فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

شعر و داستان فارسي
کتاب و کتابخانه الکترونيکي
طنز اجتماعي ، سياسي
مجموعه اشعار شاعران
مجلات و نشريات فارسي
ادبيات کودکان و نوچوانان

 

 
 
 
 

عنوان: خوابگاه دختران، خيلي دور خيلي نزديک (طنز)

نويسنده: زهرا قدياني                ايميل: z_621220@yahoo.co.in

منبع اطلاعاتي: www.2nyaye3khahar.blogfa.com      تاريخ نگارش: 20/08/1385

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

اولين نکته اي که در بدو ورود به خوبگاه (خوابگاه دخترانه دانشگاه سمنان) توجه انسان را به خود جلب مي کند اينست که افراد چرا اين قدر کم رنگ به نظر مي ايند؟! بگذريم.
بنا به گفته شاهدان عيني طراح و مهندس بناي خوابگاه خواهران عضو انجمن حمايت از بيابان هاي بي آب و علف بوده است۲ و همين روحيه بيابان خواهي باعث شده خوابگاه خواهران را تا حد ممکن در محدود ترين فضا طرح ريزي کند. تا از اين طريق کمک شاياني به حفظ و حراست از بيابان ها، خارها و حشرات موذي اطراف سمنان کرده کرده باشد.

از سويي ديگر گفته مي شود اصولا طرح اوليه دانشگاه سمنان از سوي سازمان مراتع کل کشور و با هدف بيابان زدائي مطرح شده است. به اين صورت که اعضاي سازمان پس از تحقيقات مختلف تشخيص دادند کاشت درخت در اين مکان با مشکلات عديده اي روبروست. پس از آن يکي از اعضاي اين سازمان در پيشنهادي خلاقانه طرح ساخت دانشگاه را ارائي داد. اين طرح چندين مزيت داشت که عبارتند از :

1- بيابان زدائي بدون درخت.

2- ايجاد نوعي همزيستي مسالمت آميز ميان دانشجو، انواع روباه، سگ و گونه هاي مختلف حشرات.

3- استفاده ابزاري از دانشجو به عنوان جاده صاف کن. ( به اين صورت که رفت و آمد دانشجويان طي ساليان موالي پس از ساخت دانشگاه خود به خود راه هاي بياباني و مالرو را صاف و آماده آسفالت مي کند. )

4- جذب انسان ها ( ترجيحا دانشجو ) در جهت افزايش تراکم جمعيتي شهر سمنان۳.

اما پس از اجراي اين طرح، مشخص شد که وجود عواملي چون کمبود شعله گاز باعث شده هيچ يک از توانايي هاي پختاري دختران، که به هنگام بروز به انگشتان دست آسيب مي رساند، در خوابگاه متجلي نگردد و سر و ته قضيه با هنر نمايي در زمينه پخت انواع تخم مرغ هم بيايد. عده اي حتي به همين دليل قدم در مسير سير و سلوک مي گذارند و مدام با خود تکرار مي کنند :

درون از طعام خالي دار تا در او نور معرفت بيني
البته در خوابگاه دختران از اين بلوک به اون بلوک فرج است و توزيع امکانات به نحويست که تبعيض طبقاتي را مي توان به وضوح مشاهده کرد. هر چند در اين بين قوانيني هم وجود دارد. مثلا قانون بقاي دمپايي بيان مي کند : " دمپايي خلق و نابود نمي شود. بلکه از طبقه اي به طبقه ديگر منتقل مي شود . "

اما به هر حال در خوابگاه دختران " مشکلاتي هست که مثل خوره روح آدم رو مي خوره " : شعله گاز کم، فضا محدود، همين فضاي محدود کثيف، کولر خراب، گاز قطع ، سرو صدا زياد و خط تلفن کم است. اينجاست که ناچار بايد گفت : " بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در چيزي که به آن مي نگري."

تحقيقات در زمينه خوابگاه هاي کل کشور نشان داده ، سايه نوعي وحشت بر فضاي خوابگاه هاي دختران سنگيني مي کند. داستان از آنجا شروع شد که فيلم هاي زنجيره اي از خوابگاه هاي دختران مثل مور وملخ، در سراسر کشور توزيع شد. فروشندگان غير مجاز خيابان انقلاب تهران که بيش از هر فروشنده مجاز ديگري فعالند، کنار گوش رهگذران آرام مي گفتند " فيلم ، شو ،سيدي، خوابگاه دختران!!!! " . سپس رهگذر مورد نظر مي توانست انتخاب کند خوابگاه کدام شهر و يا حتي چه موضوعي . جشن تولد، گودباي پارتي يا حتي مسخره بازي هاي دخترانه.

البته مردم شريف، متعصب، ناموس پرست وهميشه در صحنه ايران در اعتراض به اين عمل قبيح و غير انساني اين فيلم ها را اصلا نخريدند و احدي از آحاد ملت ايران اين فيلم ها را نديد و همه همان شکيرا و ليلا جون و دي جي علي سوسمار را خريدند و اين باعث شد که فيلم ها روي دست فروشندگان غير مجاز باد کرد و آنها سخت به مجازات اعمال خود رسيدند. واين هم يکي از مشتهاي محکم مردم ايران بود . حتي در مواردي ديده شد بعدتر ها، فروشندگان غير مجاز، خيلي خيلي آرام تر کنار گوش رهگذران مي گويند : " فيم ، شو سيدي، خوابگاه ، عروسي، استخر، 13 ساله ها استقلالي ها، ( و اخيرا مداح معروف و دختر شوکت- ۱۳۸۵)...." که اتفاقا هيچ کدام از اين موارد هم اصلا مورد توجه مردم قرار نگرفت.

شايد پس از همين توجه فروشندگان محترم به خوابگاه دختران بود که ساکنين آن تصميم گرفتند از همين راه ( فيلم هاي خوابگاهي غير مجاز ) به ترويج غير مستقيم فمنيست بپردازند. به طوري که ساکنين حداقل روزي 5 بار ترانه " هر چي بخواي همون مي شم ..." يکي از تئوريسين هاي تُپل فمنيست را همراه با هد بنگ و باقي ماجرا گوش مي دهند. آنها از اين طريق علاوه بر رواج مکاتب آرمان گرا ، هم کلي لذت مي برند وهم خود با آرمان هاي والاي فمنيست بيشتر آشنا مي شوند و خود را از لحاظ تئوريک قوي مي کنند!!!!!!!

اکثر ساکنين خوابگاه در دو رشته به طور هم زمان مشغول به تحصيلند، يکي رشته تخصصي !!! خودشان و ديگري رشته تخصصي تر آمار واطلاعات . ساکنين در راستاي " اي بي خبر بکوش که صاحب خبر شوي " دست به اعمالي چون کشف و شهود، انسان شناسي، رفتارشناسي در سطح دانشکده ها و بر گذاري جلسات بحث و بررسي يافته هاي جديد، با حضور آگاهان همراه با مقادير متنابهي غيبت و تهمت در محل خوابگاه ها مي زنند. البته شايان ذکر است استعداد پسران به عنوان محور شرارت در اين زمينه بيشتر نباشد کمتر نيست.

همچنين با توجه به نظريه " آن را که خبر شد خبري باز بيامد " ، آگاهان ديگران را نيز در راس امور قرار مي دهند. به اين صورت است که خوابگاه تبديل مي شود به برج هاي دوقلوي اطلاعات جهاني .

اين ارتباطات قدرتمند شفاهي باعث شده که در خوابگاه استقبال چنداني از " مطالعه " نشود . به عبارتي : خوابگاه محل درس خواندن نيست حتي از اگر خلافش ثابت شود.

لذا مي توان از اتاق خردواني ( اتاق مطالعه )، جهت مطالعه روزنامه ورزشي، دوددل، تلفن و ... استفاده نمود.

****

1- اين مطلبو پارسال به نشريه دانشگاهمون دادم، چون مناسب ايام بود ( پخش فيلم هاي خصوصي ) الان گذاشتمش.

۲- دانشگاه ما بيرون شهر و به عبارت ديگر در بيابان ها واقع است!!!

۳- سمنان خيليييييييييي کم جمعيته.

۴- نشريه فوق الذکر، خوابگاه پسرانم داشت . خوندنش توصيه مي شه.

5- خوابگاه ما دو تا ساختمونه که به برج هاي دوقلو تشبيهش کردم.
 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت