فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

صفحه اول بخش کشاورزي
دانشگاه ها و اساتيد کشاورزي
آموزش علوم رشته کشاورزي
نرم افزارهاي رشته کشاورزي
مراکز تحقيقاتي کشاورزي
پروژه تحقيقاتي کشاورزي
رده بندي سايتهاي کشاورزي
متخصصين رشته کشاورزي
بانک مقالات رشته کشاورزي
پايان نامه هاي دانشجويي
مجلات و نشريات کشاورزي
گالري عکس بخش کشاورزي
 
 

عنوان: ويژگيهاي فضايي وزماني خشكسالي

نويسنده: علي رضا غفاري سعيد عبدالله زاده             ايميل: geologyinfo@gmail.com

منبع اطلاعاتي: gsim.blogfa.com             تاريخ نگارش: 24/10/1385

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

مطالب مرتبط 1

 

مطالب مرتبط 2

 
 
 

◄   آغاز و خاتمه خشكسالي:

بطوركلي تشخيص زمان آغازو خاتمه خشكسالي مساله بسيار مشكلي است. اصولا زمان آغازخشكسالي عمدتا به تعريف مورد استفاده وابسته است. بديهي است كه اين زمان با توقف آخرين بارش مفيد آغازنمي شود بلكه ممكن است تا زمان اتمام ذخيره رطوبت خاك به طول انجامد. اين حالت نيز بارشهاي هرچند اندك درزمان آغاز خشكسالي ، پيچيدگي خاصي پيدار ميكند، بنابراين درحالت كلي مي توان گفت زمان آغازخشكسالي ، زماني است كه ذخيره رطوبتي چه درمحيط خاك (خشكسالي كشاورزي ) وچه درمخازن آبي(خشكسالي هيدرولوژيك ) خاتمه يافته باشد. انتهاي خشكسالي نيز كه مساله قابل توجهي محسوب مي شود. پايان خشكسالي نسبت به زمان آغاز محسوستر است.

 درامر كشاورزي، پايان خشكسالي ، زماني است كه نزول باران، رطوبت مورد نياز خاك را تامين نمايد. درهيدرولوژي ، زماني كه جريان رودخانه مجددا؛ برقرارشده ومخازن زيرزميني تغذيه مجددشوند زماني پايان خشكسالي درنظرگرفته ميشود. زمان آغازتاپايان خشكسالي كه به عنوان دوره تداوم خشكسالي مفروض خوانده مي شود يكي از ويژگيهاي اساسي خشكسالي محسوب مي گردد. مقياس زماني دوره تداوم يك خشكسالي مي تواند از روز و ماه تا سال تفاوت نمايد. هرقدر دوره تداوم خشكسالي طولاني ترشود، ميزان ذخايرآب منطقه ، تحت خطرجدي قرارگرفته و به همين جهت مي تواند شدت خشكسالي رخداده را افزايش دهد.

 

◄   شدت خشكسالي:

چنانچه قبلا نيز ذكر شده قدرميزان كمبود بارندگي نسبت به شرايط ميانگين كمتر باشد به همان اندازه ميزان تاثير خشكسالي بيشتر نمود عيني پيدا مي كند. علاوه براين، ميزان استمرارحالت خشكسالي دريك منطقه نيزگوياي شدت خشكسالي درهمان منطقه است، يعني درشرايطي كه خشكسالي تنها براي يك ماه استمرار داشته باشد احتمال دارد بارش ماه بعد ، ميزان كمبود ماه مزبور را جبران نمايد، ولي اگر ماه بعدي نيز خود نسبت به شرايط طبيعي كمبود داشته باشد ، به مراتب در شدت بخشيدن به حالت خشكسالي موثر خواهد بود.

ميزان كاستي درمتغير مورد مطالعه و همچنين ، زمان استمرارآن ، بيانگر شدت خشكسالي است. به همين منظور براي مشخص ساختن اين عامل درمطالعه خشكسالي ، محققان با استفاده از شاخصهاي مختلف سعي مي كنند درجه ناهنجاري منفي متغير مورد مطالعه را نيز مد نظر قراردهند.

 

◄   فراواني خشكسالي:

فراواني خشكسالي نيز ازاهم ويژگيهاي موردمطالعه دربررسي يك منطقه بشمار     مي آيد كه مي تواند درمقايسهاي مختلف زماني ( براي مثال سالانه ، ماهانه و فصلي ) محاسبه شود. با توجه به وجود شدتهاي مختلف خشكسالي ، بررسي فراوانيها مي تواند براي هريك از آنها با تفكيك صورت گيرد. محاسبه توزيع فراواني درشدتهاي مختلف مي تواند درارزيابي قابليت منطقه مورد مطالعه نسبت به شدتهاي مختلف خشكسالي كاربرد داشته باشد. اين محاسبه مي تواند از طريق توابع توزيع احتمال فراواني براي بررسي احتمال وبا دوره هاي برگشت خشكسالي براي پيش بينيهاي آتي مورد استفاده قرارگيرد.

 

◄   وسعت منطقه اي خشكسالي:

رخداد خشكسالي مي تواند درمنطقه اي با وسعت چند صد كيلومتر اتفاق افتد ولي امكان دارد شدت ودوره تداوم آن درسراسر منطقه يكسان نباشد. خشكسالي قاره اي كه خصوصا؛ درمناطق خشك اتفاق مي افتد درناحيه وسيعي كه صدها ، بلكه هزاران كيلومتر- مربع را مي پوشاند ، گسترش پيدا مي كند. به نظر محققان استراليا ، احتمال دارد اين پديده نيمي از استراليا را درطي 50 سال آينده فراگيرد ( س. ه. ج 1975) دررابطه با وسعت خشكسالي يوجيچ ( 1975 ) براساس تحقيقات خودخواص منطقه اي خشكسالي را بشرح ذيل فهرست نموده است :

الف ) پوشش منطقه اي با شرايط متوسط قاره اي كه از 5 تا 15 ميليون كيلومتر  مربع را فرامي گيرد.

ب)  درنتيجه شدت خشكساليهاي بزرگ ، وسعت آن فراتر از پوشش منطقه اي مي گردد.

ج ) انتظارمي رود شكل منطقه تحت تاثير به وسيله يك خشكسالي ، بيشتر به يك لوزي شبيه   باشدتايك دايره.

دررابطه با وسعت خشكسالي اتفاق افتاده ، سابرامانيام (1967) طبقه بندي جدول 1 را ازنظر شدت خشكسالي عنوان مي نمايد.

 

گروه خشكسالي

درصد منطقه تحت پوشش

محلي

كمتراز 10

وسيع

20-11

بسياروسيع

30-21

فوق العاده بااستثنايي

50-31

مصيبت بار

بيشتراز 50

 

جدول 1- طبقه بندي وسعت خشكسالي ازنظر سابرامانيام

 

◄   دوره تناوبي رخداد خشكسالي:

بررسيهاي مربوط به احتمال تكرار خشكساليها و سايرپديده هاي طبيعي به صورت رخدادهاي  منظم ، بخش زيادي از تحقيقات محققان را به خود اختصاص داده است. بطوري كه بيش از 1000 مقاله دررابطه با ارتباط رخدادهاي آب و هوايي با سيكل 11 ساله كلفهاي خورشيدي تهيه شده است ( بران ورادير ،1985) كلفهاي خورشيد عبارت ازلكه هايي هستند كه به دليل اختلاف درجه حرارت درسطح خورشيد ، بصورت لكه هاي سياهي بنظر مي رسند. چگونگي پيدايش اين لكه ها هنوز به درستي شناخته نشده است و بيشتر تصور مي رود كه زبانه كشيدن و درهم پيچيدن توده هاي گازمشتعل خورشيد ، باعث پديدآمدن آن مي گردد.

بابررسي هايي كه انجام گرفته ، امروز رابطه ميان لكه هاي خورشيدي با برخي از پديده هاي زميني به اثبات رسيده است (جعفري ، 1360) در رابطه با تناوب رخدادهاي خشكسالي ، برخي از محققان علاوه برتناوب 11 ساله به دوره 22 ساله يا چرخه هايي10 پي برده اند (بلم و مولي 1981 ) چرخه دوره اي44 ساله اي نيز به وسيله سانسون (1954) براي تغييرات بارندگي درفرانسه براي منطقه مديترانه عنوان شده است. برخي از محققان نيز به دوره تناوبي بيشتري اشاره كرده اند. با توجه به كارهاي بسياري كه دراين زمينه انجام شده است هنوز قانومندي علمي كه بطور قطع مورد تاثير واقع شود، عنوان نگرديده است. به هنگام كاهش تعداد كلفهاي خورشيدي ، خشكساليهاي شديد اتفاق افتاده اند. اين گونه مطالعات درسايركشورها ازجمله استراليا و هند نيز صورت گرفته است.

علاوه بركلفهاي خورشيدي ،مطالعاتي نيز دررابطه با ارتباط رخداد خشكساليها با سيستمهاي گردش عمومي جو وعوامل تاثيرگذار بر آن و همچنين با پديده ال نينو يا دماي سطح دريا ، ارتباط بين اقيانوسها و خشكيها و انجام شده است. (لاكود 1988).

 

◄   مقابله با خشكسالي هاي كشاورزي:

بخش كشاورزي با اختصاص بيش از 90 درصد از آب مصرفي كشور در هنگام خشكسالي بيشترين آسيب را خواهد ديد. مديريت درازمدت منابع آب نيازمند استفاده اقتصادي از آن است. سرمايه گذاري در منابع آب و خاك بايد با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي كشور انجام گيرد. هر نوع توسعه كشاورزي و صنعتي كه آسيب كمتري به منابع محدود آب و خاك وارد سازد و از تخريب جنگل ها و مراتع جلوگيري كند بايد معمول گردد. كشت گياهان مقاوم به شوري و خشكي و اهميت به تحقيقات و پژوهش هاي همه جانبه در مورد آب و خاك بايد در اولويت قرار گيرد. مبحث زراعت در مناطق خشك و عنوان خشكسالي به صورت دروس مستقل و با اهميت بايد در برنامه آموزشي دانشكده هاي كشاورزي وارد شود. با كاربردي نمودن مباحث تئوري بايد اثرات تخريبي خشكسالي را كاهش داد و با اختصاص اعتبارات لازم ، امكان اجراي طرح هاي اساسي زيربنايي آب و خاك را فراهم ساخت.

در بخش مديريت مصرف آب تدوين معيارها و ضوابطي كه آلودگي را به حداقل برساند و از تخليه فاضلاب پالايش نشده به منابع آب جلوگيري كند ، مي تواند حجم آب جاري و قابل مصرف را چندين برابر افزايش دهد. هر متر مركعب فاضلاب حدود 50 متر مكعب آب سالم را آلوده مي كند. چنانچه از پساب پالايش شده فاضلاب ها در كشاورزي استفاده شود به دليل سرشار بودن املاح آن ، بازده محصولات كشاورزي افزايش مي يابد. در حال حاضر حدود 66 درصد از حجم آب شيرين قابل استحصال كشور مورد استفاده قرار مي گيرد. حفاظت ازاين  مقدار آب بايد مورد توجه ويژه قرار گيرد.

در بخش آموزش ، آموزش همگاني استفاده از منابع آب بايد سرلوحه كارها قرار گيرد. كودكان و نوجوانان بايد به طبيعت و آب عشق بورزند. پرورش نسلي كه توانائي دورانديشي و تفكر درباره آينده آب ، منابع طبيعي و محيط زيست را داشته باشد بايد بطور جدي در دستوركار مسئولان آموزش كشور قرار گيرد.

در بخش مقابله مستقيم با خشكسالي چنانچه بپذيريم اين موضوع يك پديده ذاتي ناشي از اقليم كشورمان است لازم است براي رويارويي با آن برنامه داشت و براساس اين برنامه به اقدامات مناسب و آگاهانه متوسل شد. همانطوريكه قبلاً نيز ذكر شد كشاورزي بزرگترين عامل مصرف  آب شيرين است. اساسي ترين اصول مديريت منابع طبيعي براي مقابله با خشكسالي گذشته از كنترل جمعيت بايد بر افزايش بازدهي استفاده از آب وتوليد محصولات با ارزش تر استوار باشد.

كاهش سطح زيركشت و انجام عمليات به زراعي ، اصلاح روش هاي آبياري ، رعايت موازين زيست محيطي ، آبخوان داري ، استفاده از پساب فاضلاب هاي خانگي در كشاورزي ، جلوگيري از افزايش اراضي كم بازده حركت به طرف غذاهاي مصنوعي ، پوشش انهار و افزودن مواد آلي مورد نياز گياه ، باروري ابرها و شيرين كردن آبهاي شور از جمله اقدامات افزايش دهنده بازدهي آب به شمار مي آيند.

 

◄   تغيير اقليم و خشكسالي:

اثبات وقوع پديده تغيير اقليم ( Climate Change ) در سطح جهان به سهولت امكان پذير نيست و نيازمند بررسي هاي جامع و طولاني مدت بر آمارهايي از پارامترهاي جوي است ، هر چند روند گرمتر شدن دماي سطح زمين و افزايش غلظت گاز co2 تقريباً قطعي مي نمايد.

    سناريوهاي تغيير اقليمي در چرخه آبشناسي نمود كاملاً بارزي مي يابند. چرا كه تمامي اجزاء آن تحت تأثير تغييرات حاصله در ميزان تبادلات انرژي و جرم قرار مي گيرند. نوسان منابع آبي به طرز قابل ملاحظه اي تابع تغييرات اقليمي است ، چرا كه نياز به اين منابع با افزايش تبخير و تعرق در شرايط گرمتر ، خشك تر و آفتابي تر بيشتر مي شود. به عنوان مثال براساس گزارشات منتشره در سال 1996 ، مناطق جنوب انگليس در سال 2050 شديداً مستعد وقوع خشكسالي بوده ولي مناطق شمالي به مراتب مرطوب تر شده و سيل درآنجا مشكل زاخواهد شد.

بررسي ها نشان داده است غلظت گازكربنيك و ساير گازها در اتمسفر از نيمه دوم قرن نوزدهم افزايش يافته است. ميزان غلظت co2 از سال 1958 تا 1988 حدود 35 درصد فزوني يافته است. Boult و همكاران در سال 1988 اثر دو برابر شدن غلظت  co2 را بر روي عوامل هيدرولوژيكي از قبلي تبخير و تعرق پتانسيل ، رطوبت خاك ، تجمع برف ، ذخيره آب زيرزميني ، رواناب و بيلان آبي در سه حوزه بلژيك مطالعه كردند. نتايج نشان داد كه تبخير و تعرق پتانسيل ، درصد رطوبت خاك و ميزان ذخيره آبهاي زيرزميني در حوزه هايي با نفوذ پذيري زياد افزايش يافته است.

Mitchel در سال 1989 نشان داد كه در اثر دو برابر شدن co2 ، درجه حرارت بين 8/2 تا 2/5 كلوين و بارندگي بين 1/7 تا 15 درصد افزايش مي يابد ولي افزايش بارندگي در مناطق مختلف يكسان نيست. اگر نرخ افزايش گازكربنيك ثابت بماند ، ميزان co2 در سال 2035 به جاي ppm 360 فعلي به ppm 420 خواهد رسيد. افزايش گازكربنيك باعث افزايش درجه حرارت و رطوبت مطلق در لايه هاي هواي نزديك سطح زمين مي گردد. هر چند با دو برابر شدن co2  ، ميزان بارندگي افزايش مي يابد ولي افزايش بارندگي در نقاط مختلف يكسان نيست. در مناطقي با عرض جغرافيايي زياد بطوركلي ميزان بارندگي و رواناب افزايش مي يابد ولي در مناطق با عرض جغرافيايي كم بارندگي بسته به منطقه افزايش يا كاهش نشان مي دهد. بطوركلي     مي توان از تحقيقات انجام شده چنين نتيجه گرفت كه :

1- 1- ميزان گازكربنيك و ساير گازهاي موجود در اتمسفر ( نظير متان ، CFC ) بعد از انقلاب صنعتي افزايش يافته است.

2- 2- مدلهاي شبيه سازي مختلف نشان داده اند كه با افزايش گازكربنيك شرايط هيدرولوژيكي از قبيل بارندگي ، درجه حرارت و تبخير و تعرق و رواناب و تغيير مي كند كه به تبع آن وقوع يا عدم خشكسالي نيز قابل بررسي است.

 

◄   نوسانات آب و هوايي و بيابان زايي:

نوسانهاي آب و هوايي كه باعث بيابان زايي مي شود ، بيشتر به كاهش ميزان بارندگي ، رطوبت ، افزايش دما به ويژه در تابستان ، افزايش ميزان خشكي ، تبخير و تعرق ، وزش بادهاي گرم و سوزان و كاهش پوشش گياهي ( بر اثر وزش باد ) ارتباط مي يابند.

حتي بر اثر نوسانات آب و هوايي ، طغيان جانوران و حشرات و آفات به برخي سرزمين ها از جمله ملخ ها به شمال شرقي قاره آفريقا نير اعمال شده است كه سير قهقرايي محيط زيست را به همراه داشته است.

بطور كلي مي توان به علل عمده زير براي وقوع خشكسالي و بيابان زايي اشاره كرد :

1- 1- استقرار سلولهاي پرفشار جنب گرمسيري با دامنه نوسان بين عرض هاي 20 و 40

2- 2- عامل بري بودن

3- 3- عدم صعود و جابجايي شديد هوا

4- 4- جريانات دريايي سرد و بالاراندگي آبها

5- 5- وزش بادهاي گرم  سوزان

6- 6- موانع كوهستاني

7- 7- استقرار كم فشار حرارتي

 

باد و آب به عنوان دو عامل اقليمي كه داراي تغييرات و نوسانات نسبتاً زيادي هستند در         شكل گيري مناطق خشك و بياباني و ژئومورفولوژي آنها نقش بسزائي را ايفاد مي كند. وقوع پديده فرسايش آبي و بادي در گسترش بيابانها و از دست رفتن خاكهاي سطح الارضي حاصلخيز نقش عمده اي داشته و تبعات منفي خشكسالي را تشديد مي نمايد.

 

◄   تغيير اقليم و روشهاي مطالعه خشكسالي:

همانطور كه قبلا ذكر شد با توجه به زمينه فعاليتهاي محققان رشته هاي مختلف ، تعاريف ويژه اي از خشكسالي ارائه شده كه درنهايت موجب طبقه بندي و تفكيك اين پديده شده است. اين امر سبب گرديده است كه روشهاي مطالعاتي خاصي با توجه به شاخص هاي موردتوجه همچون بارندگي ، رطوبت خاك ، جريانهاي سطحي، مخازن زيرزميني ، خسارتهاي اقتصادي و ابداع و ارائه گردد. درمطالب ذيل بطوراجمالي روشهاي مطالعه خشكسالي و شاخص هاي هريك از آنها به تفكيك مورد بررسي قرارمي گيرد.

 

◄   روش مطالعه بيلان آبي:

با توجه به اينكه يكي ازمهمترين زمينه هاي تاثير گذار خشكسالي، ميزان رطوبت خاك مي باشد ، اين مسئله بخشي ازمطالعات مربوط به خشكسالي را بخود اختصاص داده است. نظر به تاثير اين عامل دررشد گياهان و هرگونه فعل و انفعال بيولوژيكي، اين مسئله تحت عنوان خشكسالي كشاورزي قلمداد مي گردد كه درمطالعه آن عمدتا تغييرات رطوبت خاك درطي دوره هاي خاصي كه گياه نيازمند آن رطوبت مي باشد ، مد نظر قرار مي گيرد. عمده شاخص هايي كه براي بيان اين حالت خشكسالي بكارگرفته مي شوند ، سعي دارند بيلان آبي خاك را شناسائي و تبيين نمايند. بطوركلي براي محاسبه بيلان آبي ، روشهاي مختلفي وجود دارد كه بيشترآنها ازمحاسبه تبخير وتعرق بالقوهاستفاده مي كنند. درمطالب ذيل دو نوع شاخص مهم كه دراين زمينه مورد استفاده محققان است ، بطور اجمال ذكر مي شود.

 

      +   شاخص ترنتوايت

مدل بيلان آبي ترنتوايت ، اختلاف بين بارش و تبخير را درنظر گرفته و بيلاني ازكمبود يا مازاد آب را ارائه مي كند.اولين لازمه مطالعه اين مدل ، ظرفيت نگهداري آب خاك در رابطه بانوع خاك و كاربري اراضي مي باشد. مازاد آب مي تواند به راحتي تحت عنوان رواناب محاسبه شود. محاسبه كمبود رطوبت بسيار مشكل است چرا كه تبخير و تعرق واقعي با حجم آب خاك تغيير پيدا مي كند ، درمدل ترنتوايت ، ميزان تبخير و تعرق ازبارندگي با توجه به ميزان آب قابل دسترس باقي مانده درخاك ،‌ محاسبه مي گردد. هنگامي كه بارش كمتر از تبخير و تعرق بالقوه باشد ، تبخير و تعرق واقعي با بارش به اضافه هر مقدار رطوبت خاك كه تبخير يا تعرق پيدا كند ، برابرمي شود.

 در شاخص ترنتوايت ، تبخير و تعرق بالقوه با استفاده از ميانگين دما محاسبه مي شود. اين مدل  مي تواند براي ارزيابي شرايط انعطاف پذيري آبياري ، مورد استفاده قرار گيرد و اطلاعاتي در رابطه با حجم آب مورد نياز در هر زمان ارائه كند و شاخص مشخصي از خشكسالي را ارائه دهد. ارزشهاي محاسبه شده وقتي با مازاد آب درفصلهاي ديگر مقايسه شود ، نشان ميدهد كه آيا رطوبت كافي كه درطي فصل موجود بوده ، اجازه آبياري را ميدهد يا نه ؟ درهمان زمان ، تعيين تغييرات ذخيره رطوبت خاك روزانه ، اطلاعات با ارزشي از رطوبت خاك را در زمانهاي مختلف براي استفاده درجدول زماني و مقدار آبياري براي اجتناب از رخداد هر نوع خشكسالي كه ميزان محصولات كشاورزي را محدود خواهد كرد ،ارائه ميدهد.

 

      +   شاخص پالمر

 اين شاخص يكي از مهمترين روشهاي مطالعه خشكسالي از طريق محاسبه بيلان آبي است كه بطور گسترده درآمريكا و ساير كشورها مورد استفاده قرار گرفته است. شاخص مذكور نيازمند تحليلهاي آب و هوايي درازمدت به منظور محاسبه پنج ثبات يا ضريبي مي باشد كه ويژگيهاي رطوبتي ويژه اي از آب و هواي منطقه را تعريف مي كند. دراولين مرحله، محاسبه اين شاخص نيازمند مطالعه بيلان آبي ماه به ماه براي درازمدت (مثلا 30 سال يا بيشتر ) مي باشد ، پالمر مدل دولايه اي خاك را بكار گرفته واز طريق شاخص ترنتوايت تبخير و تعرق را محاسبه مي نمايد ، با اين وجود ، شاخص مذكور روش خاصي را براي محاسبه تبخير و تعرق بالقوه نياز ندارد. نتايج تحليلهاي دراز مدت ، مجموعه اي از ارزشهاي شاخص خشكسالي را به دست ميدهد كه از 6 تا 6+ درتغيير است ، ارزش صفر دراين شاخص بيانگر شرايط طبيعي منطقه بوده كه درطي زمان ، ارزش مزبور مي تواند داراي ناهنجاريهاي مثبت (حالت سيلابي يا پر باراني ) و ناهنجاريهايمنفي(خشكساليها ) باشد.

 

◄   روشهاي تحليل جريان:

 اين گونه تحليلها كه بطور كلي بر روي جريانهاي سطحي، مخازن آب ، درياچه ها و سفره هاي آب زيرزميني صورت مي گيرد ، تحت عنوان خشكسالي هيدرولوژيك قلمداد شده و مورد مطالعه قرار مي گيرد. به همين جهت داده هاي مربوط به كميت جريان رودخانه ها دراين مطالعات از اهميت اساسي برخوردار است. داده هاي مورد نياز ، سطح و جريان رودخانه و تداوم دوره هاي بدون جريان را شامل مي شود.

 دركل مطالعات خشكسالي هيدرولوژيك بر روي رواناب ساليانه ، حداكثر جريان سالانه يا دوره جريان حداقل متمركز مي شود. مهمترين تحليلها دراين رابطه ، تحليل طول دوره اي است كه جريان ، زير يك آستانه مشخص باقي مانده و حجم كسري رواناب زيرآستانه را ايجاد كرده است ، درشرايطي كه آب يك رودخانه براي آبياري يا تهيه آب بدون استفاده از هرگونه مخزن ذخيره ، كافي نباشد ، تحليلهاي جريان حداقل ، مهمترين عامل بشمار مي آيد.

 قبل از هرگونه تحليل سريهاي مربوط به مقادير هيدرولوژيك مانند حدكثر جريان سالانه يا ميانگين جريان سالانه ، بررسي كيفيت داده ها و استفاده ازهمه اطلاعات قابل دسترس ، ضرورت دارد. درصورتي كه بنا به عللي سريها داراي نقص باشند. بايد به استفاده از روشهاي مربوطه ،   داده هاي گم شده را بازسازي نمود.

 

◄   روش تحليل داده هاي بارندگي:

 اين روش جزء‌ عمومي روشهاي تحليل خشكسالي بشمار مي رود. علت اين امر دسترسي    راحت تر و آسانتر به انواع داده هاي بارندگي دربخشهاي مختلف كره خاكي است. ازطرفي مقادير بارندگي جزء‌ بي ثبات ترين متغيرهاي آب و هوايي مخصوصا درمناطق خشك محسوب مي شود و ازاين جهت مي تواند شاخص خوبي براي مطالعه خشكسالي باشد. ازطرف ديگر بارشهاي جوي در واقع مهمترين متعيري است كه تغييرات آن بطور متسقيم در رطوبت خاك و جريانهاي سطحي ، مخازن زيرزميني و منعكس  شده و بنابراين اولين برداري است كه مي تواند در مطالعه هر حالتي ازخشكسالي مورد توجه قرار گيرد. شاخصهاي مختلفي براي مطالعه خشكسالي ازاين ديدگاه ، ابداع و ارائه شده است.ساده ترين اين شاخصها ، ميانگين بارندگي درازمدت به عنوان يك عدد آستانه است كه مقادير بارندگي در زمانهاي مورد مطالعه نسبت به آن سنجيده و ارزيابي مي شود. ازديدگاهي ديگر محاسبه درصد بارش نسبت به ميانگين درازمدت بارندگي مي تواند شاخص ديگري باشد كه ارقام آستانه آن مي تواند ارزشهاي مختلفي به خود گيرد كه براساس آن شدتهاي مختلف خشكسالي و فراواني آنها محاسبه شود. استفاده از انحراف معيار ، شدت خشكسالي طبقه بندي شده و محاسبات لازم بر روي آنها صورت مي گيرد.

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت