فرهنگ و تاريخ | سرگرمي | نيازمنديها | مذهبي | اقتصادي | خانواده و اجتماع | هنر | اخبار | ورزش | کامپيوتر | گردشگري | صنعت و دانشگاه | صفحه اصلي

فيلم  و  موسيقي
طراحي  و  نقاشي
مينياتور  و  تذهيب
صنايع دستي ايران
بزرگترين گالري عکس
 
 
 
 
 
 

عنوان: زندگي استاد علينقي وزيري

نويسنده: آرش           ايميل: parviz.yahaghi@yahoo.com

منبع اطلاعاتي: parvizyahaghi-artist.blogfa.com

عکس
 

 

گالري تصاوير

 

- - - - -

   
 
 

علينقي وزيري در سال ۱۲۶۶در تهران به دنيا آمد. پدرش افسر بود. در قديم رسم بود که هر کس شغل پدر را پيش مي گرفت. بنابراين، پيش بيني مي شد که علينقي وزيري و برادران ديگر هم که جمعاً پنج پسر بودند، وارد خدمت نظام خواهند شد. اما تصادفاً دو تن از آنان هنرمند شدند و سه برادر ديگر خدمت ارتش را پيشه ساختند.

اين دو هنرمند، يکي علينقي است و ديگري برادرش کوچکش، حسن علي که ابتدا نواختن سنتور را نزد حسن سنتوري آغاز کرد ولي آن را ادامه نداد و عاشق نقاشي شد و به استاد زمانه، کمال الملک، سر سپرد و دنبال اين هنر را گرفت تا به کمال رسيد. محيط خانوادگي وزيري براي آشنايي با موسيقي مساعد بود زيرا دايي مادرش، که پيرمرد دانشمندي بود، مجلس درس داشت و فلسفه و علوم متعارف آن زمان را از جمله موسيقي تدريس مي کرد. دايي اش، حسين علي خان قزل اياغ، ذوقي داشت و تارمي نواخت. مادرش هم به موسيقي وارد بود، ضرب مي گرفت و آواز مي خواند.

 


هنگامي که علينقي به سن چهارده سالگي رسيد، پدرش موسي خان ميرپنج، به رياست قشون استرآباد ماموريت يافت. از آنجا که علينقي بچه خوش بنيه، سالم و زيرکي بود، مادرش به موسي خان گفت: اگر من بتوانم ساير کودکان را در غياب تو نگاهداري کنم، از عهده اين يکي درست برنمي ايم، بهتر است او را هم با خود به سفر ببري. ميرپنج نظر فرزندش را پرسيد و علينقي که عاشق سواري و تيراندازي و شمشيربازي بود، اظهار خرسندي کرد. پدرش او را نزد رئيس قزاقخانه برد و گفت: من مي خواهم پسرم را که استعداد نظامي خوبي هم دارد، با خود به سفر ببرم ولي هنوز او به سن سربازي نرسيده است. وقتي رئيس قشون ديد که او از برخي فنون نظامي به خصوص شمشيربازي اطلاع دارد و بنيه اش هم خوب است، موافقت کرد که پسر ميرپنج هم لباس نظامي بپوشد و قزاق شود. در اردوي نظامي، دو سه تن شيپورچي بودند که فرمانهاي نظامي را مي نواختند و مخصوصاً يکي از آنها از بقيه متبحرتر بود. علينقي به شيپور زدن علاقه پيدا کرد و در مدت چند ماهي که در اردو بود، اجراي تمامي فرمان ها را به خوبي فراگرفت، به طوريکه شيپورزن قابلي شد.
علينقي پانزده ساله بود که اولين مشق هاي موسيقي را از دايي خويش، حسين علي خان، روي تار فراگرفت. ديري نگذشت که به ساز علاقمند شد و از معلم خود جلو افتاد. يکي دو سال که گذشت، چنان به موسيقي علاقه پيدا کرد که تمام اوقات فراغت خود را به نواختن مشغول بود. برادر کوچکترش، حسن علي خان، مي گفت: براردم هر کجا سازي مي ديد، نمونه اي به دست مي آورد، چنانکه به تدريج اتاقش موزه اي از سازها شد. تار، سه تار، کمانچه، سنتور، ويولن، فلوت، قره ني، ضرب، دايره، و حتي شيپور هم در اتاقش ديده مي شد و همه اين سازها را کم و بيش مي نواخت اما به ويولن و مخصوصاً تارآشنايي بيشتري داشت. حسينعلي خان مي گفت: وقتي ديدم علينقي با همه اين سازها آشنايي دارد، چون به ذوق او پي بردم و دانستم که هرگز کسي نخواهد توانست اين همه ساز را خوب بزند، او را تشويق کردم که فقط تار بزند. او هم نصيحت مرا پذيرفت ولي از ويولن دست برنداشت.
وي اولين درس نت خواني را از ياور آقاخان، افسر موزيک، آموخت و بعد از اندک مدتي دريافت که ديگر معلمش چيزي در چنته ندارد که به او بياموزد. سپس وي با کشيشي فرانسوي به نام پرژو آشنا شد که پيانو مي نواخت. علينقي از وي خواهش کرد که به وي درس بدهد. کشيش کتابي به وي داد که در اصل دائره المعارفي در باب موسيقي بود. علينقي با خواندن اين کتاب دريافت که علم موسيقي فقط نت خواندن نيست و مباحث ديگري هست که بايد نزد استاد فراگرفت. وي مباحث تئوري و هارموني را از کشيش آموخت ولي ماموريت کشيش در ايران تمام شد و از ايران خارج شد. اينجا بود که علينقي تصميم گرفت براي تکميل معلومات خويش به اروپا برود. در طي اين سالها علاوه بر تکميل دانش خود، در نوازندگي تار هم تبحر خاصي پيدا کرد. به طوريکه علاوه بر فرمهاي موسيقي ملي، قادر بود آهنگهاي فرنگي را هم با تار بنوازد. اين کار وي در آن زمان نوعي ابتکار و امتياز محسوب مي شد.
تا آن زمان موسيقي ايراني کاملاً سينه به سينه منتقل و آموخته مي شد، ولي علينقي وزيري پس از آشنايي با آقا حسينقلي (استاد بزرگ تار)، به او پيشنهاد کرد تا رديف وي را به خط نت بنويسد. او هم پذيرفت و علينقي اين کار را طي مدت دو ماه به اتمام رساند. سپس رديف ميرزا عبدالله را نيز به خط نت تبديل کرد. وي از همان زمان تا واپسين دم حيات خود، در راه اعتلاي موسيقي ملي گام برداشت. به اين سبب بايد به حق، وزيري را پايه گذار موسيقي نو در ايران دانست.

کلنل پس از خاتمه تحصيلات خود، در سال ۱۳۰۲ خورشيدي، به ايران بازگشت و در اسفند همان سال با تاسيس مدرسه عالي موسيقي، اولين سنگ بناي موسيقي علمي ايران را گذاشت. در آغاز تاسيس، شاگردان زيادي به آموزشگاه آمدند که از آن جمله، ابوالحسن صبا، روح الله خالقي، سليمان سپانلو، حسين سنجري، موسي معروفي، جواد معروفي، حسينعلي ملاح، فروتن راد، عبدالعلي وزيري و علي اکبر همايون بودند. در سال ۱۳۰۳ وي با ياري شاگردانش، ارکستر کوچکي ترتيب داد و براي دوستداران موسيقي، "کلوب موزيکال" به راه انداخت.
 

 آثار چاپ شده وزيري :
آثار چاپ شده استاد وزيري عبارتند از :
1-نظري به موسيقي مقدماتي.
2-نظري به موسيقي ايراني.
3-نظري مفصل به موسيقي عربي.
4-سرود مدارس با اشعار فردوسي و سعدي.
5-دستور ويولون در دو جلد.
6-دستور تار چاپ برلن.
7-زيبا شناسي در هنر و طبيعت.
8- خدائيهاي کودکان در 5 جلد.
9-تاريخ هنر هاي مصور.
10-زيبا شناسي تحليلي (اثر :گاستالاـــ ترجمۀ استاد وزيري)

 

 آخرين اثر کلنل وزيري :
کلنل وزيري دربارۀ آخرين اثر خويش اظهار داشت : آخرين اثر من در موسيقي (سنفوني نفت)است که در جريان مبارزه ملت ايران عليه بيدادگري بيگانگان نسبت بايران در حدود سال 1328 ساخته شده متأسفانه نت اين سنفوني در حال حاضر در اختيار من نيست و نزد دوست وفادار و صميميم سليمان سپانلو بود که از شاگردان من بود و تار نيز خوب مينواخت ليکن اين دوست صديق چندسال قبل در گذشت.

 برجسته ترين شاگردان استاد :
استاد درباره شاگردان برجسته خود گفتند:
از ميان تعداد زيادي که موسيقي را نزد من آموختند چند تن هنر موسيقي را حرفه قرار دادندو برخي بکارهاي ديگر پرداختند از جمله کسانيکه موسيقي را حرفه اصلي قرارندادندتا آنجا که بخاطر دارم عبارتند از آقايان :
1- دکتر محمد حسين اديب وزير اسبق بهداري
2-کاظمي وزير اسبق امور خارجه
3-پروفسور منوچهر وارسته استاد دانشگاه جنگ
4-علي مشير معاون اسبق وزارت دارائي
و شاگردانيکه رشته هنر و موسيقي را ادامه دادند و در حال حاضر هر يک در حد خود از نام آوران اين هنر مي باشند عبارتند از :
1- حسينعلي ملاح
2-حشمت سنجري
3-عبدالعلي وزيري
4-جواد معروفي
5-مرحوم ابوالحسن صبا
6-مرحوم روح دالله خالقي
7- مرحوم موسي معروفي
8-مرحوم خادم ميثاق
9-مرحوم فروتن راد

 آخرين سمت استاد کلنل وزيري:
استاد درمقابل اين سئوال اظهار داشتند که :....آخرين سمت من در دانشگاه استاد کرسي زيبا شناسي بود که چند سال پيش با عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران باز نشسته شدم چون متجاوز از هشتاد سال از عمرم ميگذرد ليکن با کهولت و کسالت و بيماريهاي مختلفي که لازمه پيري است بيشتر اوقات را به استماع موسيقي و مطالعه برخي از نشريات خارجي و ايراني و همچنين خواندن شاعران اين روزگار مي گذرانم من توجه خاصي به شعرهاي خوب شاعران جوان معاصر دارم و بايد بگويم قسمت اعظم اوقات من صرف خواندن آثار اين شاعران مي شودو از پاره اي از آنها خوشم مي ايد ،رونويس بر مي دارم و بهنگام فراغت با حفظ کردن آنها خود را مشغول مي کنم.
مثل:فريدون مشيري، محمود کيانوش ،نصرت رحماني ، مهدي اخوان ثالث ،سيمين بهبهاني ،نادر نادرپور ،بيژن سمندر،سياوش کسرائي و پرويز خائفي. براي همه اين شعرا و هنرمندان که در هر رشته و زمينه هنري کار ميکنند آرزوي موفقيت دارم.

 

 

 

 

 

گروه علمي فدک

کليه مطالب ارسالي با نام اشخاص و ذکر منبع در اين سايت درج مي شود

راهنما  |  آمار سايت  |  درباره ما  |  تماس با ما  |  نظر خواهي  | آرشيو  |  عضويت در سايت