فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

شعر و داستان فارسي
کتاب ، کتابخانه الکترونيکي
طنز اجتماعي ، سياسي
مجموعه اشعار شاعران
مجلات و نشريات فارسي
ادبيات کودکان و نوچوانان

 

 
 
 
 

عنوان: زندگينامه صبا

نويسنده:

منبع اطلاعاتي: www.farhangsara.com

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - -

   
 
 

در ميان شعراي دربار فتحعلي شاه، از همه بنامتر، فتحعلي خان کاشاني متخلص به صباست. او پسر آقا محمد از خانواده هاي قديمي کاشان است. اکثر افراد اين خانواده خدمات دولتي داشته اند. جد اعلاي وي اصلا دنبلي (امراي دنبلي مدتها در آذربايجان، در حدود خوي و مراغه، حکومت و امارت داشته اند) بود که در پايان روزگار پادشاهي کريم خان زند از آنجا به عراق افتاد و در شهر کاشان اقامت گزيد. فتحعلي خان در کاشان بدنيا آمد (تاريخ ولادت او بدرستي معلوم نيست و با استدلالي که ملک الشعراي بهار در مقدمه خود بر کتاب گلشن صبا کرده، گويا او در سنين 1179 ه. ق. اتفاق افتاده) و در آنجا بزرگ شد. در جواني به آقا فتحعلي شهرت داشت و از شاگردان حاجي سليمان بيگ صباحي بيدگلي بود.

فتحعلي خان ابتدا از مداحان لطفعلي خان، قهرمان زند، بوده و از قرار معلوم ديواني در مدح اين شاهزاده دلير و بيباک داشته که بعد از واقعه قتل برادر از ترس جان آن را فروشسته است. وي به گناه داشتن چنين ديواني مدتها مغضوب و متواري و دربدر بوده، تا در ايامي که بابا خان ( فتحعلي شاه بعدي ) به لقب جهانباني ملقب شد و از طرف آغا محمد خان به فرمانروايي فارس رسيد، به او نزديک شده است. بابا خان نيز، که خود شاعر و با سواد و طبعا مرد ملايمي بود، به تربيت و نگاهداري او پرداخته است.
از مدايح صبا درباره لطفعلي خان قصيده مفصلي است که بعد از قتل پدرش جعفرخان و جلوس صيد مراد خان به جاي او، سروده و در آن از لطفعلي خان دعوت کرده که از بوشهر به شيراز آيد و دست دشمنان را از سلطنت کوتاه کند. چند بيت از آن قصيده که به سبک و وزن قصيده انوري ساخته شده چنين است:

 

                        جانب بندر بوشهر شو اي پيک شمال                    به بر شاه فريدون فر خورشيد خصال
                        خسرو ملک ستان لطفعلي خان که بود                 ياورش لطف علي ، يار خداي متعال
                        بعد تقبيل حريم حرمش خون بگري                        بعد تعطير غبار قدمش زار بنال

 

فتحعلي خان در سال 1211 ه. ق. به تهران آمد و در جشن جلوس فتحعلي شاه ( 1212 ه. ق.) قصيده غرائي خواند که پسند شاه افتاد و هر روز کارش بالا گرفت تا لقب ملک الشعرايي يافت و عنوان خان و منصب احتساب الممالکي گرفت. چند سالي هم حکومت قم و کاشان را داشت، و بعد از حکومت دست کشيد و در التزام رکاب بود، و زماني هم به کليد داري آستانه قم منصوب شد.
در اواخر سال 1223 ه. ق. بيماري و خشکسالي در قم افتاد و صبا با اجازه و فرمان شاه به تهران آمد. او از طرف شاه يک سفر به آذربايجان و يک سفر به ترکستان ماموريت يافت و در سال 1228 ه. ق. که شاه براي شرکت در جبهه جنگ ايران و روس عازم آذربايجان شد، صبا همراه وي بود، ولي در چند فرسنگي زنجان بيمار شد و به تهران مراجعت کرد. در همين سفر بود که هنگام مراجعت، از شاه دستور يافت تا کتابي در بحر تقارب ( به وزن شاهنامه فردوسي ) به نام شاهنشاه نامه به نظم در آورد و صبا آن را در مدت سه سال در چهل هزار بيت ( تعداد ابيات شاهنشاه نامه چاپي از 33 هزار تجاوز نمي کند ) به اتمام رسانيد و چهل هزار مثقال طلا صله گرفت.
در سال 1233 ه. ق. قحطي عظيمي در خراسان افتاد و صبا به سرپرستي هيئتي براي دادن اعانه، مامور خراسان شد و در سرماي سخت زمستان با زحمات و صدمات زياد به آنجا رسيد و وجوه و اعانه را بين نيازمندان تقسيم و به تهران مراجعت کرد.
صبا پس از اين مسافرت با سمت پيشخدمت و نديم خاص و عنوان ملک الشعراء در دربار فتحعلي شاه بود، تا اينکه در سال 1238 ه. ق. پس از شصت يا پنجاه و نه سال عمر، در تهران درگذشت.

 

 شعر صبا
ملک الشعراي صبا در ادبيات فارسي تبحر، و به لغت عرب احاطه کافي داشت. وي اشعار زيادي از غزل و مثنوي و رباعي و ترجيع بند، سروده، اما هنر بزرگ او قصيده سرايي است. او در اين فن، در عين پيروي از انوري، داراي سبک و شيوه خاصي است که بعدا قاآني و اديب الممالک فراهاني و بسياري از شعراي قرن سيزدهم، از آن سبک و شيوه تقليد کرده اند. صبا صنايع لفظي و معنوي را به دقت رعايت مي کند، حتي لغات و اصطلاحات نامانوس و نامتجانس را در چکامه هاي خود با مهارت زياد به کار مي برد.
ديوانش ده تا پانزده هزار بيت است. غير از شاهنشاه نامه که از آن جداگانه صحبت مي داريم، مثنوي به نام خداوندنامه در بيان معجزات پيغمبر اسلام و جنگها و دليريهاي علي، اميرالمومنين، و دو رساله منظوم بنام عبرتنامه به تقليد تحفة العراقين خاقاني و گلشن صبا در اندرز به فرزند خود ( محمد حسين ملک الشعراء، متخلص به عندليب) دارد. گلشن صبا از جمله بهترين اشعار صباست. اين اشعار به پيروي از سبک سعدي و بي اندازه پخته و ساده و روان سروده شده است.

 

 شاهنشاهنامه

بزرگترين مثنوي صبا شاهنشاهنامه است، و آن داستان حماسي است به روال شاهنامه فردوسي و به همان وزن، در ستايش و ذکر وقايع پادشاهي فتحعلي شاه و مآثر آغا محمد خان و پدران آنان و جنگها و فتوحات عباس ميرزا با سپاهان روس و اندرزها و مطالب ديگر.
اين داستان را معاصران بسيار ستوده اند، فردوسي شاهنامه را در مدت سي سال به پايان برد و اين استاد هفتاد هزار بيت را شش سال سرود. اما " در هفتاد هزار بيت، از مناقب آل رسول که بگذري، در اسلوب شاعري، الفاظ مغلق مشکل را، که فقط خواص و اهل علم و ادب و لغت از آن محظوظ مي شوند و اغلب اشعارش شامل آنهاست، از آن پيروي کني، هفت بيت که مثل يکي از سي هزار بيت شاهنامه باشد، نيست...(به نقل از مجله يادگار، سال 5 شماره هاي 1 و 2)".

 

نمونه اي از گلشن صبا: موبد سالخورده

      شنيدم يکي موبد سالخورد                                      در آن دم که روشنروان مي سپرد

      تن پاکش از تابش آفتاب                                           چو موم اندر آتش، چو شکر در آب

      يکي گفتش: اي پير ديرينه روز                                   تن از تابش آفتاب به سوز

      نبستي چرا در سراي سپنج                                      سپنجي سرايي پي دفع رنج؟

      بناليد و گفتا: در اين روز کم                                       گر آسايش از سايه نبود چه غم

      بزرگان چنين از جهان رسته اند                                  نه چون ما دل اندر جهان بسته اند

      چو صاحبدلي بر جهان دل منه                                    به بيهوده گل بر سر گل منه 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت