفاوت  بوده  و هر يك  از  پارامترهاي  مشخصي  را درفرمول  خشكسالي دخالت   مي دهند.

در هواشناسي  كشاورزي  خشكسالي  بعنوان  يك  خشكي  غير معمول  و اتفاقي  است كه  د ريك  يا چند سال  اتفاق  مي افتد. در مورد  شاخص هاي  خشكي  از نظر  آب  و هواشناسي  نويسندگان زيادي  مثل  كوپن  Koppen  لانگ Long  ،  اولدكوپ 01dekop ،  دومارتن De Martonne  ، مي ير Meyer ،  تورنت  وايت Thornth WaITE و آمبرژه    Emberger  كار كرده اند  كه در اكثر  موارد  اين فرمولها  در  محاسبه  ضريب  خشكسالي  از نظر  كشاورزي  كاربرد  چنداني ندارد.

بعضي  از نويسندگان  فوق  فقط عامل  بارش  و بعضي  عامل  بارش  و درجه  حرارت  و يا  تبخير  و تعرق  را  در  فرمول  خود  دخالت  داده اند مثلاً بعضي  از  تعاريف  خشكسالي  كه  با  توجه  به  عامل  بارش  معرفي  شده اند  بشرح  زير   است:

الف - كمتر از 5/2 ميلي متر  بارندگي  در 48 ساعت.

ب   - بارندگي  در طول  هفته  نصف  نرمال  يا كمتر.

ج    - در يك دوره  10 روزه  بارندگي  از  5 ميلي متر  بيشتر  نباشد.

د     - در  15 روز  بارندگي  نداشته باشيم.

و      - 21 روز  يا بيشتر  باران  كمتر  از  30 درصد نرمال.

 

به نظر  مي رسد هيچ يك  از  تعاريف  فوق  با  شرايط  آب وهوايي  كشور  ما تناسب  نداشته باشد  و اين  تعاريف  در مناطق  مرطوبي  در  جزيره  انگليس ، اروپا  و شمال  آمريكا  بيشتر  مي تواند  مورد  استفاده  قرار  گيرد. در منطقه  ايران  كه  يك  فصل و گاه  5 ماه  از  سال  هيچگونه  بارشي  ديده نمي شود  تعيين  ضريب  خشكسالي بصورت  دوره هاي  كوتاه مدت  چند  روزه  مقدور  نيست.

در حقيقت  در مناطق  خشك  و نيمه خشك  اگر باران خارج از فصل  ببارد  نه تنها  مفيد نيست  بلكه  خساراتي  نظير  سيل  يا  خرابي  مرتع  به همراه دارد. در چنين  مناطقي  اگر  در فصل  بارش  به فواصل  زماني  معين  بارش  نداشته باشيم  بطوريكه  رشد  گياه  تداوم  نيابد  و يا  شروع  بارانهاي  بهاري  با تاخير  همراه باشد  خشكسالي  پيش بيني  ميگردد.  در  تعاريف  خشكسالي  كشاورزي  تنها  عامل  بارش  نمي تواند  تعيين كننده  شاخص  باشد.

راسل در  1896 اظهار  داشت  كه  خشكسالي  استراليا يا خشكسالي  انگلستان  كاملاً متفاوت است  و اين  تفاوت  براي  هواشناسان  قديمي  استراليا  كه  قبلاً در انگلستان بوده  و به  آب و هواي  آنجا  آشنايي  دارند  كاملاً محسوس است.  وي  اضافه  مي كند  علاوه  بر  تغييرات  بارندگي  در تعيين  شاخص  خشكسالي  بايستي  گرماي  زياد و بادهاي خشك كننده  گياه  را نيز  در نظر گرفت.

اكوچف در اواخر  قرن  نوزدهم ،  ترانسو  ( 1905)  و Vysotsky  در 1905 شاخص  P/E را براي  تخمين  خشكسالي  بكار برده  و اهميت  تبخير  را در بررسي  خشكسالي  موردتاكيد  قرار  داده اند.

استفاده  از  ميانگين  دما  توسط  Kolostrov ( 1925 )  سيليانينوف و تورنث وايت توصيه  شده است . البته  كاربرد  مدلهايي كه  بر اساس  درجه  حرارت  معرفي  شده اند خارج  از  محيطي  كه  تجربه  شده اند چندان موفق  نبوده  و بايستي  با احتياط  بيشتري  از  آنها  استفاه  نمود . با وجود اين  اگر  آمار كنترل  شده  بمدت  طولاني  دراختيار  باشد  اين مدلها در تكميل  اطلاعات  خشكساليها بسيار  موثر  هستند.

   

تلاشهايي  بعمل  آمده  تا اندازه گيري كمبود  اشباع نيز  كه  شاخص  خوبي  براي  درجه  خشكي  جو ميباشد  در  فرمولهاي  رطوبت  بكار  رود. نمونه اي  از اين  شاخص ها  روابط  نوع  دلتون  Delton است كه  توسط  پژوهشگران  زيادي  براي  تخمين  تبخير  از  سطح  آزاد آب  بكار  رفته  است. خشكسالي  جوي  به  خشكي  غير  معمول  هوا  گفته  ميشود  و تعاريف  زيادي  با  استفاده از  پارامتر  كمبود  اشباع براي  طبقه بندي  خشكسالي  جو بكار   رفته است.

در خشكسالي  كشاورزي موضوع  به شاخصهاي  خشكسالي  كشاورزي  محدود  ميشود  كه نشان دهنده  درجه  يا  مقدار  تاثير پذيري  گياه  به كمبود  غير معمول رطوبت خاك است. كمبود  رطوبت ممكن  است  از  كاهش  غير  عادي  آب در  خاك  و يا  نياز  رطوبتي  زياد گياه  بصورت غير  معمول  ناشي  شده باشد .

در حاليكه  كاهش  توليد  آب  براي  چهارپايان  معمولاً  يك  جنبه  از خشكسالي  كشاورزي  را  نشان  ميدهد  ولي  در واقع  اين  مشكل  جدا از  مسائل  كشاورزي  است.  زيرا اين نوع  كمبود  آب هيچگونه  ارتباط  اوليه اي  به  رطوبت  خاك  ندارد. مي توان  كمبود آب  براي  چهارپايان  را  در واقع  نوعي خشكسالي  هيدرولوژيكي بحساب  آورد كه  با خشكسالي  كشاورزي  فصل  مشترك  دارد.

    علت  جدا كردن  بحث  خشكسالي  كشاورزي  از  خشكسالي  هيدرولوژيكي  اين است  كه  در مطالعه  خشكسالي  كشاورزي  ،  باران  موثر  بعنوان  بخشي  از  باران  كه  بتواند  در ناحيه  ريشه  نفوذ كند  مورد نظر  ميباشد در حاليكه  در خشكسالي  هيدرولوژيكي  باران  موثر  بخشي  از  بارندگي  است كه به ناحيه  ريشه  در  خاك  نفوذ  نمي كند  بلكه  در  سطح  زمين  يا  در زير  زمين  جاري  شده  و به  افزايش  آب  در چشمه ها  ،  جويبارها  ، درياچه ها و حوضچه ها  مي انجامد. تعيين  شاخص  خشكسالي  در  كشاورزي  به منظورهاي  ذيل  صورت  مي گيرد:

 

الف -  بررسي  گرايش اقليم بطرف خشكي    Evaluation of climatic   proneness  aridity

 يك  استفاده  معمول و هميشگي  ضريب  خشكسالي  براي  تعيين  گرايش  اقليم  بطرف  خشكي و يا  پتانسيل  خشكسالي  منطقه  است كه  به  مفهوم  عام  مورد  استفاده  ميباشد .مثلاً  تامركين  Tumertekin و كان ترك Conturk از فرمول  خشكي دومارتن  يعني  براي  بدست  آوردن  فراواني  وقوع  درجات  خشكي  در  86 ايستگاه  هواشناسي  تركيه  استفاده  نموده اند. ضريب  بدست  آمده  توسط  اين  دو پژوهشگر نشان  داد  كه  مقادير  ضريب  خشكي  در  تمام  ايستگاهها خيلي  نزديك  به  توزيع  گوسن  بوده است. بنابراين  با استفاده  از انحراف  معيار  و ميانگين  ضرايب  خشكي  مي توان  نقشه هايي كه  نشان دهنده  فواصل  متوسط  بين  درجات  مختلف  خشكي  مي باشند را رسم نمود. چنين  مطالعاتي  را  مي توان  در ارزيابي  پتانسيل  خشكسالي  بعنوان  نوعي  بررسي  اوليه  محل  خشكساليها منظور  نمود. متاسفانه  ضرايب تجربي  ساده  نظير  فرمول  دومارتن يك  بررسي  واقعي از  محدوديتهاي  كشاورزي  را  درسالهاي  خشك  بدست  نمي دهد.

 

ب  -  تخمين  نياز  آبياري  در منطقه 

براي  بدست  آوردن  اطلاعات اضافي  در مورد  سيكل  فصلي  و فراواني  نقصان آب ، بايستي  دوره هاي  كمتر از يكسال  مثلاً دوره هاي  ماهيانه ، ده روزه و حتي روزانه را جهت  محاسبه بيلان  آب  در نظر گرفت  كه اين  محاسبه  بر اساس  آمارهاي  طولاني  ساليانه  بدست  آمده  باشد.نقصان  تبخير  و تعرق  را  مي توان  با  يكي  از  روشهاي  هواشناسي  و استفاده از  قابليتهاي  فرضي  ذخيره  آب  در محل  ريشه  محاسبه  نمود.

مطالعات  ون باول Van Bavel  از اين نوع  ميباشد. نتايج  را مي توان با  در نظر  گرفتن  كل دوره  زماني  مثلاً  تعداد روزهايي كه  فصل  رشد  ادامه دارد و در اين دوره  محصول  از كمبود  رطوبت  خاك  در  مضيقه بوده است  و يا  كل عمق آب اضافي  كه مي توانست  مانع  كمبود  ذخيره  رطوبت  باشد  ارائه  نمود.

اگرچه  نتايج  فوق  و اطلاعاتي  كه  از اين  طريق  بدست  مي آيد  در حل  مشكلات  آبياري  موثر  است  معذالك اين نوع  مطالعات مورد  انتقاد  قرار  گرفته اند  زيرا  بطور  مناسبي  تمام عوامل  موثر در  تعادل  رطوبت محصولات  ويژه اي  را  در زمان معين  در نظر  نمي گيرند. اين  انتقادات  از  پيچيدگيهايي  كه  در اهداف  پروژه ها  در نظر  گرفته  شده  ناشي  مي شوند.

 

◄   ارزيابي  خشكسالي بشكل  محلي To evaluate drought in a local setting

مخالفين استفاده از  شاخصهاي  خشكسالي  ميل دارند  كه  توجه  به  وضعيت  آب  در رشد  نوع  خاصي  از  محصول  صورت گيرد كه اين محصول  در شرايط  زماني  و مكاني  خاصي  در  روي  خاك مطالعه  ميشود. بطور كلي  فقط دو نوع افراد  به  ارزيابي  خشكسالي  بصورت  محلي  اعتقاد  دارند .

يكي تجربه كننده هاي  حرفه اي  كه مي خواهند فراينده هاي  اصلي  فيزيكي  و بيولوژيكي  در  حال  انجام را  در محل  اندازه گيري  نموده و بلافاصله  با اندازه گيريها و درك  فرآيندهاي  اصلي  فيزيكي  و بيولوژيكي  نتايج را  به  زبان علمي  توزيع  دهند. دومين  گروه  كشاورزاني  هستند  كه  نوع  خاصي  از  محصول  را مي كارند  و به رشد  آن  توجه دارند .

 

در تعيين  شاخص  خشكسالي  سه  مسئله  مهم  وجود  دارد :

1- 1- ظرفيت محيط  براي  تبخير  و تنفس  گياه  كه در واقع  جنبه انرژي  مسئله است.

2- 2- قابليت  خاك  و گياه  كه  بتوانند  آب  لازم  را  براي  تبخير و تنفس  گياه  فراهم  كنند.

 

در اولين  مسئله  اندازه گيري  تشعشع  و انتقال  افقي  گرماي  محسوس مورد نظر  مي باشد. در دومين  مسئله  لازم است  توانايي سيستم  گياه  و خاك  بعنوان  يك  منبع  و يك  پمپ براي  فراهم  كردن  آب  جهت  تبخير  بررسي  شود و اين  خود  مسائل  جديدي  مثل  تركيب  فيزيكي  و شيميايي خاك  از جمله  مشخصات  جذب و رها سازي  آب را  در ناحيه  رشد  مورد  بحث  قرار مي دهد.

مقدار  آبي  كه  بوسيله  بارندگي  يا  آبياري  به  سطح  خاك  اضافه  ميشود  بايستي  اندازه گيري  شود. اين اندازه گيري  روي  مزرعه  كوچكي  كه  بيش  از  چند جريب  را نمي پوشاند كار  مشكلي  است. با وجود اين  نمونه گيري  بارش  توسط  باران سنج روش  مناسبي است. سپس  باران  كه  در بخش  كوچكي  از  زمين  جاري  شده  و در ناحيه  ريشه  نفوذ  كرده  بايستي  اندازه گيري  شود. اينگونه اندازه گيري  ميزان  نفوذ  ، زهكشي سطح  و قسمت  زير  سطح  زمين  و نفوذ  به عمق لايه خاك  را  بدست  مي دهد. معمولاً لازم است  مقدار  باران  در فواصل  كوتاه  مثلاً هر ساعت  يك مرتبه  اندازه گيري  شود.  گاهي  انتقال  بخار  آب  بداخل  خاك  بسيار  مهم بوده  و لازم است  پروفايل  دما  در  لايه  خاك  مورد  بررسي  قرار  گيرد.

 

3- 3- قابليت  محيطي  جو كه رطوبت را  بپذيرد و بخار  آبي  را  كه در  فرآيند  تبخير  و تنفس  گياه  جذب  كرده است  در خود  پراكنده  كند. سومين  مسئله  يعني  ميزان  پذيرش  و انتقال  بخار  آب در جو ،  اندازه گيري  پروفايل  سرعت باد ، درجه  حرارت  و رطوبت  هوا  را  ضروري  مي سازد. براي  محاسبه  دقيق  پيچيدگيهاي  آئروديناميكي  و انرژيتيكي  مسئله  تبخير  و فرمول  تقريبي  براي  استفاده  روزانه  در  آبياري  منطقه  و بررسيهاي  اقليمي  به  كتاب  عوامل  ميكروكليماي موثر  در تبخير  و تنفس  گياه نوشته  پن من  مراجعه  شود.

 

◄   گزارش شدت  و وسعت  خشكسالي:

يكي از  مهمترين  كاربرد  شاخص  خشكسالي  تهيه  گزارش دوره اي  شدت  و وسعت  خشكسالي  است. شاخص  خشكسالي  وسيله اي  است  كه با خلاصه  نمودن  اطلاعات  خشكسالي  بصورت  دوره اي  ،  اين اطلاعات  و شرايط  رطوبتي  محصول  در منطقه  گزارش  مي گردد.

اينگونه  اطلاعات  كه در آن  پيشرفت  و رشد  محصول  و جنبه هاي  توليد  مورد نظر  است ، بطور  شديد  مورد نياز  موسسات  دولتي  و گروههاي  ديگري  كه علاقه  يا مسئوليتي  در قبال  يك ناحيه  وسيع  يا در سطح  ملي  دارند  مي باشد. گروههاي  زيادي  به مجموعه  اطلاعاتي  از  اين  قبيل  علاقه  دارند كه بسهولت  در دسترس  آنان  قرار نمي گيرد.

بنابراين  دو استفاده  ابتدايي  از  شاخص  خشكسالي  كشاورزي  وجود دارد  كه اولي  اغلب  در  مقايسه  يك ناحيه  با نواحي  اطراف  خسارات  خشكسالي  را بررسي  مي كند  و دومي  وسعت  و شدت  خشكسالي  را روي  يك منطقه  بصورت  دائمي  يا  بصورت  دوره اي  ارزيابي  مي نمايد. در هر  دو مورد  روشهايي  مورد نياز است  كه بتوان  بصورت  واقعي  ميزان  متوسط  آب  ورودي  منطقه  و ميزان  خروجي   آن را  بدست  آورد . اگر  بخواهيم  بطور  واقعي  تغييرات  مهم  هوا  را منعكس  كنيم  بايستي  ارزيابي  هر چند  روز  يكمرتبه  صورت  گيرد. بررسي  يكماهه  كافي  نيست  زيرا  در يك ماه  اتفاقات  زيادي  براي  محصول  رخ  مي دهد. بررسي  يك روزه  بسيار  ايده آل  است  ولي  جزئيات  زياد  بصورت  تكرار  در  مي آيند . بنظر  مي رسد  بررسي هاي  5 تا 10 روزه  مناسب تر  مي باشند.

 

◄   شاخص  خشكسالي  پالمر:

مطلوب ترين  روش  تركيبي  متغيرهاي بارش  و درجه حرارت  روش  پالمر است . ضريب  پالمر  به اين  دليل  جهاني است  كه درجه  حرارت  و بارندگي  بصورت  نرمال  در تمام  فصول  وهر گونه  اقليم  بطور  ثابت  عدد صفر را نشان مي دهد. بعلاوه  در دوره هاي  طويل المدت  شديدترين  خشكسالي  غير معمول  ضريبي  در حدود  6- بدست  مي دهد. بدون اينكه  درجه خشكي  يا مرطوب  بودن  وضعيت  اقليمي  منطقه ايكه  مورد مطالعه است  در آن  نقشي  داشته باشد.

نتايج  بدست  آمده  از  آناليز دوره  طولاني  يك سري  از مقادير  ضرايب  خشكسالي  ماهيانه  نشان مي دهد  كه كلاً  اين مقادير  بين  6+ و 6ـ تغيير  مي كنند.

احتمال وقوع  ضرايب  مثبت  هميشه  وجود دارد  ولي مقادير  مثبت  غير معمول  يك دوره  طولاني  هواي مرطوب  غير نرمال  را نشان مي دهد ، درتجزيه وتحليل  آمار  هواشناسي  به روش  پالمر  اطلاعات  هواشناسي به چند دوره  خشكسالي  ، مرطوب  غير نرمال  ، نرمال  يا نزديك  نرمال  ،‌ تقسيم  مي شود. جدول  زير شرح  وضعيت هاي  خشكسالي  يا ترسالي  را در فاصله  تغييرات  ضرايب  پالمر  نشان  مي دهد.

 

شاخص  خشكسالي  پالمر

 

عدد شاخص

وضعيت  هوا

4 يا بيشتر

بسيار مرطوب تر از نرمال

3 تا 99/3

خيلي  مرطوب تر از نرمال

2 تا 99/2

نسبتاً مرطوب تر  از نرمال

1 تا 99/1

كمي مرطوب تر از نرمال

5/0 تا 99/0

يك حوزه  مرطوب  درحال شكل گيري

49/0 + تا 49/0-

تقريباً  نرمال

5/0- تا 99/0-

ابتداي  خشكسالي

0/1- تا 99/1-

خشكسالي  ملايم

0/2- تا 99/2-

خشكسالي  متوسط

0/3-تا 99/3-

خشكسالي  شديد

 

خشكسالي  بسيار  شديد

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت